معرفی کتاب | رمز اعتماد به نفس

7

اول برگردیم به زمان دانشگاه… سر یه کلاسی نشستید و استاد یه سؤال مطرح می‌کنه و از دانشجوها می‌خواد جواب رو بگن. شما فکر می‌کنید جواب رو بلدید ولی انقدر مطمئن نیستید که دستتون رو بلند کنید. همین طوری که با خودتون کلنجار می‌رید، یه پسر از اون سمت کلاس بلند جواب رو می‌گه. با حسرت به بغل‌دستی‌تون می‌گید «منم بلد بودم‌ها. کاش بلند می‌گفتم.»

حالا یکم بیایم جلوتر… چند ساله تو یه شرکت مشغول به کارید. رئیستون ازتون کاملاً راضیه و هیچ مشکلی ندارید. خیلی وقته تو فکرتونه که درخواست ترفیع بدید ولی مطمئن نیستید استحقاقش رو داشته باشید. حس می‌کنید اگر وقتش رسیده باشه، رئیستون خودش بهتون ترفیع می‌ده دیگه. یه روز صبح که می‌رید سر کار در کمال تعجب متوجه می‌شید همکار مردتون که تازه یه ساله کارش رو تو بخش شما شروع کرده درخواست ترفیع و اضافه حقوق داده و درخواستش از طرف رئیستون قبول شده.

خب به احتمال زیاد شما هم تا حالا تو این موقعیت‌ها قرار گرفتید و الان دارید می‌گید «آخ آره دقیییییقاً!». پس بیاید بریم سراغ این که دو تا نویسنده‌ی این کتابی که می‎‌خوام معرفی کنم چی شده که کتابشون رو شروع کردن و چطوری نوشتنش.

جرقه‌ی نوشتن کتاب

کتی کِی و کلر شیپ‌من دو تا روزنامه‌نگارن که تو مجله‌ی گاردین فعالیت می‌کنن و تو شغلشون هم خیلی موفق هستن. این دو نفر حدود دو دهه‌ست که تو حوزه‌ی سیاست مشغول به کارن. حالا قضیه از این قراره که یه شب که بعد از غذا دور میز با هم گپ می‌زدن متوجه می‌شن که با این همه سابقه‌ی کاری و با وجود تمام موفقیت‌هایی که تاحالا کسب کردن هنوزم گاهی به خودشون و قابلیت‌هاشون شک می‌کنن. خلاصه این قضیه ذهن اونا رو حسابی درگیر می‌کنه…

«آیا ما به طور اتفاقی در اطرافمون با مواردی از کمبود اعتمادبه‌نفس در زن‌ها مواجه شدیم یا واقعاً اعتمادبه‌نفس زن‌ها به طور کلی پایین‌تر از مردهاست؟ اصولاً اعتماد‌به‌نفس چیه و چطور تعریف می‌شه؟ داشتن اعتمادبه‌نفس به ما قدرت انجام چه کارهایی رو می‌ده؟ اعتمادبه‌نفس داشتن چقدر برای سلامت روانی ما ضروریه؟ برای موفق شدن چقدر ضروریه؟ آیا میزان اعتمادبه‌نفس ما از زمان تولدمون مشخص و ثابته یا می‌تونیم اون رو تغییر بدیم؟ آیا راهی برای افزایش اعتمادبه‌نفس در بچه‌هامون هست؟»

کی و شیپ‌من که موضوع حسابی براشون جذاب شده بود، میرن سراغ کلی آدم‌ مختلف و باهاشون حرف می‌زنن و مصاحبه می‌کنن تا جواب این سوال‌ها رو پیدا کنن. اونا با دانشمندها و روانشناس‌های زیادی گفتگو می‌کنن تا اول توصیف علمی این ویژگی شخصیتی رو پیدا کنن و در نهایت به این تعریف کلی در مورد اعتمادبه‌نفس می‌رسن:

«اعتمادبه‌نفس همون چیزیه که باعث می‌شه افکار و ایده‌های ما به عمل تبدیل بشن.»

جذابیت کتاب رمز اعتماد به نفس همین قصه‌ها و حرف‌هاییه که از زن‌های مشهور، موفق و قدرت‌مند تعریف می‌کنن. زن‌هایی که در ظاهر کاملاً به خودشون اعتماد دارن اما وقتی از درونشون صحبت می‌کنن چشمامون از تعجب گرد می‌شه. اگه بدونید حتی هیلاری کلینتون هم بارها تو کارش با این مشکلات درگیر بوده احتمالاً می‌گید «دیگه چه انتظاری از من می‌ره!»

مشکل از کجا شروع میشه؟

ما دخترها معمولاً با این پیغام بزرگ می‌شیم که یه دختر خوب کسیه که ساکت، آروم و مؤدب باشه ودر نتیجه یاد می‌گیریم برای تشویق شدن این الگوی رفتاری رو تو جنبه‌های مختلف زندگی‌مون رعایت کنیم. همه چیز خوب پیش‌ می‌ره تا زمانی که وارد فضای آکادمیک یا کاری می‌شیم. اون وقته که همه چیز عوض می‌شه! فضا رقابتی می‌شه و انگار دیگه دختر خوبی بودن جواب نمی‌ده. این می‌شه که همکارهای مرد که گاهی توانایی و قابلیت کمتری هم دارن نظرات خودشون رو بلند اعلام می‌کنن و یا خیلی زود به دنبال افزایش حقوق می‌رن درحالی‌که ما با این عدم اطمینان درونی درگیر هستیم.

