انتخاب سبک سفر مناسب

17

این روزا تب هیچهایک و سفر بی‌برنامه و ماجراجویانه حسابی داغه و باعث شده خیلی‌ها چون شرایط این طور سفر کردن رو ندارن کلن قید سفر رفتن رو بزنن. به نظرم خوبه یکم درباره‌ی این فکر کنیم که سبک سفر شخصی ما چیه و بدونیم که همه‌ی آدم‌ها قرار نیست از یه سبک خاص سفر لذت ببرن. راستش این که چه سبک سفری بیشتر به درد آدم می‌خوره چیزی نیست که از روز اول معلوم و مشخص باشه. به نظرم مثل هر چیز دیگه‌ای تو زندگی، بهترین کار اینه که بری گزینه‌های مختلف رو امتحان کنی تا بفهمی دقیقن چی دوست داری.

من هم از روز اول ایده‌ای نداشتم که ترجیحم برای سفر کردن چیه. خب تازه شروع کرده بودم و دلم می‌خواست همه چیز رو امتحان کنم. تو این دو سه سال با آدم‌های مختلف رفتم سفر، تعداد همسفرهام رو بالا پایین کردم، شهرگردی و طبیعت‌گردی رو امتحان کردم و آروم سفر کردن و تندتند جابجا شدن رو تجربه کردم تا بالاخره به اینجا رسیدم که تکلیفم رو با خودم می‌دونم و از سفرهام لذت بیشتری می‌برم.

راستش از چیزی که تو اینستاگرام و جاهای دیگه می‌بینم حس می‌کنم تعریف «سفر خوب» داره به شدت به سمت تک‌بعدی شدن پیش میره. این که فکر کنیم خوب سفر کردن یعنی بی‌برنامه به جاده زدن و دنبال کارهای هیجان‌انگیز بودن و اگه یه آدمی شب رو تو هتل بمونه آدم خسته‌کننده‌ایه و سفرش سفر نیست به نظرم تفکر اشتباهیه. برای همین تو این پست می‌خوام یکم در مورد سبک‌های مختلف سفر و ترجیح آدم‌ها برای انتخاب هر سبک حرف بزنم:

همسفر

آدمای زیادی رو می‌شناسم که تنهایی سفر می‌کنن و میگن لذت تنها سفر کردن از این که با دوستای نزدیکت سفر کنی هم بیشتره. وقتی تنها سفر می‌کنی اختیارت کاملن دست خودته و لازم نیست برای گرفتن هر تصمیمی با همسفرت مشورت کنی. می‌تونی از وسط راه مقصدت رو عوض کنی یا یه روز کامل رو به جای گشتن تو شهر تو اتاقت تو هتل استراحت کنی. لازم نیست نگران تنها موندن هم باشی چون اصولن وقتی تنها سفر می‎‌کنی وقت کمی رو واقعن تنهایی می‌گذرونی چون با کلی آدم جدید تو مقصد آشنا میشی و دوست‌های جدید پیدا می‌کنی.

همسفر خوب کسیه که به جای دیدن آثار باستانی اون بغل، دلت بخواد باهاش بشینی تو غار دو ساعت گپ بزنی!

اما باید به این نکته هم توجه کنیم که ممکنه یه آدمی واقعن ارتباط برقرار کردن با غریبه‌ها سختش باشه. درسته که آدم باید با ترساش روبرو بشه اما خب یه وقتایی هم نمیشه که نمیشه. یا اصلن هنوز وقتش نیست که بر این ترس غلبه کنه. بعضی‌ها هم چون زبانشون خیلی خوب نیست یا اعتمادبنفسش رو ندارن که به یه زبون دیگه صحبت کنن، نمی‌تونن راحت با بقیه ارتباط برقرار کنن و با مسافرهای دیگه همراه بشن. خب برای این آدما احتمالن داشتن یه دوست و همسفر خوب می‌تونه کیفیت سفر رو کلی بالا ببره. دلیلی نداره چون تنها سفر کردن باحاله و آدما فکر می‌کنن اونایی که تنهایی سفر می‌کنن خفن‌تر و قوی‌تر هستن خودتون رو به زحمت بندازید و سفرتون رو سخت کنید.

