سیستان و بلوچستان |‌ از زاهدان تا بلندی‌های تفتان

5

من تو این نوشته می‌خوام ریز به ریز از تجربه‌ی سفرم به سیستان و بلوچستان بنویسم. این تجربه از زاهدان شروع شده و یک تجربه‌ی کوهنوردی به تفتان رو داره و به بندر گواتر در چابهار هم ختم نمیشه، از جاده‌ی ساحلی چابهار تا بندرعباس ادامه پیدا می‌کنه. اگه می‌خواین بدونین که تو سفر به سیستان و بلوچستان کجا بمونین و چی رو ببینین، بد نیست اگه با من تو روایت این سفر همراه بشید.

آماده‌اید که بزنیم به جاده؟

چه جوری بریم؟

یکی از بهترین راه‌ها برای رسیدن به زاهدان در سیستان و بلوچستان، استفاده از قطاره. ایستگاه قطار درست وسط شهر زاهدان قرار داره و این یعنی تا از قطار پیاده بشین راحت به مرکز شهر دسترسی دارین. قیمت بلیط یه قطار معمولی که من خریدم برای هرنفر به قیمت تقریبی هفتاد هزار تومنه. مطمئنم که با ماشین و هواپیما هم میشه به این شهر رفت ولی من از راهی میگم که خودم تجربه کرده باشم.

قطار خوبیش به اینه که آخر سفر با هم‌کوپه‌ای‌ها دوست شدی!

زاهدان – جایی برای خرید مایحتاج سفر

کجا بمونیم؟

یه پیشنهاد خوب برای اقامت در زاهدان اینه که یه راست به دهکده المپیک زاهدان برین. این دهکده جایی برای ورزشکارای مختلفه. با انواع و اقسام امکانات برای ورزش‌های مختلف. هیات کوهنوردی استان سیستان و بلوچستان تو این دهکده قرار داره و جاییه که میشه برای اقامت بهش رجوع کرد. این هیات برای کوهنوردان و ورزشکاران اتاق‌هایی برای اجاره داره. مبلغ اجاره خیلی ناچیزه البته. چیزی حدود پونزده هزار تومن به ازای هر نفر.

اگه این گزینه نشد، مهمانپذیرها و هتل‌هایی تو خیابون به چشمم خورد که متاسفانه نپرسیدم قیمتش چنده.

کجا بریم، چیکار کنیم و چی بخوریم؟

قبل از من، مریم خیلی روان و سلیس و قشنگ‌تر از من راجع به این موارد تو این پست نوشته پس بهتره برید همونجا بخونین که دیگه تکرار مکررات نشه.

تفتان – تجربه‌ای از صعود زمستانی

واقعیت اینه که قبل از سفرم به سیستان و بلوچستان هیچ فکرش رو نمی‌کردم که برنامه‌ی کوهنوردی تو سفرم بگنجه. نه واسه اینکه وسایل لازم همراهم نبود، نه! راستش بیشتر به این خاطر که خیلی آدم کوه و کوهنوردی نیستم. اما تمام اتفاقات زاهدان و آشنایی ما با کوهنورد کهنه‌کار و شناخته شده‌ی این استان (آقای عالی) ناخودآگاه ما رو وارد این وادی کرد. الان که بهش فکر می‌کنم می‌فهمم که این اتفاق از خوش شانسی‌های بزرگ این سفرم بود.

آقای عالی یه دلیل و نشونه بود واسه اینکه ما راهی تفتان بشیم!

یک پیشنهاد: اگه مثل ما حین سفر یهو تصمیم به کوهنوردی گرفتین قبل از اینکه عازم بشین با یه بودجه‌ی کم یه سر به چهارراه رسولی بزنین و از نوک سر تا پنجه پا مجهز به تجهیزات کوه شین.

این بازارها جون میده واسه ساعت‌ها خوش گذرونی بین رنگ‌ها و لباس‌های ارزون!

چه جوری بریم؟

برای رسیدن به تفتان از شهر زاهدان باید برید سراغ خطی‌های مسیر زاهدان به خاش و با یکیشون صحبت کنین که در ازای دریافت پول بیشتر، شما رو تا پای کوه تفتان یا روستای دره گل ببره. چون مسیر فرعی از جاده‌ی اصلی تقرین دوره، ما تونستیم با مبلغ هفتاد هزار تومن با یکی از این راننده‌ها توافق کنیم. نظرم اینه که با یکی از تاکسی‌ زردها برین نه ماشین‌های شخصی چون ایمن‌تر رانندگی می‌کنن.

تو مسیر رفت هیچ ایده‌ای نداشتیم که چی منتظرمونه!

