چی شد که اومدم تو جاده؟

45

می‌دونستم باید سفر کنم، می‌دونستم فقط یه جابه‌جایی فیزیکی می‌تونه من رو از دست خودم، افکارم و حال و روز نزارم نجات بده. خسته بودم از سخت گرفتن قضایا واسه یه سفر. خسته بودم از وابستگی و منتظر موندن برای دوستام. از نظر روحی داغون بودم.

وقتی به صورت اتفاقی راجع به هیچ‌هایک خوندم، فکر کردم این جنس دیوونگی هم‌جنس چیزیه که می‌خوام. هرچند که هیچ ایده‌ای نداشتم که این آدما چی کار می‌کنن و فقط “سفر ساده” هایلایت شده بود تو ذهنم و با خودم ‌می‌گفتم باید این کار رو بکنم. باید یه بار هم که شده این رو تجربه کنم. به چندتا آدم که می‌شناختم گفتم و هرکدوم بهونه‌ای آوردن برام. مثل اینکه تو تجهیزات نداری، تو آمادگی جسمانی نداری، تو که تجربه‌ای نداری!

ناامید نشدم و این بار از آدمای غریبه خواستم. خوب یادمه اون لحظه به این جمله از یه دوستی فکر می‌کردم که جایی نوشته بود “اگه کاری رو با تمام وجود می‌خواین و شخصی رو می‌شناسین که می‌تونه کمکتون کنه یه پیام بفرستید و ازش درخواست کمک کنید. هرچقدر هم که غریبه باشه و هرچقدر هم که مغرور باشید، اینکه یه پیام براش بفرستین چیزی ازتون کم نمی‌کنه. شاید هم اون قبول نکنه ولی وای اگه قبول کنه.”

وای اگه بشه، چی میشه”

و راجع به من شد! قبول کردن و چند روز بعد من گیج و گنگ با یه کوله که قرضی بود، بدون تجهیزات، وسط جاده وایستاده بودم. یادمه که ترسیده بودم چون اطلاعات کمی داشتم از کاری که می‌کردم. آخه می‌دونی؟ آدم همیشه از چیزایی می‌ترسه که چیزی ازش نمی‌دونه! عقلم نرسیده بود که راجع به هیچ‌هایک تو گوگل بخونم و از کسانی که قرار بود برای اولین بار هم‌سفرم باشن هم چیزی نپرسیدم چون نمی‌خواستم کم بیارم. با خودم فکر کردم اینم مثل بقیه‌ی ناشناخته‌هام تو زندگی، می‌پرم تو عمق و نگاه می‌کنم به بقیه که چه جوری شنا می‌کنن و دست و پا می‌زنم و یاد می‌گیرم.

photo_2016-08-04_11-36-27

خوب یادمه که اولش اصلن حرف نمی‌زدم با مردم. هی به این دوتا هم‌سفرم نگاه می‌کردم که چه راحت حرف می‌زنن و میگن و می‌خندن با آدما انگار باهاشون فامیل باشن یا انگار دوست قدیمیشون رو دیده باشن! بعد به خودم نهیب زدم که:

هی! بیا بیرون از حبابت! ببین این سفر چه چالش خوبیه واسه تویی که همیشه حرف زدن با غریبه‌ها برات سخت بوده

یواش یواش منم قاطی ماجرا شدم، لبخند زدم و سعی کردم سر حرف رو باز کنم با آدما، با راننده هایی که تو مسیر سر راهمون قرار می‌گرفتن یا با اونی که کنار جاده انار می‌فروخت. گاهی یادم می‌رفت که تو کامیونم یا با اینی که دارم می‌خندم تازه ده دقیقه‌ست آشنا شدم.

طی همین سفر اول، یهو متوجه شدم که ای دل غافل! موانع ذهنی آدم، عجب چیز مزخرفیه. چرا اجازه داده بودم که کنترل افسار فکرم دست پیش‌فرض‌ها باشه. مثلن اینکه “راننده کامیونا معاشران خوبی نیستن” یا اینکه “دوست پیدا کردن آداب خاصی داره و همینجوری الکی نمیشه به کسی گفت سلام”.

تو سفر اول بارها و بارها این پیش‌فرض‌ها برام شکست. هی افسوس ‌خوردم از این همه وقت که تو جهل مرکب مونده بودم. هی حسرت خوردم که این همه سال از سال‌های عمرم رو تو اشتباه زندگی کرده بودم.

