چند توصیه برای ۴۸ ساعت سفر متفاوت در اهواز!

30

برای اینکه سفری متفاوت با سفرهای قبلی داشته باشیم، لازمه‌اش این نیست که پول بیشتری نسبت به قبل خرج کنیم یا روزهای طولانی‌تری توی سفر بمونیم! تنها نکته‌ی مهم اینه که آگاهانه از ناحیه‌ی امن و کارهای تکراری همیشگی بیرون بیایم و به‌جای تکرار همیشگی مکررات، این بار سعی کنیم که فقط یک تجربه‌ی جدید به سفرمون اضافه کنیم.

بعد از سفر اخیرم به شهر اهواز و تجربه‌ی جالب و نسبتاً ماجراجویانه‌ای که توی این شهر داشتم، لیستی از تجربه‌هایی که اهواز رو تبدیل به سفری متفاوت و جذاب برای من کرد آماده کردم.
پس اگه برنامه‌ی سفر به اهواز رو دارید و وقت چندانی هم برای گشت و گذار ندارید، یا اینکه دنبال یک تجربه‌ی دلچسب ولی غیرتکراری از یک سفر هستید و یا دلتون لک زده برای یک‌ سری سوژه‌ی ناب عکاسی، توصیه می‌کنم حتماً نگاهی به پیشنهادهای زیر بندازید.

۱.بازار قدیمی اهواز (بازار امام، بازار کاوه، بازار عبدالحمید و…)

اگه می‌خواید حس کلی یک شهر و طبقه‌ی متوسط او‌ن‌ رو تو کوتاه‌ترین زمان ممکن پیدا کنید، بهترین گزینه‌ی موجود سر زدن به بازار اصلی و قدیمی اون شهره.

معمولا عمومی‌ترین طبقه‌ی اجتماعی هر شهر توی بازار قدیمی اون شهر دیده میشه. با پرسه زدن توی بازار دستتون میاد که مردم اون شهر فضای مذهبی دارن و یا غیر مذهبی‌ان، قیمت اجناس پایه توی اون شهر چقدره، خوراکی‌های محلی شامل چه چیزهایی میشه، سوغات اصلی اون منطقه چیه و هزار درک دیگه‌ای که تنها موقع گم شدن توی بازار به دستش میارید. البته باید تاکید کنم که منظور من از بازار، بازار اصلی هر شهره که عموماً تو بافت قدیمی شهر قرار گرفته و ربطی به اون پاساژهای لوکس تکراری که نمونه‌اش تو هر شهری پیدا میشه و پر از اجناس مشابه چینیه نداره.

بازار امام خمینی اهواز یکی از دیدنی‌ترین بازارهای قدیمیه. از گم شدن تو کوچه‌پس‌کوچه‌هاش نترسید و بذارید با دیدن زندگی جاری توی بازار و شلوغی‌هاش، حس واقعی اهواز و حال و هوای ساکنینش رو درک کنید.
با رفتن به بازار امام می‌تونید تو بقیه‌ی بازارهای اون دور و بر هم بچرخید و حسابی سوژه‌ی دیدن و عکاسی پیدا کنید.

امنیت و فضای بازار اهواز برای دخترها چطوره؟! صادقانه‌اش رو اگه بخوام بگم من‌ خودم از این که تو کل بازار یک کلمه هم حرف بی‌مورد نشنیدم و یک بار هم تنه نخوردم، تحت تاثیر قرار گرفتم! هرچند که داشتن یک ظاهر ساده تو بافت قدیمی شهرها، آرامش بیشتری برای آدم به وجود میاره.

photogrid_1477227511142
اصلا انتظار نداشتم که بازار اصلی اهواز رو اینقدر خلوت ببینم! ولی مثل این‌که واقعاً ظهرها کل اهواز به یه خواب عجیب فرو می‌ره!

 

photogrid_1477226656512
این تصویر اون‌چیزی بود که از بازار اهواز می‌خواستم: گرم، زنده و پر از رنگ!

 

photogrid_1477226673361
برای منی که تو عمرم کلاً یکی دو مدل خرما بیشتر ندیده بودم، این همه تنوع خرما واقعاً جالب بود! یاد دوست‌های خارجیم توی سفر افتاده بودم که هیچ دیدی از خرما نداشتن و هرچیز سیاه هسته‌داری که می‌دیدن فکر می‌کردن یه خرمای حسابیه! جاشون خالی که جهان‌بینیشون کلاً تغییر کنه!

