مصاحبه‌ی روزنامه ایران با تیم سبک‌تر

24

«ایران بانو» نام ضمیمه‌ی روزنامه‌ی وزین ایران است که هرهفته روزهای یکشنبه چاپ می‌شود. این ضمیمه در هرشماره به صورت ویژه اخبار و رویدادهای مربوط به بانوان رو پوشش داده و به معرفی بانوان موفق در عرصه‌های مختلف اجتماعی می پردازد، همینطور مسائل حقوقی زنان در خانواده و جامعه‌ي ایران رو مطرح می‌کند و صفحاتی هم ویژه‌ی سبک زندگی زنان دارد. شماره‌ی ۱۰۹ ایران بانو در تاریخ ۲۶ دی‌ماه ۱۳۹۵ به همت خانم «محدثه طالبی» به ارائه‌ی گزارشی از تیم سبک‌تر و مصاحبه با سه دختر ماجراجوی عاشق سفر جهت راهنمایی مخاطبان برای سفر ارزان پرداخته است.

بدیهیست که تمامی حقوق این مطلب متعلق به نویسنده‌ی آن٬ سرکار خانم «محدثه طالبی» و روزنامه‌ی ایران خواهد بود.

که سودها کنی ار این سفر توانی کرد

 «سنگینی در ذهن آدم هاست.» این پیام نهفته در لابه لای سطور نوشته‌هاست. نوشته‌هایی که خواندنشان قرار است با بیرون راندن این سنگینی از ذهن٬ سبکبالی و سبکباری را به ارمغان بیاورد. دل نوشت‌ها، سفرنامه‌ها و راهنماهایی که در «سبک‌تر» منتشر می‌شوند و راهگشایند برای همه‌ی آنهایی که آرزوی سفرکردن و جهانگردی را مدتهاست در ذهن می‌پرورانند. سبک‌تر ماحصل تلاش سه دختر جوان و ماجراجوست  که سفر آن‌ها را به هم نزدیک و نزدیکتر کرده، سفرهایی چندماه به مکان‌های ناشناخته با یک کوله پشتی. قهرمان های قصه‌ی ما حالا یک سالیست که دست به قلم شده‌اند و از تجربه‌های سفرهایشان به اقصا نقاط ایران و جهان نوشته‌اند.

سارا، مریم و پری نوع متفاوت‌تری از آنچه ما از سفر در ذهن داریم رادنبال کرده‌اند. آنها به نوعی در سفر زندگی میکنند. سفری که ارزان بودن و مکرر بودن است و البته شناخت جامعه و فرهنگ‌های محلی و مردمان دیگر از ویژگی‌های آن است اما مهم‌تر از همه تاثیرات مثبتی است که این سفرها در زندگی و شخصیتشان ایجاد کرده. خوش بینی، باور به خوش شانسی، مواجه و غلبه با ترس‌ها و بحران‌ها. حل مسئله و اعتماد به نفس گرفتن و جدا شدن از عادت‌های قدیمی همه تغییراتی است که سفر در آنها به وجود اورده برای همین هم از سفر به عنوان کلاس درس زندگی، موقعیت خودشناسی و یا جایگزین کتابهای روانشناسی موفقیت یاد مبکنند. به قول پری سفر یک ورکشاپ اجباریست برای اینکه با خود واقعیت روبرو شوی و فرقی ندارد به امریکای شمالی میروی یا کاشان. چرا که معیار خوش گذرانی به معنای عام نیست. البته که قرار نیست در سفر ریاضت بکشید اما همه‌ی چالش‌ها و سختی‌ها این نوع سفر کردن مثل گم شدن، ماندن در سرما، پیدا نکردن جای خواب، دلتنگی، تنهایی و خستگی هر کدامشان یک راه و روش میشود برای یاد گرفتن چیزهای جدید و راحت گیری و همین خوشگذرانی است.

