عکاسی سفر | قسمت اول

۲۸ مهر ۱۳۹۵

بچه‌ها در زاغه‌های دهلی

آدمای کمی شغلشون عکاسی سفره و از این راه پول درمیارن ولی آدمای خیلی خیلی زیادی عاشق سفرن و دوست دارن وقتی میرن سفر عکسای قشنگی بگیرن! منم یکی از اعضای گروه دومم. می‌دونم که همیشه مثل این عکس بالا سوژه نمی‌ایسته برای آدم ژست بگیره به همین راحتی! برای همینم هی دوست دارم بیشتر درباره‌ی عکاسی سفر بخونم. تو چرخ زدنام تو اینترنت مطلب روبرت کاپوتو در مورد عکاسی سفر رو تو سایت نشنال جئوگرافی دیدم و خیلی باهاش حال کردم. اینجا براتون نکته‌هایی که گفته رو به زبون خودم نوشتم:

۱- در مورد مقصدتون سرچ کنید.

هر مقصدی حتمن یه جذابیتی داشته که شما رو به اونجا کشونده و از بین همه‌ی جاهای دیگه تو دنیا اون مقصد به خصوص رو انتخاب کردید. اون نکته‌ی جذاب هر چی که هست، اعم از کوه‌های بلندش، ساحل قشنگش یا موهای عنابی رنگش، حتمن باید یکی از سوژه‌های اصلی عکاسی شما باشه. اما قطعن هر مقصدی کلی ناشناخته‌ی دیگه هم داره که شما ازش بی‌خبرید! برای باخبر شدن باید چیکار می‌تونید بکنید؟! جستجو!

عکاسای نشنال جئوگرافی وقت خیلی زیادی رو به سرچ کردن می‌گذرونن. این باعث میشه بفهمن چه سوژه‌هایی تو جایی که می‌خوان برن هست، قصه‌ی اون منطقه چیه و کلن قضیه از چه قراره. هر چی دستتون میاد درباره‌ی اون منطقه بخونید و ببینید. بروشور، کتاب ترول گاید، لونلی پلنت یا هر چیز دیگه. حتمن اگه می‌تونید با کسایی که قبلن رفتن اونجا حرف بزنید و از اونا هم اطلاعات بگیرید. هر چیزی که به مقصد مرتبطه رو پیدا کنید و ببلعید.

چندیگر
من وقتی «چندیگر» رو برای گرفتن بلیط هواپیما به بمبئی انتخاب می‌کردم فکر کردم سرچ کردن نمی‌خواد خب هنده دیگه! یه شهر شلوغ پر از سوژه‌ی عکاسی. نگو شهر چندیگر با کل هند متفاوته. یه جای ساکت و آروم با خیابونای پهن.

دونستن آداب و رسم و رسوم جایی که می‌خواید بهش سفر کنید هم خیلی مهمه. با دونستنش اولن یه طوری لباس می‌پوشید و رفتار می‌کنید که برای مردم اونجا توهین‌آمیز یا بی‌ادبانه نباشه و دومن رفتار خاص مردم یه منطقه تو برخورد اول برای شما غیر قابل درک و یا حتی ترسناک نیست.

۲- اولین برخورد رو از دست ندید.

وقتی به مقصد رسیدید اولین کاری که باید بکنید اینه که دفترچه‌تون رو دربیارید (قطعن یه عکاس خوب با خودش یه دفترچه داره!) و اولین برخورد یا به قول خارجیا First impression خودتون رو یادداشت کنید. وقتی با هواپیما به مقصد نزدیک می‌شید و برای اولین بار از بالا یه شهر رو می‌بینید، یا با قایق به یه جزیره‌ی دورافتاده نزدیک می‌شید و یا تو جاده بعد از یه پیچ تند برای اولین بار یه روستا رو می‌بینید.

دیلمان
همین طوری تو جاده‌ی پیچ‌درپیچ و سبز جلو می‌رفتیم تا بعد از یه پیچ بالاخره دیلمان جلومون سبز شد. شیروونی‌های قرمز و نارنجی وسط کلی دشت و مرتع.