در واقع زن‌ها اغلب فکر می‌کنن اگه کارشون رو درست انجام بدن بقیه نتیجه‌ی تلاششون رو می‌بینن و نیازی برای نشون دادن کارشون به بقیه حس نمی‌کنن. از طرف دیگه ایده‌آل‌گرایی هم مزید بر علت می‌شه که خودشون رو لایق پیشرفت ندونن. تحقیقات نشون داده زن‌ها فقط وقتی برای یه موقعیت کاری جدید درخواست می‌دن که بدونن ۱۰۰% معیارهاش رو پر می‌کنن در حالی‌ که این درصد برای مردها فقط ۶۰% هستش.

یکی دیگه از نکات جالبی که کی و شیپ‌من تو مصاحبه با زن‌های مختلف بهش می‌رسن اینه که زن‌ها خیلی وقت‌ها انتقاد و شکست رو درونی می‌کنن و از پایه شایستگی خودشون رو زیر سؤال می‌برن. در سمت مقابل مردها عدم موفقیت خودشون رو ناشی از محیط و شرایط نامناسب می‌دونن و دوباره دست به تلاش می‌زنن. زن‌ها معمولاً موفقیت‌هایی که کسب می‌کنن رو ناشی از تلاش‌هاشون نمی‌دونن و خیلی وقت‌ها اون رو به شانس یا مسائل خارجی دیگه ربط می‌دن.

در طول کتاب متوجه می‌شیم که اعتماد به‌ نفس، درست به اندازه‌ی شایستگی و گاهی حتی بیشتر توی موفقیت و پیشرفت آدم‌ها تأثیرگذاره و شاید دلیل کم بودن زن‌ها تو رده‌های بالای شغلی همین باشه. کتاب رمز اعتماد‌ به‌ نفس این مسأله رو از جنبه‌های مختلفی بررسی‌ می‌کنه و در نهایت یه دید کلی به ما می‌ده.

نظر شخصی من در مورد کتاب

حالا اگه نظر من رو در مورد این کتاب بخواید… درسته که این کتاب راهنمای گام‌ به‌ گام بالا بردن اعتماد به‌ نفس نیست ولی به نظر من آگاهی از این مسأله و دیدن جنبه‌های مختلف اون، خودش یه قدم خیلی بزرگه.

من همیشه خودم رو آدمی می‌دونستم که اعتماد به نفس نسبتاً خوبی داره و هیچ وقت مشکلی با اعتماد به نفس نداشتم اما همین‌ طور که کتاب جلو می‌رفت و خاطرات زن‌های دیگه رو می‌خوندم و نتیجه‌ی تحقیقات رو دنبال می‌کردم یه صحنه‌هایی از زندگی خودم می‌اومد جلوی چشمم. با خوندن این کتاب فهمیدم علت یه سری رفتارهام همین پایین بودن اعتماد به نفس بوده و با آگاه شدن به این موقعیت‌ها، سعی کردم واکنشم رو کم کم تغییر بدم.

و در آخر باید بگم درسته که تمرکز این کتاب روی زن‌ها و مشکل عدم اعتماد به نفس تو اون‌هاس اما من خوندنش رو به هر کسی که با این مشکل درگیره و هر کس دیگه‌ای که دوست داره بیشتر در مورد اعتماد به نفس بدونه حسابی توصیه می‌کنم.

ترجمه‌ی فارسی این کتاب رو نشر نوین منتشر کرده که می‌تونید از این لینک تهیه‌ش کنید.

 

0

7 کامنت

  1. ممنون پری جان. کتاب هایی که معرفی می کنی و پست هایی که راجع به رشد شخصی و دنیای درون می ذاری رو دنبال می کنم و می خونم و خیلی هم تا حالا ازشون چیز یاد گرفتم. من مدتیه در راستای همین هدف دکتر شیری رو هم دنبال می کنم. پادکست کمالگراییت رو که گوش دادم و مطالبت راجع به درونگرایی و تست شخصیت شناسی رو که خوندم به ذهنم رسید بهت معرفیش کنم. شاید البته خودتون بشناسینشون. بازم مرسی از تو. راستی اون شیشه میشه ها پشت اون سررسید سبزه چیه؟ طبابت هم می کنی؟:)

  2. سلام پری عزیز. مرسی از معرفی کتاب. بحث اعتماد به نفس این چند وقت اخیر خیلی داره من رو اذیت میکنه. الان یک ماهه اومدم امریکا و از ترس اینکه مبادا یکهو اشتباه صحبت کنم سعی میکنم کلا حرف نزنم در حالی که واقعا هیچ مشکل زبانی ای هم ندارم. همش یک ترس الکی از اشتباه کردن و مسخره شدنه که بی نهایت داره اذیتم میکنه. هیچ کدوم از سوال هام رو نمیپرسم و تا وقتی که کسی ازم چیزی نپرسه و مجبور به جواب دادن نباشم حرف نمیزنم. این ترس لعنتی از اشتباه گفتن و اشتباه جواب دادن که همیشه بوده و هنوز هم هست…

  3. سلام پری جان . خوبی‌ ؟ ستاره سهیل شدی … راستش دلم برای پست های خوبت در اینستا تنگ شده . راستشو بخوای امسال اصلا ازت خبری نداشتیم . گفتم اینجا جویای احوال بشم . میدونی ما میخوایم پری سفر کنه و پری را در سفر ببینیم . ما دوست داریم اون موجی که سبک تر از پارسال ایجاد کرد ادامه پیدا کنه ، ولی متاسفانه اون شوری که پارسال داشتید امسال یه جورایی کم فروغ و رو به خاموشی داره میره . دوست داشتم اگه امکانش هست خودت یکم در این مورد برامون بگی . ممنونم ازت . عالی باشی هر جا که هستی

ارسال کامنت