دختران مسافر، سبکتر را به نیت به اشتراک گذاشتن این تجربیات مثبت و با یک دغدغه بسیار ارزشمند راه انداخته‌اند «سفر کردن آرزوی خیلی‌هاست و ما می خواهیم کمک کنیم مردم راحت‌تر سفر کنند. سفر کردن یک زنجیره است بین مسافر و جامعه‌ی محلی و وظیفه‌ی خودمان می‌دانیم لطفی که جامعه‌ی محلی و همسفران به ما دارند را از این طریق جبران کنیم و بخشی از این زنجیره باشیم. همه‌ی حرف ما این است که می‌شود راحت سفر کرد و این دردناک است که میگویند خوش به حال شما و حسرت می خورند. » وبسایتی که به زودی یک ساله می‌شود هنوز یک راهنماست، اما در بلند مدت می‌خواهد با ارائه‌ی خدمات دیگر در حوزه گردشگری هم مخاطبانش را راضی‌تر کند و هم با تراول بلاگینگ (گزارشگری سفر) درآمدی برای نگارنده‌هایش داشته باشد. در گفتگوی من با این سه دختر با انرژی، پرتلاش و جسور راه و رسم ارزان و متفاوت سفر کردن را به صورت فشرده می‌خوانید. از فوت و فن کسب استقلال و رضایت خانواده برای سفر خواهید دانست و سرکی هم به دنیای شخصی شان خواهید زد.

irannewspaper39308

راهنمای سفر ارزان: سفر خوش سیری چند؟

خیلی هایمان مثل مریم، سارا و پری نوجوانی‌مان را در این تصویر ذهنی زیبا گذرانده‌ایم که پاشنه کفش‌های کتونی را کشیده، کوله پشتی انداخته‌ایم و سفر به جایی حتی نامعلوم را آغاز کرده ایم. اما به دور از تصورات نوجوانی و در اولین مواجهه با بزرگسالی مسائل اقتصادی خیلی سریع و ساده بر روی آرزوهایمان خط کشیده شده است. اما اگر عزمتان در این راه جزم است بدانید که راه حل آنقدرها هم سخت نیست. «ما با ۱۰ هزار تومان سه روز به لرستان رفتیم و برگشتیم و بسیار خوش گذشت، در صورتی که اگر تهران مانده بودیم خرج اینکه به خانه همدیگر برویم بیشتر میشد!»

۱. پول دربیاورید

در اینکه بدون پول نمی‌شود هیچ کاری کرد شکی نیست. اما اگر سفر کردن برایتان مهم است بعد از خواندن این راهنما از جا بلند شوید و به توصیه های مریم جامه عمل بپوشانید«من تعجب می‌کنم که کسی در بیست و چندسالگی می‌گوید من هیچ پولی ندارم! خب ما هم نداشتیم. مهارتی کسب کنید و کار پیدا کنید. ما دوست هنرمند نقاشی داریم که برای تامین هزینه‌ی سفرش نقاشی ساختمانی انجام داد! اگر از مهارتتان درآمدی حاصل نمی‌شود حداقل غرورتان را برای کار کردن زمین بگذارید»

۲. پس انداز کنید

مدل به مدل لباس خریدن، هر روز هزینه‌ی انواع لوازم آرایش و آرایشگاه رفتن، کافه و رستوران گردی‌های دائمی هزینه‌بر است. به تعطیلات آخر ماه فکر کنید و برای تجربه‌ی سفر طول ماه را صرفه جویی کنید «نمی‌شود همه چیز را کنار هم داشت، یکی پس انداز می‌کند و پراید می‌خرد ما هم می‌رویم سفر»

۳. در سفر کار کنید

وقتی با این واقعیت مواجه می‌شوید که هزار دلار (۴ میلیون تومان) در کشور مقصد برای یک ماه هم کافی نیست، خلاقیتتان در کسب در آمد در سفر بالا می‌رود، اگر قصد سفر طولانی مدت دارید باز هم می‌توانید هزینه‌تان را خودتان دربیاورید. مریم گواه این ادعاست. وقتی حدود دو سال پیش با سه هزار دلار عازم استرالیا شد و بعد از یکسال که تمام این قاره را زیر پا گذاشته بود در حالی برگشت که علاوه بر آنکه آن سه هزار دلار در کیفش ماند، چهار هزار دلار هم درآمد کسب کرده بود. «من بعد از چند ماه سفر به مدت چند هفته جایی اقامت و کار میکردم و دوباره سفرم را ادامه می‌دادم» میپرسید چه کاری می‌شود انجام داد؟ مسافرهای حرفه ای کارهای زیادی را پیشنهاد می‌کنند از جمله  زبان آموزی به مردم محلی، لیدری توریست هایی مثل خودشان که تازه به آنجا رسیده‌اند، ترجمه، عکاسی، خبرنگاری سفر و کار کردن در مکانی مثل رستوران.. .

