ما، محلی‌ها و فرهنگ سفر؛ چطور با مردم محلی‌ معاشرت کنیم؟!

۱۵ دی ۱۳۹۵

photogrid_1482150686858

«چه‌جوری با محلی‌ها برخورد می‌کنید که اینقدر تحویلتون می‌گیرن؟! اصلن چه‌جوری بهشون اعتماد می‌کنید و باهاشون وارد ارتباط می‌شید؟! یعنی می‌گید محلی‌ها واقعن توی سفر به غیر محلی‌ها کمک می‌کنند و اون‌هارو می‌پذیرند؟!»‌

هربار که از خاطرات و تجربیات خاص سفرهام که معمولن در ارتباط با مردم محلیه صحبت می‌کنم، با این سبک سوال‌ها روبرو می‌شم. راستی تا حالا به این موضوع فکر کردید که ارتباط با محلی‌ها چه تاثیری می‌تونه توی سفرهای ما داشته باشه؟ اصلن چطور می‌تونیم یک رابطه‌ی خوب با مردم محلی بسازیم و مسئولیت ما در قبال جامعه‌ای که خونه و شهر و امنیتش رو بدون هیچ چشمداشتی در اختیار ما قرار می‌ده چیه؟!

توی این مقاله می‌خوام به چند تا نکته‌ اشاره کنم که رعایت اون‌ها تاثیر مستقیمی تو افزایش کیفیت سفر ما و ارتباط با مردم محلی داره. هرچی باشه اگه می‌خوایم یک سفر متفاوت با همیشه داشته باشیم و به خاص‌ترین بخش‌های فرهنگی و طبیعی یک منطقه برسیم، کلیدش از ارتباط سالم با محلی‌ها می‌گذره.

برای برقراری ارتباط پیشقدم بشین.

این‌که منتظر باشید تا یک فرد خجالتی که هیچ دیدی از شما و کوله‌ی بزرگتون نداره برای برقراری ارتباط باهاتون پیش‌قدم بشه، یک انتظار بی‌جا وغیرمنطقیه. پس به‌جای این‌که منتظر باشید تا مردم محلی به سراغتون بیان، خودتون به سراغشون برید و با یک روی گشاده و لبخند، مکالمه رو شروع کنید. این مکالمه می‌تونه موقع خرید کردن تو یک سوپرمارکت محلی و یا توی یک نونوایی شکل بگیره. پس اون گارد و خجالت همیشگی رو کنار بزنید و به دنبال شکار یک فرصت مناسب باشید! یکی دیگه از روش‌هایی که من همیشه ازش استفاده می‌کنم رفتن به سراغ زن‌های روستایی و درخواست یک لیوان آب و شروع صحبته. شاید در ظاهر این مکالمه خیلی عادی و بی‌هدف به‌نظر بیاد ولی گاهی همین صحبت‌های معمولی و بی‌اهمیت کل مسیر و‌ جریان سفر شما رو تغییر میده!  سارا و پری وقتی توی سفر خراسان به دنبال راهی برای ارتباط با استاد عثمان بزرگ  می‌گشتن با همین پرس و جوها و مکالمه‌های ساده بود که از خونه‌ی استاد سر درآوردن. پس ساده از این موضوع نگذرید!‌

photogrid_1482150702805
تا ما به خودمون بیایم و کوله‌ها رو از تو قایق برداریم، حمید پرید پایین و رفت سراغ محلی‌ها تا ته و توی لاوان رو در بیاره که کجا بریم و چی‌کارا کنیم و چه‌جوری بریم! سر همون یک ربع معاشرت بود که وقتی برگشت کلی ایده‌ی باحال پیدا کرده بود و کلی به جاهای باحال رسیدیم!

افراد محلی رو تو موضع حمایت از خودتون قرار بدین.

مهم‌ترین توصیه‌ی من برای وارد شدن به جامعه‌ی محلی اینه که به جای قرار دادن این افراد در جایگاهی مقابل خودتون، اونها رو در موضع حمایت قرار بدید. منظورم از این حرف اینه که ازشون راهنمایی بخواید، با روی خوش درخواست کمک کنید و سعی کنید اعتمادشون رو جلب کنید. این حرف البته به معنی نشون دادن ضعف و عدم اعتماد به نفس نیست، بلکه به این معنیه که با احترام فراوون جوری برخورد کنید که کنار شما احساس امنیت کرده و برای تامین امنیت‌تون احساس مسئولیت کنند. مطمئن باشید که از این روش ضرر نمی‌کنید و با بهترین چهره‌ی جامعه‌ی محلی روبرو می‌شید. پرسیدن در مورد جاهای خاص منطقه‌، راهی برای پیدا کردن هیزم، بهترین جا برای کمپ زدن و سؤال‌های مشابه به این موضوع کمک می‌کنه. توی همون سفر به سد دز بود که با دادن ریش و قیچی به دست راننده‌ی قایق، سر از جایی درآوردیم که صبح حسابی غافلگیرمون کرد.

