چطور هم‌زمان کارمند و جهانگرد باشیم؟

29

خیلی از آدما تو برخورد اول ازم می‌پرسن تو کار و زندگی نداری؟ پول از کجا میاری واسه سفرات؟ وقتی جواب میدم که منم مثل خیلی از مردم جامعه‌مون کارمندم و کار تمام وقت دارم، بهم میگن «عه چه عالی» ولی در واقع با خودشون فکر می‌کنن یا به دوستانشون میگن «مگه میشه؟ حتمن تو شرکت باباش کار می‌کنه یا یه چیزایی رو از ما پنهون می‌کنه». تو این نوشته‌م میخوام همه‌ی واقعیات رو دربار‌ه‌ی این موضوع بهت بگم. اینکه چطور میشه کار و سفر رو در کنار هم داشت و آیا لزومن برای جهانگردی باید از کار تمام وقتت استعفا بدی یا نه.

واقعیت اینه که بیشتر آدمایی که کار تمام وقت دارن، هی ماه به ماه حساب بانکیشون پر میشه اما یه حسرت همیشگی دارن که «وقت ندارم برم سفر» و مدام عذاب وجدان میاد سراغشون که این چه زندگییه واسه خودم ساختم؟!

بذارین بهتون بگم که من از بیست و سه سالگیم کار تمام وقت (کاری که پنج روز تو هفته از ساعت ۸ صبح الی ۵ بعدازظهر برقراره) تو شرکت‌های مختلف – که واسه بابام نبود – داشتم و از وقتی سفر اولویت زندگیم شد به ده کشور دنیا و یه عالمه از شهرهای ایران مثل یه آدم معمولی سفر کردم.

یکی از شرکتایی که کار کردم، شبیه این مسابقه آبکیا اگه تونستی منو پیدا کنی!
یکی از شرکتایی که کار می‌کردم! عکس شبیه این مسابقه آبکیاست که میگه اگه تونستی منو پیدا کن!

اینم می‌دونم که شرایط کار آدما با هم فرق می‌کنه و چیزی که واسه یه نفر جواب داده ممکنه واسه بغل دستیش جواب نده. اما در کل و با توجه به شرایط شخصی و خونوادگیت این چیزایی که من به تجربه کسب کردم رو گوشه‌ی ذهنت داشته باش شاید بهت کمک کرد هم کارت رو داشته باشی و هم بیشتر سفر بری.

سفر رو اولویت اول زندگیت قرار بده!

قبول دارم که برنامه‌ریزی واسه سفر با توجه به زمان و هزینه‌ها کار سختیه ولی اگه تو واقعن بخوای این کار رو بکنی، غیرممکن نیست. وقتی سفر رو اولویت زندگیت قرار میدی، انگار گذاشتیش جلو روت. مدام نگاش می‌کنی و می‌دونی واسه رسیدن بهش باید چه کارایی رو انجام بدی و چه مقدماتی رو فراهم کنی.

با خودت روراست باش! سفر کجای زندگیته؟
با خودت روراست باش! سفر کجای زندگیته؟

یعنی اگه مشکلت مرخصی باشه، لازم باشه اضافه کار وایمیسی یا اگه پول نداری، از یه سری هزینه‌های اضافیت می‌زنی و همونجوری که پری نوشته پس انداز می‌کنی تا خرج سفر آینده‌ات رو تامین کنی. می‌خوام بگم وقتی سفر جزء اولویتات باشه، ناخودآگاه تو ذهنت انجام هرکاری برای رسیدن بهش، ارزشش رو داره. پس قدم اول اینه که فکر و ذهنت رو نسبت به سفر فیلتر کنی. از بین اون همه اولویت که تو زندگیت داری، سفر رو از اون پایین مایینا بکشونی بیاری بالاتر. گرد و خاکش رو بگیری و بهش بها بدی.

از روزهای مرخصیت آسون نگذر!

تحقیقات نشون داده که عملن اکثر کارمندا فقط از نصف روزهای مرخصی باحقوقشون طی یک سال استفاده می‌کنن و کارفرماهای خوش انصاف اون نصف دیگه‌‌ی روزای مرخصی استفاده نشده رو آخرسال باهاشون نقدی حساب می‌کنن یا بعضی از کارفرماهای بدجنس روزای مرخصیای استفاده نشده رو سوخت شده می‌دونن و میگن می‌خواستی بری مرخصی به ما چه.

