چرا هیچهایک می‌کنم؟

29

چندوقت پیش یه آدمی ازم پرسید حالا مگه چقدر از هزینه‌های سفرت رو با هیچ‌هایک پس‌انداز کردی تا حالا؟ اصلن می‌ارزه که به خاطر این مبلغ این همه سختی رو تحمل کنی؟ بهش گفتم نه نه تو اشتباه متوجه شدی. مساله اصلن پول نیست. راستش مثل این می‌مونه که تو به کسی که کوهنوردی می‌کنه یا با دوچرخه سفر می‌کنه بگی چقد بهت پول بدم که دیگه این کار رو نکنی؟ این کار یه جور عشقه، می‌دونی چی میگم؟ نمی‌دونست.

پس تصمیم گرفتم مثل یه تریلوژی (عاشق این کلمه‌ام یعنی سه‌گانه) حالا که تو دو تا نوشته‌ از خطرات و نکات هیچهایک گفتم، تو قسمت سوم از جنبه‌های مثبت هیچهایک و از همین لحظات قشنگ بگم. از اون وقتایی که تو سفر اتفاق میفته و باعث میشه به خودت بگی:

“وای دختر! یعنی بیدارم؟ اما آخه این اتفاق‌ها تو بیداری چیزی شبیه معجزه‌ست”

شما هم اگه هیچهایک کردین و تجربه‌‌ی خوشگلی دارین پایین همین نوشته تو کامنتا بگید تا بقیه هم بخونن.

و اما لحظات قشنگی که برای من اتفاق افتاد و برام با هیچ مبلغی قابل معاوضه نیست:

  • مردم سعی می‌کنن به شما غذا بدن!

من نمی‌دونم که این قضیه واسه اینه که چون من یه دختر تنهای مسافر بودم و مردم فکر می‌کردن باید به هرنحوی شده ازم حمایت کنن یا اینکه یه جور حس طبیعی و مادرانه از سمت خانمایی که بهشون برخوردم وجود داشت یا چی! به هرحال مردم از اینکه شما غذاهای محلی‌شون یا دستپخت خونگی یا حتی دوتا دونه میوه از محصولات باغچه‌شون رو بخورین و عکس العمل شما رو ببینن، کیف می‌کنن.

اون کاسه رو می‌بینید تو دست این خانم مهربون؟ پر از یه مدل پنیر محلی بود.

بعضی وقت‌ها آدما میترسن که شما از گرسنگی بمیرید واسه همین تا سه روز آینده غذا باهاتون راهی می‌کنن. مهم هم نیست که شما هی بگید “من گرسنه نیستم” یا “غذا دارم” یا “چاق شدم”. راستش خودم رو هم که می‌ذارم جای اونا می‌بینم من هم اگه تو این موقعیت بودم و یه مسافر کوله به دوش می‌دیدم همین کار رو می‌کردم!

این قضیه چه تو ایران و چه تو اروپا برای من اتفاق افتاد و هربار ذوق مرگ شدم از اینکه دارم بین این آدما تو کره ی زمین زندگی می‌کنم.

  • مردم سعی می‌کنن به شما پول بدن!

شوخی نمی‌کنم، مردم یه تصویری از هیچهایکرها دارن و فکر می‌کنن همه‌ی اونا آدمای بی پول و مفلسی هستن و سعی دارن که بهشون کمک کنن. در حالیکه حقیقت اینه که بخش اعظمی از هیچهایکرها مفلس نیستن.

برای خود من، پول (یا نداشتش) دلیل هیچهایک کردن نیست و من هیچ پولی که بهم پیشنهاد شده رو قبول نکردم.

از شما هم خواهش می‌کنم فلسفه‌ی هیچهایک رو به “مفت سواری” تقلیل ندین و اگه خودتون هیچهایکرین و تو موقعیت اضطراری نبودین و پولی بهتون پیشنهاد شد، قبول نکنین. به نظرم سوء استفاده از مهربونی آدما، هم خلاف منش هیچهایکرها و هم دور از شرف و انسانیته.