بعدتر با تکرار سفرها و تجربه کردن اتفاقای مختلف و دیدن آدم‌ها متوجه شدم جذابیت این مدل سفرکردن واسه من به اینه که هربار یه چیز جدید از شخصیتم رو بهم میشناسونه. یه بُعد فراموش شده از انسانیت رو یادم میاره و مدام وجود من رو به چالش می‌کشه و یادم میندازه که

دختر! هنوز خیلی چیزا تو این دنیا هست که نمی‌دونی، هنوز خیلــــی راه داری واسه رفتن.

4

45 کامنت

  1. سلامممممممممممم
    عالی عالی
    از تو اینستاگرام سارا جون ادرس سایت و گرفتم
    مثل دیوونه ها دارم میخونم
    دلم میخواد جواب خیلی سوالامو پیدا کنم
    من راهمو پیدا کردم
    اما موانع غیر ذهنی جلوی پام هست
    امیدوارم بتونم با سربلندی از دوست بربیام
    سپاس سپاس سپاس که هستید دخترای دوست داستنی ایران زمین

    • سلام سمیه. ممنون از وقتی که گذاشتی و لطفی که به من داری.

      با ما در ارتباط باش، امیدوارم ذهنت سبک‌تر شه و راهی شی.
      سارا.

  2. سارا جان سلام.تو یک شروع کننده بی نظیری.برات بهترین ها رو برات آرزومندم.امیدوارم که هر چه زودتر یه جمعیت کثیری باشیم و ما بشیم و باور کنیم که همه چی ممکنه و رویا نیست.پاینده باشی.

    • سلام شمیلا. ممنون از وقتی که گذاشتی و لطفی که به من داری.
      منم امیدوارم سبک‌تر شیم هممون.

      با سبک‌تر در ارتباط باش.
      سارا.

  3. سلام دوستان گلم. خیلی لذت بردم از نوشته هاتون و خدا میدونه که چقدر حس همذات پنداری پیدا کردم باهاتون. چون منم یه دختر هیچر تازه کار هستم و سفرناممو مینویسم. خوشحال میشم با هم تبادل آرا و اطلاعات داشته باشیم. هر جا هستید موفق باشید

    • سلام ثریا. ممنون از وقتی که گذاشتی و لطفی که به من داری.

      ایول پس توام سبکی، با سبک‌تر در ارتباط باش.
      سارا.

    • سلام میترا. ممنون از وقتی که گذاشتی و لطفی که به من داری.

      با ما در ارتباط باش، امیدوارم ذهنت سبک‌تر شه و راهی شی.
      سارا.

    • سلام فاطمه. ممنون از وقتی که گذاشتی.

      به زودی راجع به ویزا و موضوعات این‌چنینی می‌نویسم.

      با سبک‌تر در ارتباط باش.
      سارا.

    • سلام ریحانه. ممنون از وقتی که گذاشتی و لطفی که به من داری.

      با سبک‌تر در ارتباط باش.
      سارا.

  4. ساراخانم ماشاءالله قلمتون رساوزیبا نوشته مثله یه داستان می مونه خیلییییییی خیلی جالب وگذشته خاطره انگیزی هست ان شاءالله همیشه سربلندوپای دارباشیددرودبرشمابانوی ایران زمین

  5. عالي و با انرژي ، واقعا خوش بحالتون ،من با اين كه سفر زياد كردم و چند سالي خارج از ايران زندگي كردم و عاشق طبيعت و سفر هستم ولي شهامت تنها رفتن با اين سبك سفر و ندارم ولي خيلللي دلم مي خواد،اميدوارم با خوندن سفر نامه هاتون اين شهامت و بدست بيارم

    • سلام سیمین. ممنون از وقتی که گذاشتی و لطفی که به من داری.

      با ما در ارتباط باش، امیدوارم ذهنت سبک‌تر شه و راهی شی.
      سارا.

  6. سارا جون پیج اینستاگرامت رو کامل دیدم، دیدم و لذت بردم از اینکه یه دختر مثل من مثل خیلی از ما ها غلبه کرده به خیلی از پیش فرض های ما نمیتونیم، دختر مگه میشه تنها سفر بره!! اونم همچین سفری کنار جاده. شهامتت ستودنیه. همینجور با جسارت و شهامت ادامه بده👍🏻👍🏻

    • سلام هاله. ممنون از وقتی که گذاشتی و لطفی که به من داری.

      با سبک‌تر در ارتباط باش.
      سارا.

