میزبانی از یک مهمان خارجی در کوچ‌سرفینگ

17

من چند سال پیش خیلی اتفاقی برای اولین بار کوچ‌سرفینگ رو تجربه کردم. از قبل یه چیزایی در موردش شنیده بودم اما وقت نکرده بودم برم ببینم چطوری کار می‌کنه. تا این که یه دفعه یکی از دوستام که تو استرالیا زندگی می‌کنه برام از مهمونش تعریف کرد که از طریق کوچ‌سرفینگ اومده بود پیشش. این بار وقتی شنیدم یه آدم آشنا از نزدیک این قضیه رو تجربه کرده ماجرا برام جالب شد…

مریم اینجا و اینجا به طور مفصل درباره‌ی کوچ‌سرفینگ توضیح داده پس اگه نمی‌دونید قضیه از چه قراره اول یه سر به این مطالب بزنید و بعد برگردید پیش من تا بقیه‌ی قصه رو بگم!

گشت و گذار با خارجی‌ها

خب راستش راضی کردن مامان و بابام برای این که یه مهمون غریبه رو به خونه راه بدیم کار سختی بود، مخصوصن که خودمم خیلی ایده‌ای نداشتم کوچ‌سرفینگ دقیقن چطوری کار می‌کنه! برای همین تصمیم گرفتم بی‌خیال مهمون قبول کردن بشم و چند باری با تراولرهایی که میان تهران برم بیرون و شهر رو بهشون نشون بدم. چطوری میشه این کار رو کرد؟ دو تا راه داره!

راه اول این که وقتی پروفایل کوچ‌سرفینگتون رو درست می‌کنید یه جایی هست که باید وضعیت پذیرفتن مهمون رو قبول کنید و سه تا گزینه داره:

Accepting guests

Maybe accepting guests

Wants to hang out

اگه گزینه‌ی سوم رو انتخاب کنید ینی دوست ندارید یا شرایطش رو ندارید که میزبان بشید اما دوست دارید با مسافرهایی که میان شهرتون معاشرت کنید و با هم برید بچرخید. پس اگه یه مسافری دنبال یه آدم محلی می‌گشت که باهاش هم‌صحبت و همراه بشه تو سرچ می‌تونه شما رو پیدا بکنه.

موقع پر کردن پروفایل حواستون به این گزینه باشه! در حال حاضر می‌خواید مهمون قبول کنید یا نه؟
موقع پر کردن پروفایل حواستون به این گزینه باشه! در حال حاضر می‌خواید مهمون قبول کنید یا نه؟

و راه دیگه هم اینه که تو صفحه‌ی سفرهای پابلیک/عمومی شهرتون بگردید و از بین تراولرهایی که برنامه‌ی سفرشون رو اونجا گذاشتن به هر کدوم دوست داشتید پیغام بدید و بگید من نمی‌تونم میزبان شما بشم اما خوشحال می‌شم شهرم رو به شما نشون بدم یا با هم قهوه بخوریم و در مورد کشورهامون با هم حرف بزنیم. خیلی‌هاشون از این پیشنهاد شما خوشحال میشن و استقبال می‌کنن!

از اون جایی که اون موقع‌ها خیلی اهل عکس گرفتن نبودم عکسی از دوستای بک‌پکر خارجیم که با هم تهران رو چرخیدیم نداشتم. همین بهونه‌ای شد برای این که از تجربه‌ی آدم‌های دیگه بپرسم و براتون تعریف کنم:

2017-05-27 01.25.49 1

متین رو خیلی وقت نیست که می‌شناسم اما تو همین مدت کم خیلی باهاش حال کردم. چرا؟ چون ایده‌های جالبی داره و با پشتکار دنبالشون می‌کنه. مثلن چی؟ یه سر به سایتش که دوره‌های آموزش آشپزی به خارجی‌ها تو ایران داره بزنید! متین با این که شرایطش رو نداره که میزبان مهمون‌های خارجی بشه اما از هر فرصتی استفاده می‌کنه برای این که باهاشون بره بیرون یا سفر و جاهای مختلف ایران رو نشونشون بده.