۴. ارزان سفر کنید

سه هزینه‌ی اصلی سفر حمل و نقل، اسکان و تغذیه است و بسته به اینکه کدامشان برای شما در اولویت است و وچقدر زمان دارید و باهمسفر سفر میکنید یا تنها میشود هر کدام را ارزانتر گرفت.

تغذیه:

«برای بعضی‌ها خوردن غذای محلی هر مقصد سفر اهمیت دارد، برای من ندارد. برای همین تقریبا در سفرهای کوتاه هیچ وقت غذای بیرون نمی‌خورم.» این ها را سارا می‌گوید که اتفاقا غذا و طعم آن برایش مسئله مهمی است و همیشه یک بسته انواع ادویه‌ها را همراه خود حمل می‌کند. اما یک قابلمه تنها وسیله مورد نیاز اوست. « بادمجان، گوجه، صیفی و سبزیجات همه جا پیدا میشوند و همراه داشتنشان هزینه و جایی نمیگیرد. میتوانید روی آتش غذاهایی مثل عدسی، انواع خوراک ها و … بپزید و از خوردنشان در طبیعت لذت ببرید.»

اقامت:

اقامتگاه اصلی بچه‌های سبکتر بعد از کیسه خوابشان(!) چادر است. اما آنها استفاده از اقامتگاه و مهمانخانه‌های بوم‌گردی را هم پیشنهاد می‌کنند « خانه های محلی در شهرهای مختلف ایران است که به صورت مهمانخانه درآورده‌اند. با حفظ همان معماری و طراحی داخلی سنتی. کرسی‌ و لحاف‌هایی واقعی، مرتب٬ تمیز و حساب شده که حتی صبحانه‌های محلی هم در آنها سرو می‌شود.» با بیست الی سی هزار تومان میتوانید یک شب را در چنین فضای امن و جذابی بگذرانید. چرا باید بروید هتل، با همان کاناپه، کولر و وسایلی که در خانه دارید؟ اقامتگاه بعدی پیشنهادی خانه‌ی مردم محلی است. نکات و شرایط استفاده از این فرصت را در بخش مردم محلی بخوانید. البته میتوانید در روستاها و مکانهای کوچکتر از مردم بخواهید بگذارند در مساجد و یا مدرسه ها شب را صبح کنید و مطمئن باشید دست رد به سینه‌تان نمیزنند.

مسیر:

اگر زمان کمی داشته باشید و اخر هفته را انتخاب کنید نمیتوانید هم به یک استان دور از سکونت بروید و هم ارزان سفر کنید و خوش بگذرد و از سفر بهره ببرید. چرا که رفت و آمد با اتوبوس یا قطار برای مثال به لرستان ۱۶ ساعت زمان میبرد. پس یا مقصد نزدیک انتخاب کنید و یا پیه گرانی بلیط هواپیما را به تن بمالید.اگر قدرت بدنی خوبی داشته باشید خیلی وقتها پیاده روی در مسیرکوتاه دیدتان را به دنیا باز می‌کند استفاده از خودرو شخصی برای سفرهای گروهی پیشنهاد می‌شود. اما اگر قطار را انتخاب کردید واگن مخصوص بانوان را فراموش نکنید. محیطی کاملا زنانه و جذاب که خوراک پیدا کردن دوست و آشنا در شهر مقصد و آشنا شدن با فرهنگشان است.