همون اولین لحظه چه حسی دارید؟ اولین چیزی که چشمتون رو می‌گیره چیه؟ وقتی به اونجا قدم می‌ذارید اولین دریافتتون چیه؟ یه بوی خاص؟ سرما یا گرمای هوا؟ آفتاب سوزان؟ مه رازآلود؟ و یا یه ساختمون یا مجسمه‌ی خاص؟ لباس پوشیدن مردم؟ یا حتی نحوه‌ی راه رفتن اونا؟ هر چی که هست این برخورد اول رو به یاد بسپرید. این لحظات اول خیلی مهمن و دیگه هیچ‌وقت تکرار نمی‌شن. شما درباره‌ی اون محل خوندید و عکساش رو دیدید و بالاخره خودتون اونجایید! این لحظه خیلی ارزشمنده.

۳- بزنید بیرون و کشف کنید.

تنها راه دونستن حال و هوای یه منطقه و فهمیدن اینکه چه چیزایی اونجا برای عکاسی وجود داره اینه که اونجا رو خودتون تجربه کنید. پس در اولین فرصت از محل اقامتتون بزنید بیرون! خیلی جاها، مخصوصن جاهایی که آب و هوای گرم‌تری دارن، همه‌ی کارا صب زود و بعد از غروب که هوا خنکه انجام میشه. پس اگه تا ظهر بخوابید و بعد بزنید بیرون احتمالن هیچی نصیبتون نمیشه و فکر می‌کنید عجب شهر سوت‌وکور و مردم بی‌حالی!

طلوع ماسال
طلوع ماسال

این جور جاها بی‌خیال تنبلی بشید و صبح زود از خواب پاشید. از اون ور هم تا دیروقت بیرون بمونید. حتی اگه مثلن با تور سفر می‌کنید و ساعت ۹ صبح تور براتون یه برنامه‌ای گذاشته، شما ساعت ۶ بیدار بشید بزنید بیرون و تا ساعت ۹ برگردید. یا اگه برای برگشتن با اتوبوس باید عصر به هتل برگردید بی‌خیال اتوبوس بشید و آخر شب خودتون با یه تاکسی برگردید. خلاصه از هر وقتی برای چرخ زدن و گشتن دنبال سوژه استفاده کنید و فرصت رو از دست ندید.

۴- تا جایی که می‌تونید گم بشید.

به جای خیابون‌های اصلی از کوچه پس کوچه‌ها برید. بذارید کنجکاویتون حسابی جولون بده! پشت هر پیچ رو نگاه کنید و کوچه‌های تودرتو رو تا ته برید. این گشت و گذارا فقط جنبه‌ی کاری ندارن، همین گم شدن تو یه جای جدید بخش بزرگی از تجربه‌ی ناب سفر کردنه.

پیرمرد
این عکس نتیجه‌ی گم شدن تو کوچه‌های شیرازه.

تا جایی که می‌تونید از جمعیت و شلوغی و جاهای توریستی دور بشید. هر چی از این جور جاها دور بشید بهتر و راحت‌تر می‌تونید زندگی واقعی مردم منطقه رو ببینید. چند ساعتی تو یه کافه تو مرکز شهر بشینید و گذر زندگی رو تو اون شهر نگاه کنید. ببینید مردم همین طوری که دنبال کاراشون می‌دون خوشحالن یا ناراحت. اصلن می‌دون یا خیلی خونسرد و آروم راه میرن! به جای رستوران‌های توریستی تو خیابون اصلی شهر، غذاخوری‌های کوچیک محلی رو پیدا کنید و اونجا کنار مردم محلی غذا بخورید.

۵- همیشه آماده‌ی عکس گرفتن باشید.

همیشه دوربینتون همراهتون باشه و چهارچشمی به دنبال «دیدن» باشید. شما هیچ‌وقت نمی‌دونید چی قراره سر راهتون ظاهر بشه برای همینم همیشه باید آماده باشید. خیلی وقتا یه سوژه‌ی خوب می‌بینید اما فکر می‌کنید الان شرایط برای عکاسی ایده‌آل نیست- نور کمه، هیچ‌کس اون اطراف نیست و یا آدمای زیادی اونجا هستن و باید بعدن دوباره برگردید. اما امان از وقتی که شانس با شما همراه میشه و دقیقن تو لحظه‌ی مناسب به جای مناسب می‌رسید! حالا فرض کنید در این شرایط دوربینتون رو جا گذاشته باشید، حافظه‌ی دوربینتون پر شده باشه و یا مجبور باشید تو کیفتون دنبال لنز مناسب بگردید. خب خیلی احتمال داره تا شما شرایط رو جور کنید اون لحظه‌ی طلایی از دست رفته باشه.

معبد دالای‌لاما
روز اولی که رفتم معبد دالای‌لاما یه مراسم باحال اونجا در جریان بود و کلی راهب دورتادور معبد نشسته بودن دعا می‌خوندن. گفتم ولش کن حالا فردا میام عکاسی. فرداش معبد این شکلی بود!