کارمندا همیشه یه چشمشون به تقویمه!
کارمندا همیشه یه چشمشون به تقویمه!

احتمالن می‌دونی که طبق قانون وزارت کار ایران، تعداد روزهای مرخصی باحقوق هر کارگر یا کارمند، ۳۰ روزه. یعنی هر کارمند سی روز در سال رو می‌تونه تحت عنوان مرخصی استفاده کنه. من چی کار کردم تا الان؟ من خیلی سخت کار می‌کنم و از تمام روزهای مرخصیم طی سال برای سفر استفاده می‌کنم. به عنوان مثال همین تابستونی که گذشت واسه سفر طولانیم به اروپا از همین قانون استفاده کردم. ۲۳ روز کاری مرخصی گرفتم و ۴۰ روز تو سفر بودم. عه؟ پس اون ۱۷ روز باقیمانده چی؟ در این بین پنجشنبه، جمعه‌ها و روزای تعطیلات رسمی روهم شدن اون ۱۷ روز! بعدش هم برگشتم و رفتم سرکار. تازه بابت اون یه ماهی هم که نبودم حقوقم رو دریافت کردم.

رُک و پوست کنده بهت بگم اگه می‌خوای بری سفر باید از مرخصیات استفاده کنی! نمیشه که اونا رو استفاده نکنی و بتونی سفر بری. اگه میشه به ما هم بگو چه جوری.

برنامه‌ی سفر رو حول و حوش آخرهفته‌ها یا تعطیلات رسمی بذار!

ببین واسه من و تو که تو ایران داریم کار و زندگی می‌کنیم، روزای قرمز تقویم کم نیستن. تو هر ماه به طور متوسط دو روز تعطیلات رسمی وجود داره. تو همین ماه آذر که گذشت من ۳ روز کاری مرخصی گرفتم ولی در واقع با استفاده از تعطیلات رسمی ۹ روز تو سفر بودم. چون دوتا تعطیلی تو هفته وجود داشت و جون می‌داد واسه سفر به خراسان. چارشنبه بعد از کارم راهی شدم و نه روز بعد جمعه شب برگشتم و شنبه صبح هم سرحال و قبراق سرکارم حاضر شدم. وقتی کار می‌کنی شاید به نظرت یه پنج‌شنبه جمعه برای مقصدی که تو ذهنت داری کافی نباشه چون همش رو باید تو مسیر رفت و آمد بگذرونی ولی اینجوری با یه ذره برنامه ریزی میتونی زمان بیشتری رو واسه سفر خالی کنی. به نظرم یه سفر نه یا ده روزه واسه هر مقصد جدیدی کافیه. اما بارها سفرهای سه تا چارروزه هم رفتم مثل سفر به گیلان و به اندازه‌ی سی روز ازش حظ بردم. اگه یکم سخت نگیریم، میشه رفت و یه جای جدید رو کشف کرد.

یکی از سوالای همیشگی همکارام ازم اینه که وای سارا! چه جوری انقد سفر میری!؟ تقریبن در هر فرصتی که به دست میاد.
یکی از سوالای همیشگی همکارام ازم اینه که وای سارا! چه جوری انقد سفر میری!؟ تقریبن در هر فرصتی که به دست میاد.

فوت کوزه‌گری: من خیلی وقتا شده که با کوله برم سرکار و بعد از کارم مستقیم برم سفر یا چار صبح برسم فرودگاه و مستقیم از همونجا هشت صبح برم سرکار. وقتی همکارها یا دوستام متوجه این موضوع میشن، با تعجب ازم می‌پرسن «وای خسته نمیشی؟» معلومه که خسته و خواب‌آلودم ولی در عوض یک روز بیشتر تو سفر گذروندم و خستگی جسمانی هم با خواب و یه دوش آب گرم از بین میره و هنوز کسی رو نکشته.