بعضی چیزا رو تا وقتی با مردم محلی تجربه نکنی درست درک نمی‌کنی! برای همین مسافرهای خارجی خیلی خوشحال میشن اگه بهشون پیشنهاد بدید که با هم شهرتون رو بگردید.

باز کردن در خونه‌ت به روی مسافرها

جمشید هم یکی از اون آدماییه که دو سه سالی میشه از مهمون‌های خارجی تو شهرش، مشهد، میزبانی می‌کنه. ازش پرسیدم خانواده‌ت با این قضیه اوکی هستن؟ جواب داد:

مامانم با توریست‌های خارجی خیلی اوکیه و فقط اگه قوانین خونه رو براشون توضیح بدم و مثلن بگم تو حموم و‌ دستشویی باید دمپایی بپوشید همه چی حله. حتی برای بعضی‌هاشون که گیاه‌خوارن غذاهای مخصوص درست می‌کنه!

برام از یه دفعه‌ای که گفت که یه زوج آلمانی به اسم فلیکس و کاترینا قرار بوده ۴ شب پیشش بمونن اما چون کار ویزاشون جور نشده که برن ترکمنستان یه هفته‌ای رو با هم گذروندن. خودش از تجربه‌ش تو کوچ‌سرفینگ این طوری تعریف می‌کنه:

این شد که یک هفته با فلیکس و کاترینا زندگی کردم، انگار که هم‌خونه‌هام باشن. وقتی به شب آخر رسیدیم مامان تقریبن همه‌ی غذاهای ایرانی که بلد بود رو براشون درست کرده بود. این شد که کاترینا پیشنهاد داد برامون یه پیتزای گیاهی درست کنه که از همه‌ی پیتزاهایی که تا اون روز خورده بودم خوشمزه تر بود.
کوچ‌سرفینگ برای من یه مجموعه داستانه که هر بار کسی به خونم میاد،داستان خودش رو بهش اضافه می‌کنه. هنوز اون نقشه‌ی توی پروفایلم نارنجیِ نارنجی نشده اما تاحالا از چین، تایلند، روسیه، نروژ، سوئیس، اسپانیا، فرانسه و آلمان مهمون داشتم. البته بعضی از اون‌ها دیگه مهمونم به حساب نمیان و انقدر با هم دوست هستیم که هنوز هم در ارتباطیم.

 

تجربه‌ی خودم از کوچ‌سرفینگ

حالا برگردیم به تجربه‌ی خودم؟ خب بعد از این که با چند نفر رفتم بیرون و حرف زدم حس کردم الان دیگه با قضیه آشنا شدم و می‌دونم چی به چیه. این بار دلم می‌خواست مهمون قبول کنم و ببینم این که یه غریبه رو به خونه‌ت راه بدی و میزبانش باشی چه حسی داره! خب خانواده‌م اول خیلی تمایلی به این کار نداشتن و فکر می‌کردن نمیشه به یه آدم غریبه اعتماد کرد. اما من ازشون خواستم به من اعتماد کنن و بذارن یه دفه این رو امتحان کنم.

اولین مهمون‌های من دو تا دختر هم سن و سال خودم و اهل اسلوونی بودن. یه ساعتی از اومدنشون به خونه‌مون نگذشته بود که رفتم تو آشپزخونه و دیدم مامان و بابام با انگلیسی شکسته بسته و اشارات دست و نظر سخت مشغول گپ و گفت با دخترها هستن! چند روزی پیشمون بودن و وقتی داشتن می‌رفتن اشک تو چشم‌های هممون جمع شده بود. تجربه‌ی عجیبی بود، انگار داشتیم دو تا عضو جدید خانواده‌مون رو از دست می‌دادیم. بگذریم از این که بابام بعد از اون مخالفت‌های اولیه‌ش، خودش یواشکی رفته بود براشون یه چیزایی خریده بود که به عنوان سوغاتی از ایران ببرن!