درسته که کوه‌ها و درخت‌ها و ساختمون‌ها همیشه سر جاشون هستن و قرار نیست در برن اما یه اشعه‌ی نور، یه عقاب در حال پرواز تو آسمون یا یه زوجی که دقیقن تو همون لحظه هم‌دیگه رو بغل کردن تا ابد برای شما صبر نمی‌کنن. اصلن بیاید به چشم شکار به قضیه نگاه کنیم! یه شکارچی هر وقت از محل کمپش بیرون میاد تفنگش همراهشه و هر لحظه آماده‌ی شلیکه.

۶- برای عکاسی وقت بذارید.

مثل هر کار دیگه برای خوب عکاسی کردن و گرفتن عکس‌های به درد بخور هم باید انرژی و زمان بذارید. یکی از مشکلات سفرهای این دور و زمونه اینه که برنامه‌ی هر روز حسابی پُر و فشرده و از قبل تعیین شده‌س. طبیعی هم هست. خب آدما دوست دارن وقتی کلی پول بلیط میدن و میرن یه جای جدید تا جایی که میشه همه چی رو ببینن دیگه. پس قرار نیست کلی وقت خالی پیدا کنید که عکاسی کنید! این خود شمایید که باید یه وقتی رو برای عکاسی کنار بذارید.

«خب حالا عجله‌ای نیست! فردا میرم عکاسی!»

خب فردا ممکنه هوا به این قشنگی نباشه. عکاسی در سفر رو به یه عادت روزانه تبدیل کنید و قدر هر لحظه رو بدونید!

۷- به اولین عکس راضی نشید.

اگه بخوام خیلی خودمونی بهتون بگم این‌طوری میشه که:

انقدر از یه موقعیت تو شرایط مختلف عکس بگیرید تا رسش کشیده شه!

به اولین عکسی که از یه منظره یا موقعیت خاص می‌گیرید راضی نشید. همیشه ممکنه بتونید یه عکس بهتر ازش بگیرید! اصلن فک می‌کنید دلیل اینکه نقاشا چندین بار طرح می‌زنن چیه؟ شما هم باید کم کم به اون عکس ایده‌آل نزدیک بشید. زوایای مختلف رو امتحان کنید، منتظر نور مناسب بشید، صبر کنید تا آدما از کادر خارج شن و یا آدمای خاصی داخل شن.

ارتفاعات دیلمان
هی بهش گفتم بکش زودتر اون زوزه رو می‌خوام عکس بگیرم برم میرزاقاسمی آتیشی درست کنم. گوش نکرد. سوژه گاهی ناز می‌کنه. باید نازش رو بکشی.

خلاصه اصلن عجله نکنید. به خودتون بگید در این لحظه هیچ کاری مهم‌تر از این نیست که من از این موقعیت بهترین عکس رو بگیرم! وقتی حس کردید همه‌ی حالت‌های مختلف رو امتحان کردید کار شما تموم شده. می‌تونید برید دنبال سوژه‌ی بعدی!

خب اینم از هفتمین نکته! اگه دوست دارید بیشتر در مورد عکاسی و عکاسی سفر بدونید و عکس‌های خوب ببینید منتظر قسمت دوم این مجموعه باشید. اگه سؤالی درباره‌ی عکاسی سفر دارید برام کامنت بذارید و منم سعی می‌کنم جوابش رو بگردم و بپرسم و پیدا کنم و تو قسمت‌های بعدی براتون درباره‌ش بنویسم.

 

بفرست برای دوستات

Tweet about this on TwitterPin on PinterestShare on LinkedInShare on Google+Email this to someoneShare on Facebookدکمه اشتراک گذاری تلگرام
پری

پری

یه آدم ماجراجو که دوس داره بیشتر و بیشتر سفر کنه و دنیای درون درست به اندازه‌ی دنیای بیرون براش جذاب و پر از ناشناخته‌س.