سفر کردن گروهی با تور هم که مزایای خودش رو داره. مثلن این که وقتی با تور سفر می‌کنید لازم نیست از قبل وقت بذارید و برای سفرتون برنامه بریزید. اگه دوست دارید جاهای زیادی رو تو یه سفر ببینید تور برای شما بهترین گزینه‌س چون هر روز به چند جای مختلف سر می‌زنید. اگه ارتباط برقرار کردن با آدما تو سفر براتون سخته هم تور می‌تونه کارتون رو راحت کنه: چند روزی رو با آدم‌های ثابت می‌گذرونید و کم‌کم یخ همه باز میشه و معاشرت کردن راحت میشه. سفر کردن با تور این مزیت رو هم داره که هزینه‌ی سفرتون از قبل مشخصه و خیالتون راحته. آدم‌های زیادی رو می‌شناسم که با این که امکان تنها سفر کردن رو هم دارن، به خاطر همین خوبی‌های تور، همیشه گروهی سفر می‌کنن!

خیلی‌ها میان باهام حرف می‌زنن و میگن به خاطر نداشتن همسفر پایه دارن سفر کردن رو به عقب می‌اندازن. همیشه توصیه‌م به این آدما اینه که سفر کردن رو با گروه‌های سفر یا تور شروع کنن. من هم با سفرهای گروهی شروع کردم و کم‌کم از بین آدم‌هایی که شناختم  همسفرهام رو انتخاب کردم. تاحالا هم تنهایی سفر رفتم، هم تو گروه سه چهار نفره و هم با جمع‌های ۱۰-۱۵ نفره! از هیچ کدوم هم پشیمون نیستم چون باعث شدن خودم رو بیشتر بشناسم و امروز بدونم دوست دارم با چند نفر سفر کنم و با چطور آدم‌هایی همسفر بشم.

اقامت

این که چه سبک سفر کردنی برای شما بهتره خیلی به شخصیتتون بستگی داره. مثلن اقامت تو هاستل یا استفاده از کوچ‌سرفینگ برای کسی که دوست داره با آدمای جدید آشنا بشه بهترین گزینه‌س. اگه تنها سفر می‌کنید و دنبال کوله‌به‌پشت‌های دیگه می‌گردید اول از همه دنبال یه هاستل باحال بگردید یا یه میزبان جوون و پایه تو کوچ‌سرفینگ پیدا کنید! اما یادتون باشه که فقط به خاطر این که همه از تجربه‌ی اقامت تو هاستل‌ یا کوچ‌سرفینگ تعریف می‌کنن قرار نیست شما هم از اون فضا لذت ببرید. ممکنه برای یه آدم درونگرا که هدفش از سفر دیدن آدم‌ها نیست و دوست داره جاهای دیدنی هر منطقه رو ببینه هتل گزینه‌ی بهتری باشه. چنین آدمی شب که برمی‌گرده دوست داره در تنهایی و سکوت برای خودش یکم کتاب بخونه و بخوابه.

در حالی که ممکنه تو هاستل و اتاق‌های چندتخته اون حریم شخصی دلخواهتون رو نداشته باشید. اگه بخواید از کوچ‌سرفینگ استفاده کنید هم که بهتره یه وقتی رو برای معاشرت کردن با میزبانتون بذارید. ممکنه شب که خسته و کوفته برمی‌گردید خونه میزبانتون بخواد یه جایی از شهرش رو بهتون نشون بده و شما هم به خاطر رعایت ادب و قدردانی از لطفش دلتون نیاد پیشنهادش رو رد کنید و باهاش برید بچرخید.

هاستل
یه وقتایی تو سفر انقدر از معاشرت کردن خسته میشی که با دیدن این منظره‌ی به ظاهر جذاب و فریبنده فقط میگی: وای بازم آدم! اون وقته که قدر هتل رو می‌دونی.