photogrid_1482150670639
سر صبح بود و باید لاوان رو ترک می‌کردیم به سمت جزیره‌ی بعدی. تشنه بودیم و یه کیسه داشتیم پر از ظرف نشسته و یک فلاسک خالی از چای! با الهام راه افتادیم به سمت خونه های روستا که ببینیم در کدومشون بازه و میشه باهاشون معاشرت کرد! همین‌که فهمیدن مسافریم دعوتمون کردن به خونه‌ی باصفاشون. اینجوری بود که حسابی توانستیم سر و صورت و ظرف‌های کثیف رو صفا بدیم و با فلاسک پر از چای برگردیم پیش بچه‌ها!

از بالا به پایین به روستایی‌ها نگاه نکنین.

شاید که شما یک پروفسور باشید یا یک دکتر یا یک بیزینس‌من موفق هستید ولی یادتون نره که سطح شعور و فرهیختگی آدم‌ها هیچ ربطی به پول و تحصیلات‌شون نداره. توی همین سفرها بارها با مردم روستایی بیسواد یا کم‌سوادی برخورد کردم که هزار مرتبه بهتر از من دنیا رو می‌دیدند و هرلحظه معاشرت باهاشون مثل یک کلاس درس دانشگاهی بود.
پس موقع ملاقات با یک روستایی ساده اون نگاه شهری از بالا به پایین رو کنار بگذارید و به‌جاش ظرفیت پذیرشتون رو بالا ببرید. یادتون نره که هرچقدر هم که دکتر و‌ مهندس باشید و سواد دانشگاهی داشته باشید، مقابل یک محلی ساده که سال‌ها توی دریا و طبیعت زندگی کرده و قوانینش رو بلده یک فرد بیسواد به حساب میاید و کلی موضوع برای یادگرفتن در پیش رو دارید!

photogrid_1482152310719
اسمش دایی بود و از دریا و زندگی که حرف می‌زد از هزارتا پروفسور بیشتر سرش می‌شد. حالا گیرم که من مدرک تحصیلی ام بالاتر بود ولی کی گفته بود که دانش اون از من کمتره!

مثل محلی‌ها لباس بپوشین و‌کدهای اخلاقی رو رعایت کنین.

درسته که شاید همه‌جا نتونیم پوششی عین محلی‌ها داشته باشیم، ولی حواسمون باشه که حداقل پوششی مغایر ارزش‌های اخلاقی مردم محلی نداشته باشیم. قاعدتا توی یک روستای مذهبی یا سنتی، پوشیدن شلوار کوتاه و گذاشتن کلاهی که موهارو نمی‌پوشونه می‌تونه باعث واکنش جامعه‌ی محلی بشه. تو بعضی جاها دیده شده که این واکنش تا مرحله‌ی نزاع بین روستایی‌ها و گردشگرها پیش رفته. پس بهتره به ارزش‌های جامعه‌ی محلی احترام بگذاریم تا بتونیم یک ارتباط سالم دوطرفه بسازیم.

photogrid_1482152116809
با وجود این‌که لباس مشکی و بی‌رنگ و رو هیچ وقت انتخاب من نیست، برای گشتن تو روستاهای کوچیک و مذهبی اهواز اونم توی محرم بهترین گزینه‌ی ممکن بود. قطعن با چند روز لباس مشکی پوشیدن نمی‌مردم ولی در عوض می‌تونستم قاطی زندگی مردم محلی بشم.

آشغال‌ها رو جمع کنین ، حتی چیزهایی که قابل بازیافت شدنه.