 

photogrid_1477226686192
منو یاد فیلم‌های قدیمی می‌انداخت! از اون فیلم‌ها که یه حوض وسط خونه بود و دورتادورش اتاق و بعد همسایه‌ها باهم تو این قابلمه‌ها غذای نذری می‌دهند!

 

۲.دیدن گاومیش‌ها در حال آب‌تنی تو رود کارون

از نزدیک دیدن حیوون‌های بومی هر منطقه، از خاص‌ترین تجربه‌هاییه که توی یک سفر می‌تونه اتفاق بیفته. قشنگ‌ترین و به یاد موندنی‌ترین تصویر اهواز برای من، تصویر گاومیش‌هایی بود که برای فرار از گرمای شدید هوا توی رود کارون آب‌تنی می‌کردن. از اون جایی‌ که گاومیش‌ها برای خنک شدن تو هوای گرم اهواز نیاز به خیس شدن دارن، معمولا چند مرتبه در روز به داخل رودخونه برده می‌شن.
اگه به عکاسی علاقه دارید و دنبال سوژه‌های خاص می‌گردین، عکاسی از گاومیش‌ها رو حوالی غروب آفتاب توی رود کارون از دست ندید.

برای دیدن گاومیش‌ها تو شهر اهواز میشه به ساحل شرقی رود کارون بعد از پل پنجم تا حوالی پل ششم رفت.

 

photogrid_1477226802385
تنها زنی بود که با گاومیش‌ها اومد.باقی همه مرد بودن. همین‌که رسید لب آب چادرش رو گذاشت کنار و تا زانو رفت تو آب و گاومیش‌ها رو با خودش برد. بعد هم نشست و زل زد به کارون…

 

photogrid_1477226838572
شنیده بودم که کارون زیر نور خورشید نقره‌ای میشه ولی دیدنش از نزدیک، یه چیز دیگه بود!

 

photogrid_1477226852575
گاومیش‌های به ظاهر وحشی چنان زیر دست این بچه‌ها رام و اروم بودن که انگار نه انگار چندین برابر خودشون وزن و هیکل دارن.

 

photogrid_1477226821147
می‌شد ساعت‌ها نشست و به گاوها و بچه‌ها و کارون زل زد.

۳.بازدید از محله‌ها و روستاهای قدیمی قرار گرفته در داخل شهر و یا حاشیه‌ی اون گاومیش‌آباد، حصیرآباد)

معمولاً توی سفر به یک شهر جدید، اکثر آدم‌ها ترجیح میدن که به منطقه‌های مدرن و به‌روز اون شهر سر بزنن و وقتشون رو تو کوچه‌پس‌کوچه‌های خاکی و معمولی و قدیمی هدر ندن! هرچند که از نظر من یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌هایی که توی سفر به یک منطقه میشه پیدا کرد، سر زدن به روستاهای معمولی و غیر توریستی‌ هستش که هیچ‌وقت مقصد عموم مسافرا قرار گرفته نمیشه.

چیزی که در مورد اهواز برای من خیلی خاص بود، وجود منطقه‌هایی با بافت روستایی قدیمی و محروم بود که داخل خود شهر و یا حواشی اون قرار گرفته بودن. بدون شک بدون دیدن هم‌چین مناطقی تو شهر اهواز، تجربه و دید من از این منطقه کامل و واقعی نمی‌شد. برای پیدا کردن همچین تجربه‌ای من به دو منطقه‌ی گاومیش‌آباد و حصیرآباد سر زدم.
اگه شما هم قصد سر زدن به این محلات یا محلات مشابه رو دارید، پیشنهاد من اینه که اول از همه پیش‌داوری‌هاتون رو کنار بگذارید، ساده لباس بپوشید و شال قرمز و لنز بزرگ دوربینتون رو فراموش کنید. خلاصه این‌که در نهایت سادگی و احترام به این مناطق برید تا بتونید حداکثر استفاده رو از دیدنی‌ها و معاشرت با مردم محلی ببرید.

 

photogrid_1477226895188
گاومیش‌اباد…همه‌چیز بود و هیچ‌چیز شبیه سال ۱۳۹۵ نبود!