کمپ زدن هم یکی دیگه از گزینه‌های خوب و ارزون برای اقامته. کمپینگ برای من خیلی لذت‌بخشه و یه شب موندن تو طبیعت به اندازه‌ی یه ماه بهم انرژی میده. راستش چادر زدن و شب تو چادر موندن برای من اصلن سختی نداره چون آدمی هستم که به تمیزی و کثیفی حساسیت ندارم، راحت روی زمین دراز می‌کشم و از این که خاک و خاکستر وارد غذام بشه ناراحت نمی‌شم. شبم یه طوری تو کیسه‎‌خوابم می‌خوابم که انگار رو تخت خودمم. با این وجود می‌دونم که کمپ زدن برای همه‌ی آدما انقدر راحت نیست. هرچند به همه توصیه می‌کنم به خاطر ترس از سختی کشیدن بی‌خیال کمپینگ نشن و یکی دو بار امتحانش کنن اما این که اولویت یه آدمی موندن تو خونه و دسترسی به دوش آب گرم و خوابیدن رو تخت باشه هم برام کاملن قابل درکه.

هزینه‌ی سفر

راستش این روزا ارزون سفر کردن بین خیلی از آدم‌ها به یه ارزش تبدیل شده و هر کسی که بتونه کمتر تو سفر پول خرج کنه این مسابقه رو برده و آدم باحال‌تریه. خب منطقیه که وقتی آدم پول زیادی نداره هرچی هزینه‌ی سفرهاش رو بیاره پایین می‌تونه بیشتر سفر کنه. در واقع ارزون سفر کردن یه مهارته که تو با تمرین کردن یاد می‌گیری. این که برای چی پول خرج کنی و برای چی نکنی. این که از قبل فکر کنی اگه با چه وسیله‌ی نقلیه‌ای بری و تو کدوم هاستل بمونی هزینه‌ی سفرت کمتر میشه. اما یه وقتایی پول اصلن دغدغه‌ی آدم نیست. ممکنه شما کل سال رو کار کرده باشید و پول جمع کرده باشید و بعد بخواید یه مرخصی حسابی بگیرید و برید یه سفر لوکس و استراحت کنید. هدف از سفر که سختی کشیدن نیست، لذت بردنه!

مثلن در مورد حمل و نقل، من خیلی وقت‌ها که پولش برام مساله‌ای نیست به جای هیچهایک کردن از اتوبوس و قطار استفاده می‌کنم. خوبه که آدم بدونه هدفش از هر سفر چیه. یه وقتی هست که من می‌خوام هیچهایک کنم چون دلم می‌خواد با آدم‌های جدید هم‌صحبت بشم یا مقصدهای جدید رو کشف کنم. اما یه وقت‌هایی هم صرفن می‌خوام از نقطه‌ی الف برم به نقطه‌ی ب و وقت زیادی هم ندارم. اونجا دیگه مهم نیست که با کمتر پول خرج کردن برنده بشم! خیلی راحت یه بلیط اتوبوس می‌گیرم و خودم رو به مقصد می‌رسونم.

یا خیلی‌ها براشون امتحان کردن غذاهای محلی تو مقصد مهمه و حاضرن به خاطرش پول خرج کنن در حالی که بعضی‌ها ترجیح میدن یه غذای ساده بخورن و به جاش از اون پول برای تفریحات دیگه استفاده کنن. این دیگه برمی‌گرده به اولویت‌های شما تو سفر!

هدف سفر

برای بعضی آدما طبیعت‌گردی و کمپ زدن تو یه جای بکر و درست و حسابی خیلی مهمه. رسیدن به چنین جای بکری نیازمند اینه که از قبل پرس و جو بکنی و یه جای خوب پیدا بکنی. بعدم این که این جور جاها معمولن چند ساعت کوه‌پیمایی یا پیاده‌روی در طبیعت داره. برای همین باید زود به مقصدت برسی تا قبل از تاریک شدن هوا و تو یه زمان مناسب به جای کمپ برسی. پس اگه اولویتت طبیعته باید یه وقتایی قید بی‌برنامه بودن و یا هیچهایک کردن رو بزنی تا به هدفت برسی.

یه ساعت با قلعه بابک فاصله داشتیم اما چون از قبل برنامه‌ش رو نریخته بودیم نمی‌رسیدیم بریم بالا. برای من که مهم نبود! همین که تو این سبزی و زیر این آسمون یه شب خوابیدم سهمم رو از طبیعت گرفتم.