از من بپرسید ایرانی‌ها عاشق مهمونن، فرقی نداره آشنا باشه یا غریبه… ایرانی باشه یا خارجی! پس اگه به خاطر خانواده‌تون دارید فرصت این تجربه رو از خودتون می‌گیرید یه بار دیگه بشینید باهاشون صحبت کنید و براشون شرایط سایت رو توضیح بدید. اما بهرحال باید بهشون حق بدید که به اندازه‌ی شما پذیرای تجربه‌های جدید نباشن. اگه این طور بود بهتره ازشون بخواید یه بار یه مهمون خارجی رو برای شام یا ناهار دعوت کنید. این طوری کم‌کم با مفهوم کوچ‌سرفینگ آشنا میشن و این اعتماد دو طرفه رو درک می‌کنن.

 

تاثیر کوچ‌سرفینگ روی زندگی من

اگه تا اینجای متن یکم وسوسه شدید که یه تجربه‌ی جدید داشته باشید اما هنوز دلتون نمی‌خواد از ناحیه‌ی امنتون بیرون بیاید و دارید فکر می‌کنید خب حالا غیر از این که با مسافرهای خارجی میرم بیرون و خوش می‌گذره دیگه چی نصیبم میشه؟! بذارید براتون از تاثیری که کوچ‌سرفینگ روی زندگی خودم گذاشت براتون بگم.

آشنا کردن خانواده‌ها به مفهوم سفر کوله‌به‌دوشی

یکی از خوبی‌های آشنا کردن خانواده با جوون‌های بک‌پکر خارجی اینه که می‌بینن همه جای دنیا دخترها و پسرهای هم‌سن شما دارن تنهایی سفر می‌کنن و هیچ اتفاقی هم براشون نمی‌افته. البته احتمالش خیلی کمه که بعد از اولین یا حتی دهمین مهمون این جمله رو از پدرتون نشنوید:

دخترم! با دیدن این مهمون‌ها فهمیدم که دنیا جای امنیه و تو هم مثل این دخترها حق داری بری دنبال آرزوی سفر کردنت!

اما خب واقعیتش اینه که ته ذهنشون این تاثیر رو می‌ذاره که با مفهوم سفر و بک‌پکری آشنا میشن و فکر نمی‌کنن اگه شما تنها برید یه سفر خارجی قطعن می‌میرید. همین طور می‌بینن که آدمایی که راه افتادن دور دنیا رو بچرخن لزومن بی‌کار و بی‌‌هدف نیستن و خیلی‌هاشون چند ماهی مرخصی گرفتن تا سفر کنن و بعد قراره خیلی جدی برگردن سر کارشون.

سفر کردن تو خونه‌ی خودتون

خوبی دیگه‌ش اینه که وقتی شما به دلیل شرایطتتون نمی‌تونید خیلی سفر کنید، آشنا شدن با تراولرهای دیگه خودش مثل سفر می‌مونه. آشنایی با آدم‌های جدید کلن مثل سفر می‌مونه اما آشنا شدن با خارجی‌هایی که از یه فرهنگ و زبون دیگه اومدن بیشتر این حس رو القا می‌کنه که آدم داره دور دنیا رو می‌گرده. از یه طرفم با دیدن این که گاهی چقدر طرز فکرها و ایده‌هاتون شبیه به همه فکر می‌کنید دنیا واقعن جای کوچیکیه و آدم‌ها بیشتر از اونی که فکر می‌کنید می‌تونن به هم نزدیک باشن! این که یه آدمی از یه کشور و فرهنگ و زبون دیگه رو می‌بینید و بعد از دو روز حس می‌کنید ده ساله هم‌دیگه رو می‌شناسید از اون حس‌های عجیب و غریبه که باید حتمن یه بار تجربه‌ش کنید.