  7. سارا جوننننن سلام دروووووووود و احسنت کاملا حال امروزم شبیه حال شما قبل سفره….کاش برامون از ۰ تا ۱۰۰ امروزتون رو بنویسیم …من امروز چیزاییو دیدم که یه عمر تو ارزوش بودم یعنی میشه منم جمع کنمو برم؟ اگه سوال داشتیم کجا بپرسیم ازتون؟ خواهش می کنم به نوشتن ادامه بدین تا ما بیشتر یاد بگیریم خواهش میکنم …خدا پشت و پتاهتون عزیزان قهرمان

  8. سلام
    من به تازگى با صفحه اينستاگرامتون آشنا شدم و سايتتونم ديدم. اما از اولين پستى كه ديدم از شدت هيجان قلبم تند ميزنه و از اعماق وجودم معتقدم راهى براى زندگى بهتر از اينى كه شما انتخاب كردين و آرزوى منه نيست. اما سوالم اينه كه چه طور موانع و پشت سر گذاشتين؟ چه طور با كسانى كه باهاتون مخالفت ميكردن كنار اومدين؟ رضايت خانواده رو چه طور جلب كردين؟
    خيلى زياد به راهنماييتون نياز دارم.
    اميدوارم هميشه پر انرژى و ذوق و سلامتى باشين💕

  9. سلااااااام چقددددددددر خوشحالم کاش زودتر میدیدمتون من تقریبا خیلی شهر های ایرانو رفتم امسال اولین سفر تنهاییمو رفتم کاشان و یبارم تنها رفتم امارات و ترکیه عاشقه سفرم اما مشکلات زیاده هم تو مملکت بخاطر امنیت هم اقتصادی الان یکم سخت شده هر چند من همه سفر هامو تو فصولی میرم که هم ابو هواش خوب باشه هم هزینه کم بشههم خلوت

  10. كلا از وقتي كه با اين مدلي سفر كردن آشنا شدم حس ميكنم كه بايد انجامش بدم
    فكرمو بدجوري مشغول كرده😁

  11. salam sara, daghighan hale avalin hitchhike man ham ke ba khodeton bodam ham hamin bood engar dashtam neveshteye khodamo mikhondam, ke na ba kasi harf mizadam na vasayele dorosto hesabi dashtam.
    be parinaz o behnam ham ba taajob negah mikardam ke chera enghad rahat ba adama ertebat bar gharar mikonan.
    merc az neveshteye ghashanget

    • ای جانم به تو مهرسا.
      فکر کنم تو اکثر آدمایی که اولین بار این نوع سفر رو تجربه می‌کنند این حس‌ها مشترک باشه.

  12. چقدر دلم میخواست مثل شما شجاع بودم… و حال خودمو خوب میکردم… شجاعت یک تصمیم آنی میخواد تا همه ترست بریزه…

    • من همه‌ی حرفم اینه که بگم منم یه روزی مثل تو بودم. امیدوارم اون سبکی از زندگی رو که خوشحالت میکنه پیدا کنی هرچه زودتر.
      سارا.

  13. یعنی میشه منم یه روزی مثل شماها باشم با کوله پشتی با یه ذهن باز نه ذهن خسته که فقط لبخند می زنه و از درون روز به روز داغون تر می شه. خسته ام خسته تر از اونی که خودم فکرشو می کنم

    • همونطور که نوشتم من تو بدترین شرایط روحیم و سخت‌ترین وضعیت زندگیم با سفر نجات پیدا کردم. امیدوارم توام راهی که خوشحالت میکنه رو پیدا کنی زودتر و سبک‌تر شی.
      سارا.

  14. سلام ; اول از همه ممنون برای به اشتراک گذاری سفرها و تجربه هاتون .
    فقط یه مسئله ای وجود داره که نتونستم توی نوشته های سایت پیدا کنم اینه که شما چه جوری قبل از شروع این سبک از سفرتون تونستین خانواده رو برای این نوع سفر کردن متقاعد کنین مخصوصن شماها که شاید به خاطر دختر بودن با مخالفت شدیدتری روبه رو شده باشین .
    درسته که میگین خوده شخص باید از حباب بیرون بیاد ولی وقتی که به هر طریقی سعی میکنه که حداقل خانواده رو برای رفتن به این نوع از سفر متقاعد کنه ولی اجازه سفر بهش داده نشه چه کار میشه کرد !؟