من تو زندگیم هیچ‌وقت از دیدن بناهای تاریخی و مساجد لذت نبردم. اوایل که می‌رفتم سفر تو رودرواسی همسفرام یا میزبانم سعی می‌کردم برم جاهای تاریخی یا دیدنی هر شهری رو ببینم. یه دفعه که داشتیم می‌رفتیم شیراز به تابلوی تخت جمشید که رسیدیم همسفرمون از من و سارا پرسید: بریم تخت جمشید رو ببینیم؟ من و سارا یکم معذب به هم نگاه کردیم و گفتیم: نه ما واقعن نمی‌خوایم تخت جمشید رو ببینیم! فکر کنم از اونجا بود که فهمیدم لازم نیست جایی رو به خاطر این که همه میگن خوبه یا قشنگه یا باید دید ببینم. به جاش تو اون سفر رفتیم کلی تو کوچه‌پسکوچه‌های قدیمی شیراز گشتیم و سفر شیرازمون کلی برامون به یاد موندنی شد.

هیچ کسی جز شما از راه رفتن تو یه بازار تعطیل لذت نمی‌بره؟ مهم نیست! مهم اینه که شما لذت می‌برید. اصلن به جاش بگید رفتید فلان مسجد معروف رو دیدید.

خلاصه حرفم اینه که بدونید از هر سفری چی می‌خواید. اگه دوست دارید جاهای دیدنی رو ببینید از قبل سرچ کنید و پیداشون کنید. اگه می‌خواید با آدم‌های جدید معاشرت کنید به فکر پیدا کردن میزبان باشید یا به مقصدتون هیچهایک کنید. حتی ممکنه برید اصفهان و هیچ جایی رو نبینید و کلش رو با میزبانتون تو خونه یا کافه‌های مختلف گپ بزنید. اگه دلتون طبیعت می‌خواد و وقت کم دارید، سوار ماشینتون بشید و راست برید وسط جنگل چند روزی همون جا بمونید.

یادتون باشه که هر جایی برید و هر مدلی سفر کنید، وقتی برگردید یه سری آدما هستن که می‌گن: رفتی تا هند ولی تاج محل رو ندیدی؟ نصف عمرت بر فناست! یا اشتباه کردی رفتی فلان کوه، منظره‌ی کوه بغلی خیلی بهتره! پس خیلی نگران نباشید و از سفرتون هر طوری که خودتون دوست دارید لذت ببرید. لازم نیست همه مثل هم و یا از روی یه کتابچه‌ی راهنما سفر کنیم.

من که خودم این روزا برای آدمایی که می‌دونن چی می‌خوان و تکلیفشون با خودشون مشخصه خیلی احترام قائلم، چه تو سفر و چه کلن تو زندگی. به خصوص آدمایی که انتخابشون کورکورانه نیست و بعد از کلی تجربه کردن فضاهای مختلف بالاخره به یه ثباتی رسیدن و فهمیدن برای چی ساخته شدن و چی براشون لذت‌بخشه.

 

 

 

0

17 کامنت

  1. اولا که میخواستم ازتون عذرخواهی کنم چون برداشتم در مورد شما این بود که اهل شوآف هستید و فقط سبک سفر خودتون رو میپسندید و دیگران رو نه…ولی خوب اشتباه میکردم و معذرت میخوام.
    ثانیا بنظر من لذت سفر در خود سفره، اینکه بری سفر حالا هر جور که شد، هیچ بزنی تور بگیری هر کدومش لذت خاص خودش رو داره
    ثالثا متاسفانه میبینم که بیشتر هموطنامون بجای اینکه وقت و انرژیشون رو صرف لذت از سفر و جاده و مقصد بکنن، دارن انرژی رو صرف شوآف میکنن که این با روح سفر و رها شدن تناقض داره.
    و در آخر اینکه با آرزوی زندگی پر از سفر و لذت و تجربه های ناب

    • آره بهتون حق میدم که در مورد ما این طوری فکر کنید! خب دلیل این که بیشتر از یه سبک سفر خاص حرف می‌زنیم اینه که خودمون توش بیشتر تجربه داریم و بیشتر می‌دونیم درنتیجه بیشتر می‌نویسیم ازش. اما درواقع هدف اصلی زدن این سایت هم این بوده که آدما رو تشویق کنیم به سفر رفتن نه لزومن سفر ارزون و هیچهایکی رفتن! امیدوارم که بتونیم در مورد بقیه‌ی سبک‌های سفر هم بیشتر بنویسیم تا فضا از این تک‌بعدی بودن دربیاد:)
      ممنونم ازت که اومدی کامنت گذاشتی و نظرت رو گفتی!