متفاوت باشید:

دنبال جاهای کلیشه و توریستی که در اینترنت پر است نباشید هر جایی که زیاد میهمان دیده باشد دیگر مردم آن علاقه به ارتباط با مسافران را ندارند. زمانتان را صرف پاساژگردی و چیزهایی که همه جا هست نکنید. لزوما موزه ها و مکان های تاریخی معروف نباید در برنامه‌تان باشند که مجبور شوید برای ورودی و بلیط هزینه کنید. جاهای بسیار بکرتر و زیباتر هم وجود دارد. اگر ده موزه دیده باشید یازدهمی چیز چندان جدیدی به شما اضافه نخواهد کرد.

irannewspaper39309

جامعه‌ی محلی: کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند؟

برای نویسندگان سبکتر جذابترین ویژگی که به نوعی بخشی از  هدفشان از سفر است آشنایی با جوامع و مردم و فرهنگهای متفاوت از طریق ارتباط چهره به چهره و نزدیک با آنها در محیط زندگیشان است. چیزی که حالشان را خوب میکند آشنایی با یک پیرزن کم سواد روستایی و یادگرفتن از اوست.  دمخور شدن با افراد محلی برای آنها باز شدن دریچه های دیگر به چهان بینی های متفاوت است و معتقدند «درک ما ازسفر با ارتباط با آدمهای محلی آن سفر کامل می‌شود.» پری از اولین تجربه های ناباورانه اش از معاشرت با مردم محلی میگوید «همه دنبال نفع شخصی‌اند و من این تفکر را که همه دنبال منافع شخصی خودشان هستند درک می‌کنم. خودم هم تا پیش از سفر فکر نمی‌کردم آدمها انقدر مهربان باشند. متاسفانه در جامعه ما یک بی اعتمادی شکل گرفته است. وقتی یک خانواده روستایی برای توریست خارجی مهمان نواز است، چرا برای ما نباشد؟ مردم ما همه جا مهمان نواز و مهربان هستند و بی چشمداشت کمک می‌کنند. این بدبینی و عدم اطمینان در تصور ماست»

راه های کاربردی ارتباط گرفتن و ایجاد حس مثبت همدلانه بین مردم محلی را مریم مرحله به مرحله این طور توضیح می دهد « شما می‌بینید معمولا در شهرهای کوچک و روستاها خانم‌ها کنار در می‌نشینند. گفتگویتان را با درخواست یک لیوان آب آغاز کنید با این کار افراددر موضع حمایت از شما قرار میگیرند. آن وقت میتوانید ازشان راهنمایی بخواهید که جایی را برای چادر زدن به شما پیشنهاد دهند یا بپرسید چه طور میشود تا مکان دیگری رفت. آن وقت می‌بینید این مردم بی اندازه دست و دلبازند و چطور راهنمایی می‌کنند٬ نگرانتان می‌شوند، به خانه‌شان دعوت می‌کنند و سر سفره‌شان شما را می‌نشانند. سفره‌ای که هر چه کوچک‌تر باشد دست و دلبازی صاحب آن بیشتر است.»

چالش‌ها : دنیا بهشت نیست، زندگی سختی دارد

خانواده:

سارا می گوید: «فرهنگ ما ارزش‌های اتفاقا خیلی خوبی دارد. و در این فرهنگ پدر مادرها به حق نگران و دلتنگ فرزندشان می‌شوند. هیچ اتفاقی هم یک شبه نمی‌افتد، من این اعتماد را پله پله به دست اوردم. ما بهشان نشان دادیم که استقلال فکری و مالی داریم. نگرانی‌هایش را برطرف کردیم. و  بله باید خودت را ثابت کنی. اینکه تا ۱۸ سالت شد اعلام استقلال کنی جواب نمی‌دهد » پری هم قدردان پدر ۶۰ ساله ایست که او را با این تفاوت‌ها پذیرفته است. «خانواده‌ی من سختگیر بودند و اجازه نمی‌دادند من این سبک سفر را انجام بدهم. چرا که تصور می‌کردند بلد نیستم و نمی‌توانم و وقتی کم‌کم دیدند که از پسش بر میایم این نگرانی حل شد. ما متفاوت بودیم و خانواده سعی کردند با ما کنار بیایند و پا به پای ما تغییر کردند و نهایتا ما را با این تفاوت‌ها پذیرفتند.»