از فرصت ماموریت‌های کاری استفاده کن

برای من تو کار زیاد فرصت سفر کاری پیش نمیاد ولی انقد به مدیرم و همکارام از علاقه‌م به سفر گفتم که هرموقع نیاز به ماموریت و سفر تو شغلم باشه تو ذهنشون من اولویت اولم. پس رئییست رو در جریان علاقه‌مندیت بذار. به همکارات بگو که چقد دوست داری محیط و شهرهای جدید رو تجربه کنی. از طرفی هرموقع که ماموریت کاری میری از مدیرت خواهش کن که بهت اجازه بده یک یا چندروز بیشتر تو مقصد بمونی که اونجا رو جوری که دلت می‌خواد بشناسی و ببینی. یا تو راه برگشت مرخصی بگیر و به مقصدی نزدیک که تا حالا نرفتی، تغییر مسیر بده.

ماموریت داشتم برم بندرعباس! ولی مگه میشد تا اونجا رفتم و نرم تا هرمز؟
ماموریت داشتم برم بندرعباس! ولی مگه میشد تا اونجا رفتم و نرم تا هرمز؟

این کار چندتا مزیت داره. اول اینکه هزینه‌ی پرواز یا رفت و آمدت خواه ناخواه توسط محل کارت پرداخت میشه پس چندروز اینور اونور برای اونا از جهت هزینه زیاد فرقی نداره ولی به تو کمک می‌کنه تا حد زیادی تو هزینه‌های حین سفرت صرفه جویی کنی. در ثانی تو باید یه زمانی رو بذاری تا برسی به مقصد، دیگه وقتی یه جایی نزدیکه به محل مورد نظرت هستی چرا از این فرصت پیش اومده استفاده نکنی؟

نترس از اینکه تنها بری سفر

من گاهی تنها سفر می‌کنم چون به یه سری دلایل که گفتم، تنها سفر کردن رو دوست دارم. درسته که سفر با دوستان نزدیک، فامیل و آشنا خیلی خوبه، خوش می‌گذره و همه‌ی اینا ولی بیا منطقی باشیم! وقتی شاغلیم اگه قرار باشه واسه جماعتی صبر کنیم تا برنامه‌هاشون رو جفت و جور کنن یا چشم انتظار یکی بمونیم که بخواد بره همون طرفی از کره‌ی زمین که ما می‌خوایم بریم شاید تا ابد مجبور شیم یه لنگه پا منتظر بمونیم و آخرشم هیچ جا نریم.

پس با توجه به شرایط کاری خودت سفرت رو برنامه ریزی کن و راه بیفت. حتی شده تنها!

راجع به منافعت از کار یه جور دیگه فکر کن

کی تو کارش از ترفیع و افزایش حقوق و پاداش بدش میاد؟ اینا منافع هرکدوممون از کار تمام وقته، درسته؟ خب من میگم گاهی می‌تونی با مدیرت حرف بزنی و ازش بخوای به جای اینکه مثلن حقوقت رو اضافه کنه بهت چندروز بیشتر از حد قانونی (سی روز در سال) مرخصی با حقوق بده. برای کارفرمای خوش انصاف که براش مهمه کارمندانش از شغلشون راضی و خوش‌حال باشن، واقعن فرق نمی‌کنه که پاداش رو به صورت نقدی یا یک روز مرخصی بیشتر حساب کنه . اگه توام مثل من سفر دغدغه و اولویت زندگیت باشه اینجوری خوش‌حالتری. البته که نحوه‌ی مذاکره و بیان موضوع مهمه. یادمون نره که هیچ آدمی تو این دنیا به درخواست یک عدد برج زهرمار جواب مثبت نخواهد داد.

اگه مدیرت قبول نکرد، به درخواست چند روز مرخصی بدون حقوق فکر کن. درسته که شرایط ایده‌آل برای یه کارمند اینه که مرخصی باحقوق بگیره ولی اگه نشد، دنیا به آخر نمیرسه شاید بتونی مرخصی بگیری ولی بدون حقوق. به هرحال تو همش یه بار زندگی می‌کنی اینو یادت نره.

نشون بده که به کارت متعهدی

ببین بیا این بار خودمون رو بذاریم جای کارفرما. هیچ مدیری دلش نمی‌خواد کارمندش سربه هوا باشه و از وظایفش شونه خالی کنه. پس بهتره که وقتی سرکاریم با تموم وجود و شش دونگ بچسبیم به کار. اگه چندروز قراره بریم سفر، حتمن و لزومن کارهای محوله رو باید قبلش انجام داده باشیم. مثلن من برخلاف عده‌ی زیادی از همکارام خیلی از روزای تعطیل رسمی یا پنج‌شنبه‌هایی که تهران بودم رو رفتم سر کار (شرکت‌های بین‌امللی این اجازه رو به کارمندانشون میدن). چرا؟ فقط به خاطر اینکه تمام وظایفم رو انجام بدم و به پیشرفت پروژه کمک کنم.