8 کامنت

  1. پاسخ دادن

    میثم

    من هرچند روز چک میکنم سایتتون رو ببینم مطلب تازه چی دارین! و یکی از اصلی ترین دلایلی که تور کنیا رو کنسل کردم و تصمیم گرفتم خودم بزنم به آفریقا!
    کانالی که توش مطالب سفرهامو میزارم:
    کوله به دوش
    گزارش سفرهای گاه و بی گاه ما به سبک کوله گردی
    https://telegram.me/kolegardi

  2. پاسخ دادن

    نیلوفر کارگر

    خیلی خوب نوشتی پری. نکات خیلی به درد بخوری بود. نوشتن اون لحظه اول خیلی هیجان انگیز به نظر میرسه
    مرسی 🙂

  3. پاسخ دادن

    بهارگل

    سلام پری عزیزم . تشکر زیاااد برای متن بسیار مفیدی که برامون گذاشتی، یک سوالی که من دارم اینه که به شخصه خوشم نمیاد توی سفر همش دوربین به دست و گوشی به دست باشم ! دوست دارم توی سفر و تمام اتفاقاتش و صحنه هایی که میبینم غرق بشم ! نمیخوام تمام این چیزهارو از پشت لنز دوربین ببینم !میخوام با چشم خودم ببینم بدون هیچ دغدغه ای ، که مثلا عکس این مدلی بگیرم اون مدلی بگیرم وای ازونجا عکس نگرفتم ای وای این عکس قشنگ نشد، اینطوری کلا نمیتونم از سفرم لذت ببرم و کلش به عکس و این چیزا میگذره که اصصصصلا خوشم نمیاد..بنظرم دوربین به دست بودن تو سفر هیچ فرقی با اینکه بشینی تو خونه و عکسای دیگران رو از اون مکانها ببینی نداره، درواقع احساس میکنم هرثانیه ایکه پشت گوشی یا دوربین هستم برای عکس و فیلم و یا اشتراک گذاری عکسام توی اینستا و … هدر دادن وقته توی سفر! ولی خب در عین حال معتقدم اگر عکس و فیلمی هم گرفته نشه انگار که سفری ام نرفته باشی! گاهی فکر میکنم یک عکاس رزرو کنم با خودم ببرم سفر😂😂 با این تضاد فکری که در این مورد در من وجود داره نمیدونم چیکار کنم!!😕مثلا دوربینی یا راه حلی وجود داره برای این ؟ شاید خیلیا این مشکل رو داشتن و حلش کردن به یک نحوی ! اگر تونستی جواب این سوال رو هم پیدا کنی خیلی خوب میشه 😊 پیشاپیش مچکرم 😘😍

    1. پری
      پاسخ دادن

      پری

      سلام بهارگل عزیز:)
      راستش به نظرم یکی از سختیای عکاسی تو سفر دقیقن همینه که تو باید همیشه حواست باشه به اینکه همه چیز رو به چشم سوژه ببینی و یه وقتایی آدم واقعن حال و حوصله نداره. من بشخصه یه وقتایی تو سفرام میذارم کنار همه چی رو و میگم می‌خوام در لحظه باشم فقط! فکر نمی‌کنم راهی برای حلش وجود داشته باشه:)) مثلن می‌تونی یه گو پرو بگیری ببندی به سرت و دیگه دوربین دستت نگیری!

  4. پاسخ دادن

    مریم

    ممنون از مطلب خوبت پری جان.یه چیزی که گاهی برام سواله عکاسی از مردمه.برای عکاسی ازشون چه فزهنگی وجود داره؟ایا باید بهشون بگیم و اجازه بگیریم؟یا همینطور عکس رو بگیریم شاید خوششون هم اومد(: احتمالا از کشوری به کشوری منطقه ای به منطقه ای فرق داره؟

    1. پری
      پاسخ دادن

      پری

      اتفاقا یه مطلب خوب در این باره خوندم و کلا مشکل خیلیا از جمله خودمه! حتمن درباره‌ش می‌نویسم:)

  5. پاسخ دادن

    حامد

    سلام پري، كار خوبي كردي كه اون مطلب رو به زبان و ادبيات خودت نوشتي. چسبيد. يادم نيست چندمين نكته مطلب بود، اوني كه ميگه انقدر بايد ور بري با سوژه ات تا اون عكس مورد نظر گرفته بشه. وقتي اون عكس گرفته ميشه، يه نفس ميكشم و خيالم راحت ميشه. انگار مهمترين چيز، اون كج و راست شدن هات، ور رفتن با تنظيمات موبايل/دوربينت هست و نه خود عكس. اون چيزي كه اون عكس رو مال تو مي كنه و بعدها وقتي ميبينيش غرقش ميشي، همين فرايند عكاسيه. برقرار باشي.

    1. پری
      پاسخ دادن

      پری

      دقیقن همین طوریه که میگی! وگرنه سوژه که برای همه ممکنه یکسان باشه:)

کامنت بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Top