  • مردم از شما راجع به درآمد/ مذهب/ وضعیت تاهلتون و خیلی چیزای دیگه سوال می‌پرسن!

تو بعضی فرهنگا این دسته از سوالات جزء سوالات خیلی شخصی و خصوصی دسته بندی میشه و تو بعضی فرهنگا مثل کشور خودمون نه! مردم خیلی راحت راجع به همه چی زندگیتون از شما سوال می‌پرسن و گاهی وقتا شما گیر آدمای خیلی فضولی میافتین که خب بامزه‌ست!

مثلن مهزاد خیلی خوب بلده با خنده و شوخی جواب سوالای شخصی مردم رو بده!
مثلن مهزاد خیلی خوب بلده با خنده و شوخی جواب سوالای شخصی مردم رو بده!

ولی یادتون باشه حالا چون اونا کنجکاون و سوال می‌پرسن دلیل نمیشه که همه رو دونه به دونه و با جزییات جواب بدین. اگه مجبور شدین می‌تونین از راه فراری به اسم “شوخی” استفاده کنین. در ضمن کانسپت مذهب تو بعضی از کشورا مثل کشور خودمون جدیه، حواستون باشه که تو حرفاتون به دین و مذهب کسی توهین نکنین.

  • مردم سعی می‌کنن برای شما هیچهایک کنن!

مردم سعی دارن به شما کمک کنن، فکر می‌کنن حضورشون کنار شما باعث میشه زودتر ماشین پیدا کنین و این از اون کمک‌هاییه که به ضررتونه! معلومه که هیچکس برای شما وقتی توسط دو سه نفر مردم محلی بدون کوله دوره شدین نخواهد ایستاد. راننده‌ها می‌ترسن ازتون یا  فکر می‌کنن جاتون امنه یا اصلن جایی برای اون تعداد آدم ندارن تو ماشینشون.

اگه تو یه همچین وضعیتی گیر افتادین، به آدما توضیح بدین که حضورشون شرایط رو برای شما سخت‌تر می‌کنه و اگه زبون شما رو نمی‌فهمیدن، به سادگی شروع کنین به راه رفتن و دور شدن از جمعیت(بله، ممکنه شما رو تعقیب کنن ولی نه وقتی که به اندازه‌ی کافی دور بشین)

  • تا حالا شده که وسایل حمل و نقل عمومی (اون‌هایی که احتیاج به بلیط دارن) هیچ بزنی!؟

هرچقدر مدت زمان بیشتری باشه که هیچهایک کنین، احتمال بیشتری وجود داره که سوار هرگونه وسیله‌ی حمل و نقلی شده باشین.

اتوبوس، قطار، قایق، تاکسی، کامیون و همه چی.

تو ونیز ایتالیا قایق‌های مسافربری مثل اتوبوس از این سو به اون سو میرن و هیچهایکشون کار سختی نیست.
تو ونیز ایتالیا قایق‌های مسافربری مثل اتوبوس از این سو به اون سو میرن و هیچهایکشون کار سختی نیست.

قانون من برای هیچهایک وسایل حمل و نقل عمومی اینه که اگه خیلی شلوغ بود پیاده بشم و جام رو بدم به کسی که بلیط داره، یا اگه لازم شد بلیط بخرم.

همیشه این رو در نظر بگیرین که مسئولین این سامانه‌ها باید برای خانواده‌هاشون پول دربیارن. به فکر باشین و مهربانانه عمل کنین. اگه لازم شد کمی بیشتر منتظر بمونین، با این همه انرژی مثبت تو وجودتون مطمئنن یکی شما رو به مقصد می‌رسونه!

  • مردم به شما و سبک سفر و برنامه‌های زندگیتون می‌خندن!

ناامید و ناراحت نشین، خب شما هم با اونا به خودتون بخندین. 🙂

  • مردم سعی می‌کنن با شما حرف بزنن حتی اگه هم زبون شما نباشن و زبان مشترکی بلد نباشین!

اونا این کار رو می‌کنن و به نظرم این قشنگ‌ترین اتفاق تو این جور موقعیتاس!