سخت مشغول کارهای لحظه آخری!
سخت مشغول کارهای لحظه آخری!

خب صادقانه‌اش اینه که هر مدیری وقتی این میزان از تعهد به کار رو می‌بینه اعتمادش به کارمند بیشتر میشه و اگه اون شخص درخواست مرخصی طولانی داشته باشه باهاش مخالفت نمی‌کنه. حتی برحسب تجربه دیدم که به اون آدم برای رسیدن به آرزوهاش کمک هم می‌کنه. خلاصه بگم: نمیشه که به خودت سختی ندی و توقع بیجا هم از محل کارت داشته باشی. حتمن توام با من موافقی که رسیدن به شرایط دلخواه تو زندگی یه بهایی داره.

اگه شغلت یه جوریه که میشه، تو سفر از راه دور کار کن

تو خیلی از کارا این امکان وجود داره که تو از راه دور کار کنی و کارت رو تحویل بدی. مثل چی؟ برنامه نویس‌ها، کسانی که کار محتوا انجام میدن، روزنامه نگارها یا بازاریابان. اگه شغل توام این مزیت رو داره خب ازش استفاده کن. می‌دونم که الان لب ورچیدی و با خودت میگی «چی؟ تو سفر کار کنم؟ برو بابا توام حالت خوشه، اومدم سفر که کار نکنم ناسلامتی». منظور من از این مدل سفر، سفر سه الی یه هفته‌ای نیست. منظورم تو سفرای طولانی مدته. به شخصه ترجیح میدم دوساعت در طول روز رو تو سفر وقت بذارم و با لپتاپ کار کنم تا اینکه مجبور شم به خاطر کارم زودتر برگردم. ولی این انتخاب کاملن شخصیه و نمیشه یه نسخه رو واسه همه پیچید.

گاهی انقدر کارت رو دوس داری که نمی‌تونی براش یه جای به خصوص در نظر نگیری!
گاهی انقدر کارت رو دوس داری که نمی‌تونی براش یه جای به خصوص در نظر نگیری!

 

ایشالا که جواب سوالای تو ذهنت رو راجع به کار تمام وقت و سفر دور دنیا داده باشم و امیدوارم به این موضوع رسیده باشی که: میشه یه آدم هم کارمند باشه و هم سفر زیاد بره! به شرطی که اون آدم سختکوش و بااراده باشه و بتونه هردوش رو خوب مدیریت کنه.

مطمئنن من تنها آدمی نیستم تو دنیا که این سبک زندگی رو واسه خودم انتخاب کردم. تو دوستان سفربرو آدمای زیادی رو می‌شناسم که با این شرایط سفر می‌کنن. اگه توام کسی رو می‌شناسی معرفی کن. یا اگه راه حل دیگه‌ای به ذهنت میرسه که به موارد بالا اضافه کنم همین پایین برام بنویس. شاید تو چیزایی بلدی که به درد من یا آدمای دیگه هم بخوره. دریغ نکن. دمت گرم.

20

اشتراک‌گذاری
پست قبلیچطور برای سفر پول پس‌انداز کنیم؟
پست بعدینیمه‌ی تاریک وجود | کتابی برای رشد شخصی
سارا لویی
من یک دختر ایرانی ماجراجوام! یک انسان خوش‌بین و عاشق زندگی‌. به بیشتر از ۱۰ کشور دنیا سفر کردم. سفرهام متفاوته و کمی هیجانش زیادتر از معموله. زندگیم دو وجه داره: یک وجهش شغل ثابت٬زندگی شهری و یکجا نشینیه و وجه دیگه‌اش سفر ٬ عکاسی و نوشتنه. اگه اینجام برای اینه که عاشق سفرم و دلم می‌خواد بنویسم تا تو رو تشویق کنم زندگیت رو اونجوری که دوست داری بسازی و به کم قانع نشی.