  2. یه مساله در مورد کوچ‌سرفینگ از کسایی که مدت‌هاست آدم‌ها رو در خونه‌شون به این شیوه پذیرایی می‌کنن شنیده‌م. با این که که کوچ‌سرفینگ نوعی اقامت مجانی محسوب می‌شه، ولی سفر کردن به شیوه‌ی کوچ‌سرفینگ صرفن به خاطر این که هزینه‌ی اقامت ندی با روح قضیه در تضاده. یعنی با این که اقامتِ مجانی انگیزه‌ی بزرگیه، این که از خونه‌ی طرف فقط برای خواب شب استفاده کنی و انتظارات بالا داشته باشی و هیچ گونه تعاملی با میزبان نداشته باشی و آخر سر خونه رو نامرتب رها کنی و بری تقریبن بی‌ادبی محسوب می‌شه. معاشرت و گپ و گفت و آشپزی و گاهی حتا انجام خرده‌کارهایی توی خونه بسته به مهارت‌ها، نه همیشه ولی بیشتر وقت‌ها جزيی از قرارداد نانوشته و ناگفته‌ی کوچ‌سرفینگه که خیلی خوبه بهش احترام بذاریم و اگر علاقه یا توانایی این کارها رو نداریم بهتره از روش‌های دیگه استفاده کنیم. حتا گاهی airbnb که دادوستد مالی هم داره این طوریه. خلاصه این که در مقابل دریافت اقامت کم‌هزینه خیلی خوبه که یه چیزی هم به خونه و میزبانمون ارائه و اضافه کنیم.

  3. سلام پری
    بنظرم این مطلب کامل کننده تمام حرف و حدیث ها و راهنمایی هایی بوده که بعنوان توصیه در سبکتر منتشر شده و واقعاً این بخش زنجیره فکر ما رو از شناخت روش درست سفر کامل کرد.
    این که درگیر جوّ گیری ها و موج هایی که تو دنیای مجازی راه میافته نشیم خیلی مهمه و اینکه هرکدام از انواع سفرها رو به دید طعم های مختلف و لذت بخش در زندگی ببینیم، همه این انواع سفر رو برامون لذت بخش تر می کنه.

  4. سلام پری 🙂 یه سوال دارم که خیلی مسخرس ولی خب شاید واسه من یا خیلیا معضل باشه.توی روش کمپ زدن حموم دستشویی رو باید چیکار کرد انصافن؟ :دی
    باید از روش صحرایی استفاده کرد؟ 🙁 در این صورت کمپینگ به درد سفر یک روزه میخوره فقط؟

    • سلام زهرا جان! آره دستشویی که همون صحرایی اوکیه و اگه به نظرت سخته اصلن نگران نباش یه روزی بود که برای منم خیلی خیلی سخت بود اما الان دیگه اصلن بهش فکرم نمی‌کنم انقدر برام عادی شده. در مورد حموم هم تا دو سه روز میشه حموم نرفت دیگه. ما معمولن برمیگردیم شهر و یه دوشی می‌گیریم:)

  5. به به این پست عالی بود.
    توش قضیه همه جانبه دیده شده بود و منطقی.واقعا درسته آدمی که اهل معاشرت با دیگران نیست مجبور نیست مدل سفری رو انتخاب کنه که مرتب مجبور به معاشرت باشه!و این عیب هم نیست به سلیقه و روحیه آدما برمی گرده.
    و سفر لوکس هم بد نیست اصلا.اتفاقا خیلی هم لذتبخش و جذاب و خاطره انگیزه چون تقریبا فقط خاطره خوب می مونه درسته که پول زیادی خرج می شه ولی در عوض دیگه نگرانی این که سرت کلاه بره یا جای خواب پیدا نکنی یا غذای بین راه بد باشه و مسمومت کنه رو نداری .