  15. ایول دخترا
    شما تجسم دوران جوانی من هستید. با این تفاوت که من ترسیدم خطر کنم و به موانع فائق نشدم، ولی شما ها با سماجت بر خواسته هاتون تونستید پرواز کنید. ۳۵سال پیش هم من بسن شما بوده و آرزوی کوله گردی در سرم بود. ولی صادقانه بگم ، جراتش رو نداشتم. این آرزو تا حالا هم که ۵۵ سالمه هنوز از اعماق وجودم سوسو میزنه.
    دیشب کسی آدرس سایت شما رو بمن داد و کنجکاو شدم سری بزنم. واقعا از خوشحالی نمیدونم چی بگم. دوست دارم دخترم را هم به اینکار ترغیب کنم تا تجربه ی پرواز از لانه را بهش هدیه کنم. من به وجود دخترهای خوش فکر و با جرات سرزمینم افتخار میکنم . موفق باشید.

    • ممنونم از دلگرمیتون. ممنونم که اینجور با مهر و علاقه برام نوشتید و باعث شدید تو نوشتن تجربه‌هام امیدوار و با انگیزه‌تر بشم.
      آدرس سایت ما رو به دختر خانمتون هم بدید. شاید به سفر ترغیب شد.
      سلامت و سبک‌تر باشید.

  16. سارا جان دقیقا سفر من هم مدل شما شروع شد
    با آذزپی روزی که باهم همسفر بشیم
    مشهد اومدی پیش من بیا

  17. سلام سارای عزیزم
    من از قبل از سفر اروپا صفحه اینستاگرامت رو دنبال میکردم عاشق هیچ هایکم ولی میترسیدم الان که مطالب سایت رو خوندم میخوام سفرم رو شروع کنم مطمئنم که میتونم مرسی از این که بهم جرئت دادی

  18. سارا جان نوشته هاتون عالیه
    هم تو سبکتر پیگیرم هم تو اینستا
    دنیا داره برام رنگ بهتری پیدا میکنه
    تا حالا فکر میکردم چقدر سفر هزینه داره تا اینکه تصادفی با شما آشنا شدم.
    من از بچگی هر کی بهم میگفت میخوای چکاره بشی میگفتم جهانگرد
    بعد که بزرگ شدم از ترس هزینه ها خیلی کاری نکردم
    الیته سفر زیاد میرم اما نه اندازه ای که دلم میخواد
    من همیشه دوست داشتم تو سفر زندگی کنم
    الان راهش رو پیدا کردم
    دارم خودمو بازخرید میکنم که بزنم به صحرا 🙂

    • سلام طیبه جان.
      خوشحالم کردی با این نوشته‌ات. امیدوارم هرچه زودتر به آرزوهات برسی.
      سلامت و سبک‌تر باشی.

  19. اگه بدونی الان که دارم این مطالبو میخونم چقدر اشک ریختم، به یاد همه ی روزهایی که با حسرت رهایی گذروندم و اون آدمی که میخواد بره و انگاری به زور تو قالب خودش یه جا گیر افتاده…….منم از یه سال پیش شروع کردم به پیام دادن به آدمای غریبه و اهل سفر و اینکه ازشون راهنمایی بگیرم به این امید که شاید بشه باهاشون همسفر شد، چندروز پیش تو اینستا هم برای مریم تو دایرکت نوشتم اینو که خیلی از این آدما تو فضای مجازی ظاهرا مهربون و گشاده رو و خلاصه آماده ی رفاقت با هرکی که همدل باشه بودن اما دریغ از یه جواب !!! منم یه رویای بزرگ دارم و این رویا جز با سفر شدنی نیست اما….

  20. سلام سارا جان تازه باسایت سبک تر آشنا شدم. شماها فوق العاده اید بی نظیرید😘…من ۴۵ سالمه .چند روزیه شدیدا به سفر فکر میکنم اما نمیدونم از کجا شروع کنم.! . همسفری(خانوم) هم ندارم ! تنها که برم احساس تنهایی اذیتم میکنه و بهم خوش نمیگذره َ!میخام ازشمال و گیلان شروع کنم …میخام کلا زندگیم در سفر بگذره ..این جهان ارزش یه جا موندن و نداره! کره ی زمین منطقه ی بزرگیه که هر قاره و کشورش الزاما مال بومیای اونجا نیست ! این حق همه اس که برن و ببینن! فقط کافیه با قدرت از خدا بخواییم تاکانالای این مسیر و برامون هموار کنه! …
    پایدار باشید

Comments are closed.