آقای راننده انگلیسی بلد نبود ولی سعی می‌کرد با کلمه‌هایی مثل بلغارستان، فوتو، فامیلی با من حرف بزنه و منظورش رو برسونه و بگه یه عکس بگیر به زن و بچه‌ام نشون بدم بابا!

اونا به زبون خودشون حرف می‌زنن یا از اپلیکیشنای مترجم روی گوشیاشون استفاده می‌کنن یا روی یه تیکه کاغذ منظورشون رو نقاشی می‌کشن یا با پانتومیم سعی در رسوندن منظورشون دارن یا حتی تو یه مورد که تو ایتالیا برام پیش اومد راننده به دوستش که انگلیسی زبان بود زنگ زد تا به اون بگه و اون بهم بفهمونه که راننده چی می‌خواد بگه.

  • مردم دلشون می‌خواد با شما هیچهایک کنن!

اونا شما رو می‌بینن، با شما و داستان سفرتون آشنا میشن و عاشق این مدل ماجراجویی میشن و دلشون می‌خواد با شما بیان، این هم یکی دیگه از قشنگیای هیچهایکه!

  • مردم شما رو به خونه‌هاشون، به جشن‌ها، عروسی‌ها و مراسم عزاداری خودشون دعوت می‌کنن!

یکی از زیباترین جنبه‌های هیچهایک اینه که شما با مردم عادی و فرهنگ هر منطقه از نزدیک آشنا میشین. اینکه چطور زندگی می‌کنن و دغدغه هاشون چیه. شاید توسط تورها و سفرهای برنامه ریزی شده هم بشه به این هدف دست پیدا کرد ولی اینکه مردم از ته دلشون با شما ارتباط برقرار کنن تا اینکه به خاطر کیف پولتون شما را همراهی کنن، فرقش زمین تا آسمونه!

تو میلان ایتالیا به یه جشن خونوادگی رفتم، تو محیطی که انگار دارم با نوادگان دُن کرلئونه سوسیس کبابی می‌خورم!
تو میلان ایتالیا به یه جشن خونوادگی رفتم، تو محیطی که انگار دارم با نوادگان دُن کرلئونه سوسیس کبابی می‌خورم!

در طول این سفرا شما بارها با محبت و مهربانی خالص مردم عوام رو به رو میشین و این چیزیه که باعث میشه دوستیای عمیقی بین شما شکل بگیره و دلتون برای هم تنگ بشه.

  • مردم مجانی به شما نکات مهم و ارزشمندی یاد میدن و دانششون رو باشما به اشتراک می‌ذارن!

راجع به هرچیزی که فکرش رو بکنین مردم اطلاعات بهتون میدن، از تاریخ اون شهر یا کشوری که دارین ازش می‌گذرین گرفته تا آخرین اخبار روز یا حتی بهترین بستنی فروشی تو شهرشون! گاهی حتی زبون همدیگه رو نمی فهمین و فقط باهم می‌خندین. بابا اصلن همون لبخند، همون یه لبخند به اشتراک گذاشته شده هم قشنگه!

  • مردم به شما هدیه میدن به عنوان یادگاری !

آدما تحت تاثیر روحیه‌ی ماجراجویی شما قرار می‌گیرن و دلشون می‌خواد به عنوان یه یادگاری از خودشون به شما هدیه بدن.

من معمولن هدیه‌هام رو به بچه‌های کوچیکتر می‌بخشم. کیف میکنم خوشحالی بچه‌ها رو میبینم!
من معمولن هدیه‌هام رو به بچه‌های کوچیکتر می‌بخشم. کیف میکنم خوشحالی بچه‌ها رو میبینم!

متاسفانه گاهی کوله‌ی شما فضایی واسه اون همه هدیه‌های کوچیک و بزرگی رو که می‌گیرین نداره و شما مجبورین سر راه اونا رو به شخص دیگه ای ببخشین و فقط خاطره‌ی این نوع مهربونیا رو تو ذهنتون حک کنین.