سیستم راهنما و پناهگاه و کلیددار چیه؟

بعد از روستای دره گل و رد کردن کیوسک هلال احمر، حواستون به جاده باشه که یه تابلوی کوچیک سبز ببینین که روش نوشته کلیددار پناهگاه صبح تفتان. آقای کردی کلید پناهگاه رو داره و باید حتمن قبل از صعود به تفتان بهش بگین که دارید راهی میشید. اگه هنگام شب یا تو هوای نامناسب به این روستا رسیدین،عجله نکنین و تو همین خونه‌ی کلیددار پناهگاه که یه اتاق بزرگ برای مهمون هست، بمونین و تو موقع مناسب صعودتون رو شروع کنین.

خونه‌ی کلیددار پناهگاه تفتان! وقتی خسته و در راه مانده باشی این اتاق مثل یه هتل پنج ستاره‌ست برات!

اگه مثل ما قراره شب رو تو پناهگاه تفتان بمونین باید یه اجاره‌ی ناچیز باید به این آقای کلیددار بدین. مثلن نفری پونزده هزار تومن. این پول در واقع هم اجاره‌ی پناهگاه و هم هزینه‌ی راهنماست. ما حتی تصمیم گرفتیم کوله‌هامون رو سبک‌تر کنیم و وسایل غیرضروریمون رو همینجا تو خونه‌ی آقای کلیددار بذاریم.

این آقای کلیددار چون حرفه‌ایه و مسیر رو میشناسه، خیلی دیرتر از شما راه میفته و خیلی زودتر از شما به پناهگاه میرسه پس انتظار نداشته باشین که همراه یا پا به پاتون بیاد.

وقتی رسیدم به پناهگاه خسته ولی همینقدر که تو عکس معلومه خوشحال بودم!

مسیر صعود به تفتان چندتا راه مختلف داره: از دره و راه سابق رودخونه یا از بالای کوه‌ها. یادتون باشه که همون اول مسیر باید از سمت چپ مسیرتون رو مشخص کنین. هردو مسیر پاخورش مشخصه ولی اگه مثل ما حواستون نباشه، مسیر سخت و صخره نوردی از دره نصیبتون میشه.

پناهگاه که میگم منظورم یه اتاق سه در چهار با یه چراغ نفتیه!

زمان تقریبی صعود تا پناهگاه بین سه الی پنج ساعته. حرفه‌ای‌ها و محلی‌ها به ما اکیدن توصیه کردن که از ساعت دو بعدازظهر به بعد قصد صعود یا فرود نکنیم چون هوای کوهستان متغیره و قبلن حادثه‌های عجیبی اتفاق افتاده و کوهنوردا بدجوری گرفتار شدن.

تجربه‌ی یک غروب، آسمانی پرستاره و طلوعی تکرار نشدنی

پناهگاهی که تو ارتفاع ۳۵۰۰ متری از سطح دریا قرار داره به گفته‌ی کوهنوردی که پناهگاه دماوند و سبلان رو دیده، خیلی باامکانات و قابل اقامته. مثلن وسیله‌ی گرمایشی داره ولی به هرحال باید کیسه خواب خوبی که بتونه تو سرمای منفی چنددرجه گرمتون کنه، همراهتون باشه.

مثلن ما خوابیم اصلن هم یخ نزدیم!

نظر من رو بخواین باید جوری به پناهگاه برسین که غروب رو از اون بالا تماشا کنین و شب هم علیرغم سرمای استخوان‌سوز حتمن بیاین بیرون که آسمونی رو ببینین که تکرارش تو عمرتون زیاد نخواهد بود. همه‌ی اینها به شرطی که شانس بیارین و هوای صافی نصیبتون شه.

این غروب از اون غروباست که تا عمر دارم یادم نمیره چون خیلی برای دیدنش زحمت کشیدم!

این نوشته قرار نیست اینجا تموم شه و تا بندرگواتر و مسیرش تا بندرعباس ادامه خواهد داشت پس اگه اون خطه، نقاطی که برای کمپینگ مناسبه و نکات مربوط براتون جذابه منتظر نوشته‌ی بعدی بمونید.

3

5 کامنت

  1. وای من عاشق طلوع خورشیدم از غروب خیلی قشنگتره.
    کاش یه مطلب هم درباره پارک کردن ماشین تو اینجور جاها (جایی که امن باشه) برای کسایی که میخوان با ماشین خودشون برن مینوشتین به هر حال همینطوری به سفراتون ادامه بدید و دست از نوشتن برندارید تا منم به رویای جهانگرد شدن برسم.

  2. مرسی سارا، مثل همیشه اطلاعات خوب و کاملی گذاشتی! ولی برای من یه سوال پیش اومد: خب اگه کوهنورد و ورزشکار نباشیم و عضو هیچ باشگاه ورزشی هم نباشیم می تونیم بازم توی دهکده المپیک بمونیم؟

Comments are closed.