دیدن شهر و کشورت از یه نگاه جدید

و آخر از همه این که گشتن با بک‌پکرهای خارجی تو ایران باعث شد من نگاهم به ایران زیرورو بشه. من تا قبل از این که با این مسافرها معاشرت کنم دچار اون حس بدبینی همگانی نسبت به ایران بودم. این که ایران هیچی نداره و اصلن چرا باید کسی به ایران سفر کنه. با شنیدن دیدگاه‌های اون مسافرها انگار تازه داشتم می‌دیدم ایران چی داره و چرا آدما دوست دارن به ایران سفر کنن. راستش فهمیدم چقدر ما خودمون قدر چیزای خوبی که داریم رو نمی‌دونیم. حتی وقتی اون رسم و رسومای عجیب و غریب ایرانی که در حالت عادی اعصابت رو خورد می‌کنه رو برای خارجی‌ها توضیح میدی، فکر می‌کنی چقدر در نهایت همه‌ش قشنگه چون یه فرهنگه و فقط مال همین جاس. یا با شنیدن تجربه‌های این آدم‌ها از سفر تو ایران و کشورهای دیگه تازه متوجه میشی که برخلاف تصور مردم، چقدر ایران برای سفر کردن امنه.

خلاصه این طوری بگم که تجربه‌ی کوچ‌سرفینگ می‌تونه کلن نظر شما رو نسبت به سفر و زندگی و جایی که زندگی می‌کنید تغییر بده. هنوز هم شک دارید که بپرید تو این تجربه‌ی جدید؟

0

اشتراک‌گذاری
پست قبلیونیز
پست بعدیمن در برابر من
پری
یه آدم ماجراجو که دوس داره بیشتر و بیشتر سفر کنه و دنیای درون درست به اندازه‌ی دنیای بیرون براش جذاب و پر از ناشناخته‌س.

17 کامنت

  1. سلام پریناز جان. دقیقاً همینه که شما گفتی. من همه این موارد رو کاملاً تجربه کردم و واقعاً دیدم نسبت به خیلی چیزها عالی شده. اولش واقعاً سخت بود اونم برای ما ایرانیها که از بچگی بهمون میگن مواظب باش! 😂
    ممنونم از نوشتن این موضوع. ان شاءالله همیشه شاد و سلامت و موفق باشین.🌹

  2. مرسی پری جان
    واقعیتش اینه که من ۴ سالی هست کوچسرفینگ رو میشناسم ولی هنوز جرئت نکردم مهمون بپذیرم بیشتر به این خاطر که میترسم کم بیارم، طرف حوصله ش سر بره، خوشش نیاد از خونه م یا جاهایی که میبرمش… منتها خوندن مقاله ت داره بهم انگیزه میده که دل بزنم به دریا!

  3. من و مامانم واقعا دوست داریم مهمون قبول کنیم اما همیشه داداشم می پره وسط و از این میگه که توریست ها باید بیان ایران پول خرج کنن و این کارتون یه ضربه اس به همین اب باریکه ای که داره از توریسم وارد ایران میشه.
    واقعا اینطوره؟ یعنی با این کار اینقدر ضربه مهمی خواهم زد به اقتصاد توریسمی ایران؟؟؟؟؟؟؟ :O :O

  4. سلام. کوچ سرفینگ عالیه .. من توی دو سه ماه فعالیتم . سه تا مهمان داشتم. البته کار برای من که استان گلستانم خیلی سخته ..از هزارتا ی نفر میاد اینجا … تهران راحت میشه هفته ای یدونه مهمان داشت..