 

  • از شما می‌پرسن که آیا اسلحه ای با خودت داری یا کونگ فو یا دفاع شخصی بلدی!؟

خب وقتی این مدلی سفر می‌کنی آدما این سوالا هم تو ذهنشون شکل می‌گیره دیگه. فک می‌کنن شما خواهر حسین رضازاده یا هادی ساعی هستی! اما من به شخصه هیچ اسلحه ای با خودم تو سفرام نداشتم اما از طرفی نباید همینجوری صاف و صادقانه بگی ” نه والا ندارم هیچی”. یه جوری جواب این سوال رو بدین که فکر کنن چیزی رو ازشون پنهان کردین. مثل یه راز!

مهمترین اسلحه‌ات البته شجاعت و عقل خودته!
مهمترین اسلحه‌ات البته شجاعت و عقل خودته!

با گفتن مورد آخر شاید بخوای راجع به خطرات احتمالی تو هیچهایک و بحث امنیت بدونی، اگه نخوندی باید بگم که اینجا نوشتمش و بهتره که بخونی. اگه هم برات جالبه بدونی که چی در انتظار دختراست تو هیچهایک و آیا این کار دیوونگیه یا نه! اینجا تو قسمت اول این سه گانه میتونی پیداش کنی. اگه هم بلکل برات سواله که هیچهایک چیه و من دارم از چی حرف میزنم، یه سر به اینجا بزن که ارشاد نیکخواه خیلی قشنگ و شمرده تعریف کرده براتون این کلمه رو.

2

29 کامنت

  1. سارا جان ممنون از پاسخی که به ایمیلم دادی، انقدر ذوق دارم در پاسخ به این نوشته ات بگم، راست میگی دقیقا همینه در بیروت البته من هیچهایک نکرده بودم، ولی توی مسیر وقتی راه میرفتم، داشتم از مغازه خرید میکردم و کوله ام رو که میدیدن، بهم آبمیوه میدادن یا یه روز یه دوست لبنانی عزیز اومد گفت باید این ساندویچ رو بخوری، هی منم گفتم من غذا دارم، گفت یا میخوری یا میندازم سطل آشغال!! تسلیم شدم 🙂

  2. سلام دوستان جان .من عاشق اینجور سفررفتنم ولی چون متاهلم و همسرم تیک ایت ایزیش ضعیفه و میترسه از پس هیچهایک برنیایم تا حالا هیچوخت تجربه نکردم در حالی که با سفرنامه های شماها پابه پاتون دارم حسش میکنم ولی خب بلاخره تونستم مخش رو بزنم و کم کم داریم کولمونو میبندیم که با راهنمایی هایی که از سایتتون گرفتیم را بیفتیم جاده اما مسیله اینجاس!کدوم جاده؟ههه ما اصن نمیدونیم تو چه مسیری بریم بهتره؟!ساکن بندرعباسیم دنبال جای بکر و هوای خوبیم که خیلی هم دور نباشه .چون بار اوله میخوام استپ بای استپ بریم.پیشنهادی ندارین؟مرسی که انقد خوبین

    • سلام مهرنوش جانم.
      چه عالی که بالاخره راهی هستین.
      حالا که داریم رو به پاییز میریم و شما بندرعباس هستین.
      پیشنهادم جزیره‌ی هنگام برای چادر زدن و کمپینگه. اگه نه به سمت داراب استان فارس هم میتونین برید که همیشه هوای دلپذیری داره.
      سلامت و سبک‌تر باشی.

  3. سلااااااام
    به یمن آشنایی با سایت سبکتر، کل خراسان رضوی رو با دوستام هیچهایک کردم، تجربه ای بهم داد که دیگه نمیتونم به زندگی یکنواخت قبلیم برگردم ممنونم ازتون که بهمون جرات و جسارت و دانش این کار رو دادین

    • ای جانم نیلوفر.
      خیلی خوشحالم از شنیدن این خبر عزیزم. بهت افتخار میکنم.
      ما کاری نکردیم اگه جسارتی بوده تو وجود خودت بوده. دمت گرم.
      سلامت و سبک‌تر باشی.