 

photogrid_1477226880380
مثل باقی روستاها یک عالمه ادم توی کوچه‌ها بود. ادم‌هایی که باهم گپ می‌زدن و زیرلب پچ‌پچ کنان ما رو که غریبه بودیم، بهم نشون می‌دادن.

 

photogrid_1477226867821
اینجا حصیراباده و دیدن اهواز از اون بالا یک چیز دیگه بود!

 

photogrid_1477226931388
هی پرسیدن خاله تو خبرنگاری؟! گفتم نه! بعد این‌که کلی گپ زدیم بدو بدو رفتن که آهای یه خبرنگار اومده بود!

 

۴.پیاده‌روی شبانه در جاده‌ی ساحلی

بدون شک اهواز جزو شهرهاییه که شب‌های زنده‌اش قابل مقایسه با روزهای گرم و خلوتش نیست. یکی از بهترین جاها برای لذت بردن از شب‌های اهواز، پیاده‌روی تو جاده‌ی ساحلی رود کارون با نورپردازی‌های قشنگشه.

 

photogrid_1477226789693
کارون توی شب دیدنی بود هرچند که همه می‌گفتن تو شب‌های غیر محرم خیلی دیدنی‌تر و پر از نورپردازیه.

 

۵.وقت گذروندن در یک کافه تو خیابون کیان‌پارس یا همون حوالی

از نظر من اگه می‌خواید که به یک دید منطقی نسبت به هر شهری برسید، باید یه تعادلی بین بازدید از مناطق اصطلاحاً بالاشهر و پایین‌شهر اون منطقه ایجاد کنید.

علاوه براین ظهرهای اهواز بیش از حد تصور گرمه و برخلاف شب‌های زنده و بیدارش، ظهرها پرنده هم تو خیابون پر نمی‌زنه. درنتیجه بهترین گزینه برای پشت‌ سر گذاشتن اوج گرمای روز می‌تونه گذروندن وقت توی یک مرکز خرید سرپوشیده و یا یک کافه‌ی خنک با نوشیدنی‌های خوشمزه باشه.

خود من شخصاٌ از اون‌جایی که بعد این‌ همه سفر دیگه علاقه‌ای به خریدهای غیرضروری و سنگین‌ کردن کوله‌ام ندارم، ترجیح دادم به جای گشت و گذار تو مراکز خرید لوکس و پرزرق و برق اهواز، کمی تو خیابون‌های تر و تمیز شهر قدم بزنم و فضای کافه‌ها رو توی اهواز کشف کنم. کافه‌ها معمولا بهترین جا برای فهمیدن حس و حال جوون‌های یک شهره و همین موضوع باعث میشه که نشه به سادگی ازشون گذشت.

کافه‌ها توی اهواز چطور بودن؟! صادقانه‌اش خیلی تر و تمیز و با کیفیت!

 

photogrid_1477226920534
می‌شد ساعت‌ها توی این کافه‌ها وقت گذروند و وقتی بیرون اومد که دیگه خبری از گرمای هوا نبود!

 

۶.محله لشکراباد و بستنی گاومیش

از لحظه‌ای که پام رو توی اهواز گذاشتم همه از یک محله‌ی معروف به نام لشکرآباد اسم بردن و فلافل معروف‌ترش. تعریف از محصولات گاومیش و بستنیاش هم که دیگه گفتن نداشت.
منطقه‌ی لشکر و خیابون انوشه جزو اون جاهای توریستیه که با وجود توریستی بودنش هنوز سر زدن بهش رو به همه‌ی مسافر‌ها و آدم‌های ماجراجو پیشنهاد میدم! علت این ماجرا هم حال و هوای خاص این خیابونه که کاملا اهوازی باقی مونده و هنوز مثل خیلی جاهای توریستیه دیگه بی‌هویت نشده.
توی خیابون انوشه ی لشکرآباد می‌تونید خوشمزه‌ترین فلافل ممکن رو که با شیوه‌ی خاص اهوازی‌ها سرو میشه بخورید. ولی تجربه‌ی متفاوت خیابون لشکر فقط به فلافل خوشمزه‌اش خلاصه نمیشه. لشکراباد یک جورهایی زیر پوست اهوازه و اگه چشم دیدن داشته باشید دیدن یک لایه‌ی متفاوت از شهر اون همه شلوغی و همهمه‌اش خالی از لطف نیست.
اگه نظر من رو می‌خواید، بعد خوردن فلافل حتما یه سر هم به بستنی مجید بزنید و بستنی گاومیشش رو امتحان کنید. شاید جاهای دیگه‌ای هم باشن که بستنی‌های خوشمزه‌تری داشته باشن ولی جایی که دوستای محلی من پیشنهاد دادن همین بستنی مجید بود که انصافاً هم چسبید.