    • آره سحر جان واقعن هر کدوم یه لذتی داره و هر آدمی تو زندگیش براش یه چیزایی ارزشه که شاید برای بقیه نباشه. مثلن تو شاید علاقه‌ای نداشته باشی تو سفر با آدمای جدید معاشرت کنی و در زندگی عادیت به قدر کافی معاشرت بکنی و به سفر به چشم یه استراحت واقعی نگاه کنی! امیدوارم بتونیم تو سبکتر بیشتر از سبک‌های دیگه‌ی سفر هم بنویسیم تا فضا یک بعدی نباشه و این حس رو به آدما ندیم که سفر کردن فقط ینی این که یه کوله بندازی پشتت بری و حداقل هزینه‌ها رو داشته باشی:)

  6. پری خانم اینجا شما دقیقا به خال زدی 🙂
    _آخه جدیدا توی سایت ها احساس میکنم افراد اومدن و با گفتن اینکه من رفتم به فلان جا و بسان جا نمیدونم اینقدر خرجم شده و از این حرفا میخوان یه جورایی خودنمایی کنن و یا حالا یه جور مد جدید سفر رو جا بندازن 🙂 البته جدا از اطلاعات خوبی که در خدمت مردم میزارن میگم ولی خوب همه هم اینطور نیستن:) والا سفر همیشه بوده و هست و خواهد بود و هر دوره یه جور سفر میکردن دیگه! الان با این وسایل جدید خیلی هم راحت تر شده! بنده خدا شیخ سعدی بچه ی شهرمون اون قدیم هم سفر میکرد ولی خوب با الان فرق داشت دیگه 🙂 شاید ۵۰۰ ساله دیگه هم همه فرت از این بر دنیا برن اونبر دنیا و سفر دیگه فقط فضایی بشه 🙂 بگذریم…
    _ آفرین که دیدگاهتون وسیع هست و به جنبه روانشناختی موضوع دقت کردین، واقعا مهم اینه که خودتون رو بشناسین و با روش خودتون سفر کنید ، به نظر من تمام انواع سبک های سفر هر کدوم یه نقطه مثبت و یه نقطه ضعف دارن، هم میشه اونا رو امتحان کرد و هم میشه همیشه با روش خاص خودمون سفر رو انجام بدیم،البته انعطاف پذیری خوبه ولی اونم باید اول ببینید تو چی میتونید انعطاف داشته باشید و بعدش اقدام کنید. چون تنوع برای زندگی لازمه…
    _ من شخصا در سفر برام اثار فرهنگی (ابنیه تاریخی و مدرن) و طبیعت اون منطقه در اولویت هستن و برام هم جالبه که بتونم با افراد اون منطقه بیشتر اشنا بشم همین، و برای اقامت علاوه بر هتل به هاستل و کمپ هم علاقه دارم ولی اصلا به کوچ سرف فکر نمیکنم، برای حمل و نقل هم ماشین خوت یا اجاره ای خیلی خوبه،در غیر این صورت انواع و اقسام وسایل نقلیه عمومی رو ترجیح میدم، هیچ هایک هم که هیچ… و در مورد تنهایی سفر کردن به همون اندازه میتونه خوب باشه که با دوستت یا خانوادت سفر کنی (بسته به شرایط).
    با ارزوی موفقیت برای همه و انشالله همه مون از فواید سفر بهره بیشتری ببریم.

    • سلام حسین جان اول ممنونم از همه‌ی کامنت‌هایی که پای پست‌های مختلفم نوشتی. این که انقدر وقت میذاری و با دقت همه رو می‌خونی و نظرت رو می‌نویسی خیلی برام ارزشمنده. حرفات هم واقعن درسته و واقعن جوابی ندارم بدم انقدر دقیق گفتی:)

      • سلام پری جان، والا من یه روز اومدم واسه خوندن مطلب ویزای شینگن دیگه بعدش فضای این سایت ما رو جذب کرد و یه دو سه روز خیلی از مطالب شما و دوستاتون رو خوندم و به شخصه خیلی چیزا در مورد سفر یاد گرفتم ، اینه که میگم یعنی خییییلی هاااا 🙂 کلا دمتون گرم، به امید پروردگار دوست دارم منم یه روز بتونم به سفر های خوبی در نقاط مختلف کشورمون و دنیا برم، خیلی جاها رو باید ببینم و امیدوارم این تجربه نصیب من هم بشه، با ارزوی بهترین ها برای شما…