  4. سلام سارا. ممنون از پست خوبت. چه خوشحالم كه منم جزء هيچهايكرها شدم. البته فقط يه تجربه داشتم كه اونم از روي خوش شانسيم تنهايي بود. مطمئنم اگه با يه حرفه اي ميرفتم انقدر بهم خوش نميگذشت. تجربه خوشگل من در مورد هيچهايك كه كل سفر بود. وقتي كه توي ميدون فيروزكوه براي ماشينها دست تكون ميدادم. يادمه يه مرد و زن پرايدي داشتند از توي پارك در ميومدند. وقتي فهميدند كه پولي در كار نيست، مرد بهم گفت چرا؟ خندم گرفت. يه راننده سمند كه بعد فهميدم كارش مسافر كشي بعد از فهميدن قضيه يه نگاهي بهم كرد كه يعني: انقدر اينجا وايسا تا شب بشه. اين نه شنيدن ها مصمم ترم كرده بود تو اون ميدون فيروزكوه. پياده رفتم تا يه جاي مناسب. و بعدش اون تجربه بي نظير شروع شد. داستانش رو توي اينستام نوشتم. احتمالا خونديش.

  5. سلام واقعا زیبا مینویسید . با خوندن نوشته هاتون حسابی لذت بردم .من چند سالی هست کوهنوردی می کنم همه جای ایران کوهنوردی کردم و هیچهایک رو تو سفرهام تجربه کردم و دیدم که مردم محلی چقد مهربونن و وقتی میبینن حسابی خسته ای کمکت میکنن و به جایی که میخوای میرسوننت .یه بار پشت یه کامیون با حدود ۱۵ تا گوسفند همسفر شدم یادش که میوفتم که میکنم زیرپوستی شاد میشم….

    • سلام. ممنونم ازتون.
      ای وای. ۱۵ تا گوسفند؟ :)) خیلی بامزه بوده که. مرسی که منو شریک خاطره‌تون کردید.
      سلامت و سبک‌تر باشید.

  6. سلام و خسنه نباشید
    من تقریبا در خصوص سفرهای اینچنینی هیچ تجربه ای ندارم و دارم شروع میکنم برای یک سفر دور دنیا برنامه ریزی کنم با شعار و هدف مشخص فعلا در مرحله تحقیق اولیه هستم و دارم تو اینترنت جستجو میکنم که شما را پیدا کردم
    به چند شرکت بزرگ در خصوص جذب اسپانسر ایمیل فرستادم و این کارو را ادامه میدم اگر امکانش هست و میتونید کمک کنید من خوشحال میشم از تجربیات شما استفاده کنم .

  7. سلام . یه سوال داشتم میخواستم بدونم طی مرام سواری های متعددی که خودتون و یا دوستاتون داشتن اتفاق تلخ و ناگواری براتون پیش نیومده که باعث تردیدتون بشه در ادامه دادن این سفرها؟

  8. با عرض سلام من سفر زیاد رفتم و می رم ولی هیچوقت به عنوان یک زن هیچ کایک نکردم راستش شایدم جاهایی که من رفتم کمی خطرناک بودن من تقریبا همه جای هند,سری لانکا,پاکستان ,افغانستان ,مالزی,اندونزی و خیلی کشورهای دیگه رفتم برای کارم که مردم شناسیه (یعنی رشته ام مردم شناسیه) ولی فک می کنم ریسکش بالاس با موتور خودم هم مسافرت رفتم حتی پیاده تو گرجستان ولی هیچ کایک نه شاد باشی

  9. سلام …. از مطالبتون انرژی خوبی میگیرم …
    عاشق سفرم ، زمینی و هوایی چند تا از کشورهای دور و نزدیک هم رفتم اما تا بحال اینجور سفر را تجربه نکردم ، قطعا خیلی باید خاطره انگیز باشد ، مخصوصا اگه اقتصادی هم باشه ، باید این مدل سفر را تجربه کنم … داخلی یا خارجی … اگه اکیپ شدید واسه رفتن جایی بهم خبر بدید ۹۹/۹۹ درصد باهاتون می یام ….
    زندگی کوتاه هست ، تا میتونید گردش کنید .

ارسال کامنت