یکی از تصورات غلطی که متاسفانه با زندگی شهری توی ما رشد پیدا می‌کنه اینه که همیشه یک نفر سومی هست که وظیفه‌ی جمع کردن زباله ‌های ما رو به عهده داره. هرچند واقعیت ماجرا اینجاست که همچین چیزی توی مناطق روستایی و بکر طبیعی وجود نداره و هیچ کسی نیست که پشت سر ما راه بیفته و زباله‌هایی که تولید کردیم رو جمع کنه. با درنظر گرفتن همین موضوع متوجه میشیم که چرا مردم محلی نباید انگیره‌ای برای خوشامدگویی به آدم‌های بی‌مسئولیتی که محل زندگیشون رو آلوده می‌کنند داشته باشند. پس توی سفر مناطق روستایی و طبیعتی یک اصل رو فراموش نکنید که

حداقل به میزان باری که با خودتون آوردید زباله از محل خارج کنید!

نکته‌ی بعدی این‌که درسته‌که بعضی از زباله‌ها مثل پوست میوه قابل بازیافته، ولی جا گذاشتنش توی طبیعت زیبایی منطقه رو خراب می‌کنه. هیچ کدوم از ما از دیدن پوست موز و هندوانه و طالبی رها شده تو یک ساحل بکر لذت نمی‌بریم! پس اگه هم قصد گذاشتن اون‌ها رو توی طبیعت دارید دقت کنید که حتما اون‌ها رو زیر بوته‌های یک ‌گیاه و یا زیر خاک پنهان کنید تا دیده نشن.

photogrid_1482153625435
اخه انصافاً به این ساحل صخره‌ای نگاه کنید که چقدر قشنگه. حالا غروب آفتاب هم که توش میفته هیچ‌چی! ولی دیدن اون بطری‌ها می‌دونید چقدر ناامید کننده است و حس فضا رو تغییر میده؟! حواسمون باشه حیف نکنیم جاهای قشنگ رو. اگه بقیه هم ریختن ما جمع کنیم و فرهنگ‌سازی رو از خودمون شروع کنیم.

به چرخش پول و حمایت از هنرهای دستی کمک کنین.

یکی از بهترین روش‌ها برای قدردانی و حمایت از جامعه‌ی محلی‌ای که ما رو تو‌خودش پذیرفته خرج کردن پول توی مقصد و‌کمک به گردش اقتصادی اون منطقه است.  سعی کنید عمده‌ی خرید مورد نیازتون رو از مقصد انجام بدید. علاوه بر این اگه اون منطقه محصولات محلی مثل ماهی،ترشی، میوه و یا چیزهای مشابهی داره که بدون واسطه عرضه میشه حتمن اون‌رو به سبد خریدمون اضافه کنیم تا سود مستقیمی به مردم محلی برسونیم. خرید هنرهای دستی‌ای که مردم محلی درست می‌کنند هم راه خوبی برای جبران لطف و مهمان‌نوازی مردمه. پرداخت پول برای کرایه‌ی ماشین حتی برای یک مسیر کوتاه، خوردن چند وعده غذای محلی و کارهای مشابه هم روش‌های خوبی برای کمک به چرخه‌ی اقتصادی جامعه‌ی محلیه.

photogrid_1482152104331
خاک‌های رنگی رنگیه جزیره‌ی هرمز رو ریخته بودن تو شیشه، یک‌جوری که رنگ‌هاش باهات حرف می‌زد. بعد این عروس‌های صدفی هم برا خودشون داشتن می‌رقصیدن و شادی می‌کردن! بانمکن دیگه؟! مگه نه؟!

برای گرفتن عکس اجازه بگیرین.

عکس گرفتن از آدم‌ها شرایط خاصی رو‌ می‌طلبه که تو جاهای مختلف متفاوته ولی مهم‌ترین نکته اینه که ما هیچ‌وقت اجازه نداریم بدون رضایت کسی عکسی از چهره‌اش بگیریم. این موضوع مخصوصا توی روستاها و در مورد عکاسی از زنان اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه. تو خیلی از کشورهای خارجی ممکنه به‌خاطر عکس‌برداری بدون اجازه از بچه‌ها جریمه‌های سنگینی بهتون تعلق بگیره.
پس قبل از هرنوع عکاسی از ادم‌ها دقت کنید که حریم خصوصی‌شون رعایت بشه. برای گرفتن عکس‌های پرتره هم بهتره اول اجازه بگیرید و بعد دست به کار بشید. اگه می‌خواید تو این زمینه بیشتر بدونید، پری تو این مقاله نکات خیلی خوبی در مورد عکاسی در سفر و  قوانین عکاسی از مردم محلی اورده که دونستنش خیلی چیزها رو ساده‌تر می‌کنه.

photogrid_1482150716058
پرسیدم عکس میشه بگیرم ازتون؟! دست کردن تو موهاشون و خودشون رو مرتب کردن و ژست گرفتن و بعد با یک صدای خجالتی جواب دادن: اوهوم!