امنیت:

«ماجراجویانه سفر کردن با کله شقی و جسارت با بی احتیاطی فرق دارد. یک تجربه‌ی خطرناک باعث می‌شود که دیگر هیچ‌گاه سفر نروید. شرط اول اطمینان از امنیت است.» این‌ها را مریم می‌گوید و معتقد است راحت گرفتن و پیشرفتن با اتفاقات و انعطاف پذیری در طول سفر با بی برنامگی و بدون تجربه و امکانات به دل جاده زدن خیلی فرق دارد. از طرفی پری امنیت را برای سفر دختران و بانوان حداقل در ایران خیلی بالاتر از مردان می داند. «به دلیل همین فرهنگ ایرانی اتفاقا همه حواسشان به دخترها هست. وقتی یک خانم محلی جایی را به ما معرفی می‌کند بیست بار زنگ می‌زند تا مطمئن شود به مقصد رسیده‌ایم. یا کسی را معرفی می‌کنند که همراه ما باشد و ما را برساند. ما در تربت جام مهمان یکی از دوستان اینستاگرامی که دختری ۱۸ ساله بود شدیم. احساس امنیتی که در آن جمع و محیط زنانه بود ما در خانه‌ی خودمان نداشتیم»

زمان:

سارا که تمام یک سال گذشته را همزمان با سفرها به طور تمام وقت کارمند هم بوده، نبود زمان را یک بهانه می‌داند که می‌شود با مدیریت و برنامه ریزی به راحتی حل کرد «بارها شده من ساعت ۴ صبح رسیدم تهران و ۸ صبح سرکار بودم. روزها تا هشت شب و پنجشنبه سرکار رفتم برای اینکه فرصتی برای سفر داشته باشم. این دو کنار هم جمع میشود اگر واقعا بخواهید. در قانون کار ایران سی روز مرخصی وجود دارد و می‌شود اینها را یکجا استفاده کرد در صورتی که پیشتر نشان داده باشی که وظیفه‌ت را به خوبی انجام می‌دهی و کارمند وظیفه شناسی هستی. در ایران هم که تعطیلات چند روزه زیاد داریم و آخر هفته‌ها میشود سفرهای دو روزه رفت. نمیشود در عین داشتن کار ثابت، آخر هفته هم پای تلویزیون و استراحت باشید و به سفر هم برسید.»

8

اشتراک‌گذاری
پست قبلیانتخاب مقصد سفر خارجی
پست بعدیحال خوش زاهدان؛ کجا بریم، چیکار بکنیم و‌ چی بخوریم؟!
سبک‌تر
سبک‌تر قصه‌ی سفر زنان مسافره. قصه‌ی کوله‌گردهایی که زندگی از پیش ‌تعریف شده و محدودیت‌های همیشگی رو به چالش کشیده‌اند تا زندگی جدیدی با قلم و ردپای خودشون خلق کنند. آدم‌های معمولی‌ای که از دل بی‌تجربگی‌ها، تجربه‌های جدید ساخته‌اند و راهی دنیای جاده‌ها شده‌اند. همون‌هایی که به دنبال ایجاد تغییر هستند و باور دارند کشف دنیای درون به‌اندازه‌ی دنیای بیرون جذابه.

24 کامنت

  1. سلام
    خیلی خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم. خیلی مطالبتون مفیده.
    ممنون میشم اگه در مورد سیم کارت و تلفن و دسترسی به اینترنت تو سفر هم مطلب بزارین. مخصوصا تو سفرای خارج از کشور.
    بهترینها رو واستون آرزو میکنم.

  2. سلام من تازه با سایت و اینستاگرام شما اشنا شدم سفر های شما جالب است مخصوصا خانم لویی . ولی من لذت چندانی از عکس های ضمیمه نمی برم یعنی نوشته ها با عکس همخوانی ندارد . شما مثل سعدی و ناصر خسرو و برزویه طبیب صاحب کلیه و دمنه و سایر سفرنویس های بسیار قدیمی هستید .ولی شما فقط سفر می کنی . و اثار ارزشمندی از شما بجا نمی ماند .فکر ش را کرده اید چه خستگی بزرگی را پشت سر می گذارید فقط بخاطر سفر کردن

  3. چقدر دوست دارم با شما همسفر باشم خواهشا تو یکی از سفرهاتون منم همراهتون باشم
    وای چی میشه اگه قبول کنید
    این آیدیمه تو تلگرام @sarae846
    اینم اینستاگرامم Aseman_mann

ارسال کامنت