 

photogrid_1477226943712
از هرچی هم گذشتید از فلافل لشکر و دوست شدن با آدم‌های جدید نگذرید که رنگ ‌‌و بوی خاص هر سفری مدیون همون ادم‌هاییه که یکهو سروکله‌شون وسط سفرتون پیدا میشه!

 

توصیه‌های بالا نتیجه‌ی چهل و هشت ساعت اهوازگردی من و لذت از حال خوبشه. قاعدتاً مثل هر شهر دیگه‌ای دیدنی‌های اهواز محدود به این چند مورد نمی‌شه و خیلی چیزهای دیگه هم وجود داره که با توجه به زمان کوتاه من از این لیست جا مونده.

اگه شما هم پیشنهاداتی برای داشتن یک سفر جذاب و متفاوت به اهواز دارید ممنون میشم که اون‌ رو پایین این پست ذکر کنید تا همگی تو سفرهای بعدی ازش استفاده کنیم.

0

30 کامنت

  1. مریم جان هاله هستم ساکن اهواز مدتی هست باهات پا به پا تو سفرهات میام.متاسفانه مدتی که اومدی اهواز من اینجا نبودم ارزو داشتم از نزدیک زیارتت میکردم و روی ماهتو میبوسیدم اگر دوباره به اهواز اومدی خونه ی ما خونه ی خودته.
    با احترام هاله

  2. مريم جان مرسى مثل هميشه.
    منم قراره با چندتا از دوستام بريم خوزستان اگه مرخصى يكيشون جور بشه😐😒. پست هاى چند روز اخيرت و اين آخرى، گل سرسبد توصيه هاى هميشه سازنده ت رو خيلى سپاس.

  3. به شلنگ آباد، حلبی آباد و کوت عبدالله هم سر میزدی!
    من چهار سال توی کوت عبدالله دانشجو بودم. ولی هیچوقت اینطوری که شما گفتی، به این مناطق توجه نکردم!

  4. سلام به دوستان من اهل اهواز هستم و براي كساني كه قصد سفر رو دارن جاهاي ديدني رو ميگم كه نام برده نشده مثل پل طبيعت در كيانپارس،بازار شب كوروش،علي ابن مهزيار اهوازي،مجتمع هاي خريد زيتون،و شوشتر كه با اهواز ٥٠ دقيقه فاصله دارد و داراي ابشار هاي بكر و جاهاي ديدني هست و همچنين ابادان را توصيه ميكنم

  5. يه جايي رو جا انداختم اهواز يه جاي دنج خوب داره به اسم ميدون راه اهن خيلي با صفا هست و محيط زنده اي داره واسه خوردن جيگر و كله پاچه واش و حليم😋٢٤ ساعته

  6. بعد از این همه مدت زندگی توی اهواز اعتراف میکنم هیچوقت با این دید بازار مرکزی شهر ندیده بودم و شاید سالی یک بارم گذرم بهش نخوره .ممنون از اینکه واقعا باعث میشی یک طور دیگه به اطرافم نگاه کنم:*

  7. سلام من فاطمه ام مدتیه پیجتو دنبال میکردم تو اهواز دانشجوهستم خوابگاهمونم تزدیک بستنی مجیده کاش میگفتی میومدم میدیدمت عاشق هیچ هایکم

  8. باورم نمیشه که وقت خوندن خط به خط مطلبت پوست ساعدم مثل پوست مرغ شده بود ، بی اختیار لبخند میزدم و بغض هم اومده بود نشسته بود توی گلوم!!! نمیدونم ، انگار که اون حس ناسیونالیستیم نسبت به شهرم قاطی شد با نگاه مشترکمون نسبت به همه ی پدیده هایی که برای درکش یک جفت چشم شفاف و ذهن جهان بین نیاز بود . قبلا هم بهت گفته بودم که جمعه ها روز سبکتر هست برای من. عینهو کارتون فوتبالیست ها در روزهای بچگی. این پست ولی یه جور دیگه ای چسبید . چشمهات پرسوتر عزیز دل