از هدیه‌های کوچیک برای تشکر و قدردانی استفاده کنین.

یکی از قشنگ‌ترین چیزهایی که توی سفر از همسفرهام یاد گرفتم داشتن یک‌سری هدایای کوچیک و دادن اون‌ها به میزبان‌ها، بچه‌ها و راننده‌ها برای تشکره. معمولن داشتن یک‌سری خرت و پرت مثل دستبند و وسایل تزیینی غیر حجیم و سبک که نیاز نیست گرون قیمت هم باشه راه خوبی برای این کاره. میوه و آبنبات و خوراکی‌های این مدلی هم چیزهای خوبی برای تشکر موقع سوار شدن تو ماشین‌های گذریه. البته اگه تو جایی از سفر هم به هیچ‌کدوم از این چیزها هم دسترسی نداشتید نگران نباشید؛ یک معاشرت با کیفیت و یک لبخند بزرگ و روی گشاده  روش خوبی برای ای یک تشکر واقعیه.

photogrid_1482150730476
شب قبلش با این بچه‌ها خوراکی‌هامون رو تقسیم کرده بودیم و کلی در مورد آداب و رسوم محلی های بندر خمیر گپ زده بودیم. مطمئنم هم ما و هم اونا دیگه تا همیشه تو ذهن هم خاطره شدیم!

هدفم از نوشتن همه‌ی این نکات این بود که یادمون نره که این برخوردهای الان ماست که نحوه‌ی برخورد جامعه‌ی محلی با گردشگرهای بعدی رو‌می‌سازه. پس بزرگ‌ترین چیزی که همه‌ی ما کوله‌گردها و علاقه‌مندان به سفرهای واقعی نسبت بهش مسئولیم، جا گذاشتن یک حس خوب و امنیت برای مردم محلیه.‌

یادمون نره جوری برخورد کنیم که بعد از ما هروقت جامعه‌ی محلی با یک مسافر و کوله‌گرد روبرو شد، به‌جای گرفتن گارد و دور شدن ازش بیشتر از قبل درهای خونه و ماشینش رو به روش باز کنه و به جای بیشتر کردن سرعتش موقع دیدنش توی خیابون، باخیال راحت‌تری پا روی ترمز بزنه و بایسته.‌

اینجوریه که یک قدم به گردشگری پایدار یعنی گردشگری مسئولانه و بدون آسیب به منابع محلی نزدیک‌‌تر میشیم و فرهنگ درست سفر رو بیش‌تر از قبل گسترش می‌دیم.
راستی شما چه توصیه‌هایی برای حفظ یک ارتباط خوب با جامعه‌ی محلی دارید؟! تا حالا خودتون عضوی از جامعه‌ی میزبان بودید؟! چه اتفاق‌های خوب و بدی توی این تجربه افتاده؟! منتظر شنیدنش هستیم!

بفرست برای دوستات

Tweet about this on TwitterPin on PinterestShare on LinkedInShare on Google+Email this to someoneShare on Facebookدکمه اشتراک گذاری تلگرام
مریم رها

مریم رها

من مریم رهام! همون دخترک ساده بی‌تجربه‌ای که زد زیر روتین زندگی تا یه روش جدید برای زندگی خلق کنه! کسی که باور داره میشه مقطعی سفر نرفت، بلکه توی سفر زندگی کرد: بدون پول و برنامه!

14 کامنت

  1. پاسخ دادن

    زهرا

    سلام مریم جان. ممنونم از نکات خوبی که بهشون اشاره کردین. من چند وقته که شما رو دنبال می کنم و از تجربیات خوبتون دارم درس می گیرم. سفر جنوب ما (که چند روز دیگه شروع می شه) مطمئناً با این چیزایی که از شما و دوستاتون یاد گرفتیم خیلی با سفرهای قبلی مون فرق خواهد داشت. شاد باشید و امیدوارم سوختگی پاتون خوب شده باشه 🙂

    1. مریم رها
      پاسخ دادن

      مریم رها

      زهرای عزیز امیدوارم سفر خیلی خوبی داشته باشی.