29 کامنت

  1. منم دانشگاه و کلاسام خیلی وقتمو میگیرن . رفتم به مدیر گروهمون گفتم من عاشق سفر م میشه برای پروژه هایی که مال شهرای دیگه هست منو به عنوان داده جمع کن بفرستین ؟ گفتن چرا که نه برو روش های جمع آوری داده رو یاد بگیر و یه چند تا کار کن تا ما هم بفرستیم منم دارم یاد می گیرم 🙂

  2. چند ماهی هست که زندگیم کارمندی شده! (عین شما تو ۲۳ سالگی) قبلش استارتاپی بود تا اینکه پروژم شکست خورد و کاخ آرزو هام ریخت پایین! تو زندگی استارتاپی زیاد اینور اونور میرفتم. تو این چند ماه زندگی کارمندی یه چیز رو فهمیدم: اینکه مهمتر از همه اینا (به نظر من البته) این سبک زندگی انگار همه رویاها و انگیزه ها رو میکشه، باعث میشه تن بدی به روتین زندگی بشینی تو حاشیه امنیت و بی خیال آرزوهات بشی و یا به جای اینکه تلاشت رو بیشتر کنی، آروزهات رو کوچیک تر کنی. مهم اینه ک مث شما یه جایی جلوش در بیای و خودتو سبک کنی. مرسی

  3. اینطور کار و سفر بیشتر شبیه آرزوهامونه.
    من کار کارمندی متعددی داشتم ولی اینقدر توش کونتاکت بود و حق خوری مدیر و معاون و زیرآب زنی های فراووووون و مابقی ماجرا و بعلاوه اینکه اصلا نمیتونستم سفر برم یا اگه میرفتم روزی ۱۰ بار بهم زنگ میزدن (کوفتم میشد) قید کارمندی رو زدم. الان نیمه بیکار هستم و بی پول ولی ماهی ۲تا سفر خوب میرم. آینده زندگی مم اصلا معلوم نیست. همینطوری دارم سر میکنم فعلن.
    مهمترین چیز فعلی م اینه که از حرص و جوش زیاد کارمندی فارغ م و کاری که دارم رو هروقت بخوام انجام میدم هروقت هم تعطیل موقتش کنم میرم سفر ۲-۳ روزه.

    • آقا سعید منم مشکل شما رو دارم الان بیکاری رو انتخاب کردم. با اینکه سفر رو دوست دارم و تجربه سفر دارم ولی حس اینکه بیکار هستم و درآمدی ندارم اذیتم میکنه و باعث شده از سفر فاصله بگیرم.

  4. سلام
    لطفا درباره تحصیلاتتون و شغلتون هم بگید.شاید منم یه ایده جدید درباره انتخاب رشته ام برای کنکور بگیرم 🙂
    با تشکر فراوان

  5. سلام سارا جون
    من ترم اول دانشگام و ایتکه خیلی ناراحنم ازیکه نمیتونم برم سفر چون خانواده خیلی نگرانن
    نمیدونم چطوری راضیشون کنم؟؟

  6. سلام سارا جان
    ممنون بابت اینکه نوه کار و سفر کردنتو به اشتراک گذاشتی. خوندن تجربه شما دوستان واقعا عالیه، چون دید آدمو به کاری که می‌خواد انجام بده باز می‌کنه. من واسه درآمد ای ثابتی کار نمی‌کنم، در واقع یه جورایی کارفرمام خودمم. از شاگر خصوصی واسه زبان و کامپیوتر یا سری طراحی های جزئی کسی درآمد دارم و بخاطر دانشجو بودنم و زمان کلاس هام نمی‌تونم کار نیمه وقتی پیدا کنم. البته خیلی کم پیش میاد از یه محیط کاری خوشم بیاد و انتخابش کنم! در آخر می‌خواستم به یه نوع کسب درآمد تو سفر هم اشاره کنم. درست کردن کار های هنری مثل، دستبند، گردنبند، کیف، نقاشی یا هر چیز دیگه ای که زیبایی خاصی داشته باشه. تا اونجایی که دیدم یه سری از کوله‌گرد ها با درست کردن و فروختن چنین چیزهایی، بخشی از هزینه سفرشون و بدست میارن.
    امیدوارم همیشه پر سفر باشید