  9. سلام
    البته تلفظ گاومیش آباد، گامیش آباد است
    رامهرمز را هم از دسته ندهید مخصوصا چارشنبه سوری پاچه کُه (یا همان پاچه(دامنه) کوه) و قلعه کوچکی بر فراز کوهش قرار دارد(البته انتظار دماوند نداشته باشید) و بیشه که نزدیکی سلطان آباد است در جاده رامهرمز به بهبهان و بازار گردلو(به خاطر شکل گرد بازار در قدیم) که الان نام دیگری دارد همینطور تشون(به معنای آتش ها) به دلیل نشت گاز از مخزن طبیعی گاز از گذشته خیلی دور می سوزد همینطور چشمه خون اژدها(چشمه قیر است) و قلعه دا و دختر و تَل برمی(تَل تپه کوچک است و برم یعنی سنگ) و خیلی چیزهای دیگر که احتمالا برایتان اضافه کنم و اما چیزی که نمی توانید دیگر دیر رامهرمز تجربه نسخه اصلش را داشته باشید زلیبی(زولیبیا که رامهرمز سرآغاز پیدایش و البته شکل لذیذش بود که نزدیک به ۳۰ سال است که دیگر به آن شکل اصیلش تولید نمی شود اما از شکلش یک علامت بعلاوه(یا همان جمع ریاضی بکشید) و دورش یک دایره این می شود اولین نسخه از زلیبی(زولبیا) ساخت بشر که کلمه صلیب هم از تغییر یافته همان نام به جلیبی و سپس اشکال دیگر و در نهایت صلیب به وجود آمد این نکته صلیب را برای آگاهی از قدمت این خوراکی ایرانی-رامهرمزی نوشتم)است، اما نکته ای درباره زبانی که ما اکنون به آن سخن می گویم تا حدود ۴۵ سال پیش به این زبان در بخش سلطان آباد زبان دگری(یا همان دیگری) می گفتند و زبان مورد تکلم خود را لری می گفتند که به شدت زبانی شاد و سرشار از شوخی های کلامی است
    که متاسفانه با وجود لذتش و درست بودن ادبیش من نمی توانم درست کلمات را تلفظ کنم این هم از عوارض محصول مشترکی اهواز است
    و متاسفانه دیگر از رامهرمز و مردمانی که در آن بناها زندگی می کردند خبری نیست و و مقدار زیادی از آن سبک از بین رفته از و به اعتقاد مردم رامهرمز دیگر رامهرمزی در رامهرمز وجود ندارد اما خب از بناها و آن رگه های باقیمانده می شود لذت برد
    راستی زبان عرب ها رامهرمز هم بامزه است بین لری و عربی است
    و آرامگاه هرمز شاه ساسانی هم را می توانید بازدید کنید
    دیگر از تایپ کردن افتادم تا بعد خوش باشید
    خدانگهدار

  10. سلام
    مریم خانم. خیلی خوشحالم که به شهر ما تشریف اوردید. و تاریک و روشن شهرمون منعکس کردید .
    ای کاش سری هم به شوشتر با فاصله ۴۵ دقیقه ای از اهواز میزدید واقعا شهر زیبایی است با قدمت ۷۰۰۰ هزار ساله و اسیاب های ابی معروفش .

  11. سلام
    در واقع دوباره سلام
    یک توضیحی درباره تَل بَرمی که گفتم بدم معنی که برای اسمش گفتم اشتباه است
    تَل که همان تپه است
    اما در مورد بَرمی
    بَرم به معنای چاله بزرگی که در آن آب جمع می شود یا همان آبگیر که در اینجا اشتباه است
    منظور من بَرد بود که به معنای سنگ است که در اینجا باز اشتباه است
    در اصل کلمه درست بُرم است که در اینجا می شود بُرمی
    و اسم درست تَل بُرمی است که چندین معنی برایش در نظر گرفته شده و سعی می کنم بهترین معنایش را پیدا و اطلاع دهم

    امیدوارم که جبران اشتباهم را در زمینه “انتقال اشتباه” اطلاعات کرده باشم
    و به خاطر اشتباهم پوزش می طلبم
    خدانگهدار

ارسال کامنت