  5. سلام پری جون!اینکار که خیلی عالیه…اما نمیشه تو همه شهرا اجراش کرد.مثلا شهرما که فک نکنم تاحالا یه توریستم پاشو گذاشته باشه اینجا😄چونکه خب یه سری شهرا جاذبه گردشگری ندارن دیگه چه کنیم

  6. سلام مرسی از مطلب خوبتون
    اما باید ی خاطره از دوستی رو بگم که به همین طریق میزبان یک دوست آلمانی بود و بعد از اومدن این دوست به ایران و رفتن به خانه دوست عزیز ما بعد از چند روز توسط وزارتی که هممون میدونیم چیه اسمش چندین بار خواسته شد و علت حضور مهمون خارجی پرسیده میشد و تا چند وقت این دوست عزیز ما درگیرش بود و در آخر با تعهد و ابراز ندامت رهایش کردن و بهش تهمت جاسوسی هم زدن
    متاسفانه در ایران این چیزا کمی طول میکشه جا بیافته
    گفتن این خاطره از این دوست ما به این علت بود که بگم بی گدار مهمون دعوت نکنیم
    موفق باشیدو پیروز

  7. بهترین تجربه من از CS سفر پارسالم به برزیل بود و شرکت در میتینگ اصلی سی اس در ریو بود که ۲۵۰ نفر از کل دنیا توش شرکت کردن و کلی رفیق پیدا کردم و با هم رفتیم کارناوال ریو، شهر رو گشتیم، رقصیدیم و لذت بردیم…

  8. من خیلی مایلم که شهر رو به خارجیها نشون بدم، اما زبان انگلیسی‌م خیلی قوی نیست ک میترسم از اینکه برای گفتن هر چیزی تقلا میکنم باعث بشه حوصلشون سر بره و خسته بشن، آیا همینطور خواهد شد به نظر شما؟ و اینکه وقتی بیرون میبریمشون باید تمام هزینه‌ها به پای ما باشه؟؟؟

    • مهسان جان خب اگه انگلیسی بلد باشی و یا یه دوستی که انگلیسی بلده رو همراه خودت ببری که خیلی بهتر میشه! در مورد هزینه‌ها هم نه اصلن. تارف و مهمون کردن تو بقیه‌ی فرهنگ‌ها خیلی کم هست. اگه دوست دارید می‌تونید به یه وعده‌ای مهمونشون کنید اما اصلن دلیلی نداره هزینه‌ای خرج کنید و یا معذب بشید از این که ازشون پول می‌گیرید به عنوان دنگشون برای غذا یا رفت و آمد. حتی خیلی وقت‌ها خود اونا برای تشکر از زحمتی که می‌کشید و شهرتون رو بهشون نشون میدید شما رو مهمون می‌کنن:)

  9. سلام دوستان
    در پاسخ به یاسمن:
    همین که یک توریست میاد ایران، درآمد ایجاد میشه. هم درآمد ارزی و هم فرهنگی.
    خیلی کشورها هزینه های اخذ ویزا رو حذف میکنن. خیلیها بلیط های ارزان قرار میدن و هتل ها رو حراج میکنن. و توریست جذب میکنن. بالاخره توریست میاد و خرید میکنه و خرج میکنه و … .
    بنابراین نگران نباشید. میزبانی شما باعث میشه یه عده ای خارجی، خاطرات خوبی داشته باشن و ایران رو به دیگران معرفی و توصیه کنن.

  10. در پاسخ به زهرا:
    زهرا جان پیشنهاد میکنم شما برو و دور و بر شهرتون رو خوب بگرد، قطعا چیزهایی خواهی دید که حتی قبلش نمیدونستی وجود دارن. من به یکی از دوستانم توی یه شهری پیشنهاد دادم سایت بوم گردی راه بیاندازن. اولش میگفتن شهر ما قابلیت نداره. ولی بعدش که جستجو کردند و با مردم قدیمی تر مصاحبه کردند، دیدن که میشه تا ده روز برنامه گردش جذاب در اطراف شهرشون تدارک ببینن.
    خیلی جالبه. با این کار شما میتونید به مرور به اقتصاد شهرتون هم کمک کنید و شهرتون رو تبلیغ کنید.

  11. سلام. از مطالب بی نظیرتون خیلی سپاسگذارم. 🙂
    یک سوال داشتم. کسانی که شاغل هستند و وقتشون کمه میتونن میزبان باشن؟ اینطوری مهمان از میزبان ناراضی نمیشه؟
    ممنون

ارسال کامنت