  7. نوشتن این کامنت همینجوریه. منم همیشه دلم مبخواست سفر کنم. اما نه پولی دارم. نه ازادی تورو. من حتی به زور بحران مالی دارم ادامه تحصیل میدم. فقط خواستم بدونی با خوندن این مطلبت وبادیدن وخوندن پستهای توی اینستاگرامت حسرت و ناامیدی من چند چندان شد. موفق باشی

  8. سلام سارا وایییبییییییی خوشبحالت دختر منم عاشق سفرم اما خوب یه سری محدودیت ها دارم ولی راهکارهای خوبی به ذهنم رسید با خوندن مطالبت،ممنون عزیزم

  9. سلام سارا جان

    وقتی به تو فکر میکنم .میگم کاش دخترا و پسرای ایران زمین هم اینقدر شاد بودن..

    من هنوز در اوج ۳۶سالگی ارزوی سفر مونده توی دلم…..پارس جنوبی شاغل هستم..ولی اصلا وقت سفر ندارم..

    ارزوی سلامتی برای همه مردم دنیا دارم.

  10. من که نه از سفر خوشم می یاد و نه از ناآرومی.به شدت یکجا نشینم.ولی با خوندن این متن-و البته نظراتش-به ذهنم رسید که قاعدتا نویسنده ی متن کار ایده آلی داره و کارفرماهاش هم به شدت باهاش راه میان!و همه کار به این خوبی ندارن.

  11. درود بر شما
    شغل تمام وقت و محدودیت مرخصی بزرگترین بهانه سفر گریزانه! ما که هردومون شغل تمام وقت داریم و مثل همه هزارتا مشکل ریز و درشت تو کمتر از ۷ سال زندگی مشترکمون با همون مرخصی های روتین سالانه بیشتر از ۳۵ تا کشور دنیارو گشتیم!
    فقط کافیه بخواین و برنامه ریزی کنین.
    شادباشید

  12. دقیقا تنها راه سفر رفتن و کار تمام وقت همینه
    من همیشه همینطوری سفرهای زیادی رفتم و شده ساعت ۶ صب می رسم به شهرم و مستقیم می رم سرکار اما هیچوقت خسته نمی شم ازش
    ولی نمی دونم چرا هیچکی باورش نمی شه که می شه اینطوری سفر کرد به راحتی

  13. همش بستگی داره به جایی که توش کار میکنی و انعطافشون .شرکتای خصوصی به خصوص اگر بزرگ و سازمانی باشن با روش های مختلف بهت اجازه نمیدن حتی از مرخصی قانونیت استفاده کنی . تجربه ش رو دارم .تو شرکتی آنلاینی کار میکردم که اکثرا ازش خرید کردین .باور کن اونجا مرخصی یک لطف بود نه یک حق

    من قبل از کارمندی سالی ۳۰ سفر میرفتم
    بعدش شد سالی ۴ تا سفر

    الان دو ماهه استعفا دادم و فریلنس کار میکنم و فکر میکنم بهترین انتخاب زندگیم بوده .کارمندی معمولا شور زندگی رو تو آدمها میکشه

    به همه توصیه میکنم اگر هم کارمندن بجنگن برای شغل دولتی

    • سلام آرمین جان،
      خیلی صفر و یک به موضوع نگاه کردی. برخلاف چیزی که نوشتی باید بگم که من تو شرکت خصوصی بزرگ و سازمان یافته‌ای کار می‌کردم و تونستم از تمام مرخصی قانونیم استفاده کنم. این مورد به خود شخص، تعهدش و محل کارش وابسته‌ است و نمیشه یه حکم کلی رو به همه نسبت بدیم.
      ممنونم از اینکه از تجربه‌ی خودت نوشتی و نظرت رو گفتی. این کارت من رو به ادامه‌ی کارمون دلگرم‌تر میکنه.
      سلامت و سبک‌تر باشی.

  14. همه برای سفر وقت دارن ولی اولویتشون سفر نیست
    من عسلویه کار میکنم بیست روز کار ده روز استراحت بکپکری خیلی از کشورها رو رفتم گشتم و ایران هم که زیر و رو کردم
    خیلی از همکارام که شرایط منو دارن بهم میگن چطور فرصت میکنی همه این کار ها رو بکنی
    پاسخ من بهشون اینه که اولویت من سفر هست نه خواب هست نه مهمونی نه فیلم نه چیزای دیگه فقط سفر و طبیعت

ارسال کامنت