  2. پاسخ دادن

    پریسا

    مریم جان به نکات خیلی خوبی اشاره کردی. مخصوصاً رعایت پوشش هم شکل مردم محلی برای برقراری یه ارتباط خوب با اونها واقعاً مهمه. همینطور خرید صنایع دستی از محلی ها. ای کاش مسافرها می دونستن که این صنایع دستی برای مردم محلی راهیه برای ادامه زندگی شون توی اون منطقه و انقدر سر قیمت باهاشون چونه نمی زدن. (همینجا باید بگم که به شدت با فروش خاک های هرمز مخالفم چون دسترنج هزاران ساله طبیعت اون منطقه هست که باید دست نخورده بمونه و کسی حق نداره برای سود شخصی بهشون دست درازی کنه). نکته ای که در مورد زباله های تجزیه پذیر گفتی هم خیلی مهمه و شامل فضولات انسانی هم می شه که باید حتماً دفن بشن و همینجور روی زمین رها نشن (قشنگ نیست که وقتی توی یه طبیعت زیبا داری راه می ری پشت یه درخت یا سنگ با یه صحنه بد و بوی بدتر مواجه بشی!).

    1. مریم رها
      پاسخ دادن

      مریم رها

      پریسا ممنونم خیلی از توضیحات تکمیل‌کننده‌ات. عالی بود

  3. پاسخ دادن

    علی اکبر

    فقط دمتون گرم.
    پیشنهادی که داشتم راه انداختن یه باشگاه رسمی کوله نوردی و هیچهایکینگ تو ایرانه با همکاری بقیه…
    و کانال تلگرام هم لطفا بذارید برا سایت و برا خودتون.

    1. مریم رها
      پاسخ دادن

      مریم رها

      سلام علی‌اکبر.ممنون از پیشنهادت. کانال تلگرام هم به نام سبک‌تر داریم:)

  4. پاسخ دادن

    تكتم

    با سلام مريم عزيزم. ممنون از نكات بسيار خوب و مفيدت. اين تكاني كه در أكثر سفر نامه هاتون ميگيد بايد در كل سفر زندگيتون استفاده كنيم تا بتونيم با تمام افراد جامعه درست در تعامل باشيم و طبيعت أطراف محل زندگيتون رو هم پاك نگه داريم. باز هم سپاسگزارم

    1. مریم رها
      پاسخ دادن

      مریم رها

      سلام تکتم. موافقم باهات و ممنون ازت.عالی باشی

  5. پاسخ دادن

    مهسا

    مریم جون سلام و مرسیییییییییییی از این همه نکات که ریز ریز میشینی برامون تایپ می کنی، دمت گرم رفیق :*
    والله من تا حالا که سفر رفتم هیچ وقت ِ هیچ وقت برخورد بد که اصلا و برخورد حتی یه ذره بد هم ندیدم. شکل بیشتر همه ما اینه که با ذهنیت وارد شهری میشیم، مثلا میگیم فلان شهر خصوصیتشون اینه، اون یکی ها خسیسن، اون یکی ها از پشت خنجر میزنن و هزار تا ذهن بد.. اصلا با این ذهنیت نباید کسی به سفر بره چون سفرش درجا باطل میشه. باید با قلب و روح باز و پذیرا با مردم برخورد کرد هرکجای دنیا، چون مردم در کسری از ثانیه از درونتون باخبر میشن و فقط کافیه بفهمن شما رد صلح با خود و اونها هستید، حاضرن فرش زیرپاشون رو هم برای اسایش تو بفروشن. این همه تجربیات من از سفرهام و کلا نگرشم در زندگی و برخورد با مردم بوده. #معرکه_بمونید_رفقا

    1. مریم رها
      پاسخ دادن

      مریم رها

      سلام مهسا.خیلی موافقم با حرفت. همین‌طور که میگی. عالی باشی

  6. پاسخ دادن

    سرور

    عاااالی بود مریم عزیزم من هر بار از تو چیزای جدید یاد میگیرم ممنون که انقدر صادقانه تجربیاتت رو با ما شریک میشی

    1. مریم رها
      پاسخ دادن

      مریم رها

      ممنونم سرور.خوشحالم مفید بوده.

  7. پاسخ دادن

    علی

    عالی بود. پیش‌قدم بودن برای برقراری ارتباط بسیار مهم هست و به‌قول شما مسیر سفر رو می‌تونه به‌طور کلی تغییر بده.

    1. مریم رها
      پاسخ دادن

      مریم رها

      ممنونم علی. اره دقیقن فکر می‌کنم این وظیفه ماست که پیش قدم بشه،درست مثل کسی که وقتی وارد یه خونه میشه باید سلام بده. خوب باشی کلی

کامنت بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

Top