  7. سلام پری عزیز !
    من جدیدا پستای اینجا رو چک میکنم و خب باعث شده بکم خودمو بیشتر بشناسم 😍
    من الان ۱۵ سالمه و رویا و هدف زندگیم جهانگردیه 🙂
    و تاحالا به لطف مامان و بابای عزیزم تمام استانارو و شهرای مهمو رفتم ^-^
    ولی من یه چیز بیشتر میخوام و اونم اینکه دوست دارم جهانگرد بشم تا دنیای خودمو پیدا کنم ولی میترسم دیر بشه ( من به درسام اهمیت میدم و مدام براشون تلاش میکنم:*) میترسم این باعث شه من از راهی که انتخاب کردم غافل بشم ؛
    من تاحالا تونستم با کمترین امکانات هم طبیعت گردی برم (ولی خب میشه گفت کارای داوطلبانه برای پاکسازی طبیعت بیرون از شهر) و یه چیزی ک نگرانشم اینه ک من واقعا کم تجربه ام و دقیق تر بگم نمیدونم از کجا و چطوری شروع کنم !
    نمیدونم ربطی داره یا نه ولی گیاهخوارم این باعث نمیشه من نسبت به اتفاقایی ک قراره برام بیوفته صبورتر باشم :دی ؟!
    دوست دارم راهنماییم کنی :)♡
    مرسی از اینکه قشنگ فکر میکنی و با بقیه خوشحالیتو تقسیم میکنی!

  8. بانی جان خیلی خوشحالم که تو سبکتر می‌بینمت و خوشحالترم که نسل شما انقدر خوب فکر می‌کنه و سفر هم براش دغدغه‌س:) اگه نظر من رو بخوای اصلن لازم نیست نگران باشی و صبر کن تا چند سال دیگه سر فرصت سفرای خارجی رو شروع کنی! این روزا تو ایران خیلی ها هستن که تو سی سالگی تازه سفر رو شروع می‌کنن تو دیگه حساب کن چقدر جلو هستی که از الان برنامه‌ش رو داری و مطمئنم به موقعش عملیش می‌کنی:) تا اون موقع بیشتر کتاب بخون و فیلم ببین و دنیات رو بزرگ کن:)

  9. خیلی عالی بود! مرسی که مینویسین و یاد میدین و مهربونین همتون.
    یه تلنگر بود حرفات، یادآور اینکه جالب نیست آدم بخواد حسرت چیزی رو بخوره که ازش لذت نمیبره یا براش مناسب نیست یا برای چیزی تلاش کنه که واقعا دلش نمیخواد. سفر یه تجربه خاصه، لذتش برا هر کدوممون فرق داره، پس مدل خوشحالشم برا هر کدوممون فرق داره. حتی یه نفر آدم مشخص هم تو زمان های مختلف دلش چیزای متفاوتی می خواد و شرایطش در هر زمان ممکنه با نوع خاصی از سفر کردن متناسب باشه.
    آدمیزاد زندگیش هم سفره. هیچی ثابت و ساکن نیست. شرایط عوض میشه، آدما تغییر می کنن، روزام حتی کوتاه و بلند میشن. قرار نیس هممون مث هم زندگی کنیم. پس خوبه مدلای مختلف رو بشناسیم، امتحان کنیم اگه فرصتش پیش اومد، گاهی دل به دریا بزنیم، بعدش می فهمیم از هر کاری و هر شکلش چجوری لذت می بریم. بعضی ها رو باز تجربه می کنیم و بعضی ها رو از دیدن آدمای دیگه که ازش لذت میبرن ما هم خوشحال میشیم.

    • شیلا جان خیلی خوب و خلاصه و مرتب حرف دل من رو نوشتی الان کامنتت رو خوندم کلی لذت بردم:) مرسی که می‌خونی و وقت میذاری نظرت رو مینویسی! ممنونم ازت:)

ارسال کامنت