رازهای عکاسی در سفر از زبان آمی ویتال

2

خوندن حرف‌های عکاسی که برای عکس گرفتن از پانداها با خودش لباس پاندا می‌بره تا همه چیز رو در طبیعی‌ترین حالت خودش ثبت کنه فکر کنم برای شما هم جالب باشه. آمی ویتال رو همه به مستندسازی فرهنگی و عکاسی سفر می‌شناسن. من خودم با دیدن مجموعه عکس‌های هندش عاشق کاراش شدم و اون چیزی که به نظرم کارش رو ارزش‌مند می‌کنه وقت گذاشتن و تلاش کردن برای رفتن به عمق زندگی مردمه. ارتباطی که با آدما برقرار می‌کنه خیلی عمیقه و برای همینم عکس‌هاش به شدت واقعی و تأثیرگذار هستن. این مطلب ترجمه‌ی مطلبیه که آمی با عنوان ۱۰ نکته در عکاسی سفر تو سایت خودش منتشر کرده و عکس‌ها هم از سایت برداشته شده.


اون چیزی که عکاسی رو می‌سازه نه دوربینه و نه تصاویر زیبایی که باهاش می‌سازیم. عکاسی یعنی تعریف کردن قصه‌های جذاب و قدرت‌مند. به نظر من عکاسی یه ابزاره برای ایجاد درک و آگاهی نسبت به فرهنگ‌ها، جوامع و کشورهای مختلف. و در عین حال راهیه برای نشون دادن چیزهایی که همه جای دنیا مشترکه. به نظر من راه پیدا کردن این مشترکات اینه که سعی کنی خودت رو در بقیه ببینی.

کار من طوریه که به کشورهای دیگه سفر می‌کنم و تو جاهای دورافتاده زندگی می‌کنم. در واقع شغل من اینه که نامرئی بشم تا بتونم به مردم و حیات وحش نزدیک بشم و داستان اونا رو بازگو کنم.
عکاسی خیلی وقت‌ها برای من مثل یه پاسپورت عبور بوده، راهی برای آشنا شدن با آدم‌ها و یاد گرفتن و تجربه کردن فرهنگ‌های جدید. اینجا می‌خوام براتون بگم که چطوری میشه عکس‌هایی گرفت که فقط یه تصویر نیست و پشتش یه داستان جذاب برای شنیده شدن داره. من با این ده قانون زندگی و کار می‌کنم!

۱- تحقیق کنید.

تا جایی که می‌تونید در مورد مقصدتون بخونید. اگه بتونید به روزنامه‌ها یا منابع محلی دست پیدا کنید که عالیه! خیلی از داستان‌های یه منطقه به منابع بین‌المللی راه پیدا نمی‌کنه و همون داستان‌هاس که می‌تونه یه دید واقعی از مقصد به شما بده. حتی قبل از اینکه سوار هواپیما بشید با آدما ارتباط برقرار کنید. دنبال عکاس‌ها یا آدم‌هایی بگردین که قبلن به اونجا رفتن و از تجربیاتشون استفاده کنین. برای پیدا کردن این آدما هم می‌تونید از شبکه‌های اجتماعی کمک بگیرید.

vitaleami_panda
این بار داستان درباره‌ی اولین پاندای ماده بود که قرار بود تو چین به آغوش طبیعت برگرده. با یکم جستجو و برنامه‌ریزی قبل از شروع سفر تونستم شرایط رو طوری محیا کنم که بتونم قصه‌ی ارتباط انسان با این پاندا رو خیلی خوب نشون بدم.

۲- به عمق زندگی مردم برید.

شاید فکر کنید عکاسی سفر فقط یه شغل ماجراجویانه‌س اما من این طوری بهش نگاه نمی‌کنم. عکاسی سفر فقط رفتن به یه جای عجیب غریب نیست! جادو زمانی شروع میشه که شما یه مدت تو یه جا می‌مونید و کم‌کم شروع می‌کنید به درک فضا و یه بینش واقعی به دست میارید. خود من معمولن ترجیح می‌دم یه جا زیاد بمونم و سر صبر وارد زندگی مردم بشم تا چندین جا رو سریع پوشش بدم. یه راه برای اینکه حاصل کارتون از یه سری تصاویر سطحی به تصاویر عمیق‌تر تبدیل بشه اینه که چند بار به یه جا سفر کنید.
nikon044_0
من چند روز رو با سابیتا و خانواده‌ش سپری کردم. در تمام این مدت ما هیچ‌وقت تنها نبودیم و همیشه چند تا دوربین به سمت سابیتا نشونه رفته بودن. یه بار که داشتیم با هم حرف می‌زدیم گفت به نظرش این رفتار توریست‌ها باهاش غیرانسانیه و حس می‌کنه یه حیوونه جلوی لنز دوربین‌ها. هیچ‌کس حتی به اون سلام نمی‌کرد یا یه ناماسته‌ی خشک و خالی نمی‌گفت. همه‌ی اون آدما دنبال یه چیز بودن: یه عکس خوب! کل قضیه مثل یه شکار بود و سابیتا هم جایزه‌ی اون شکار بود.
اگه یکی از اون آدمایی که دور سابیتا رو گرفته بودن چند ساعت وقت می‌ذاشتن تا باهاش حرف بزنن و بیشتر از زندگیش بدونن الان یه قصه‌ی ارزش‌مند داشتن نه فقط یه عکس.

۳- واقعی باشید و به دغدغه‌های مردم توجه کنید.

گرفتن عکس‌های بی‌نظیر یه حقه نیست بلکه یه تواناییه که یه عکاس می‌تونه در طول زمان کسب کنه. این کار هم نیازمند اینه که عکاس به سوژه احترام بذاره و در زمانی که با اون سپری می‌کنه باهاش یه رابطه‌ی خوب بسازه. عکس‌های خوب از آدم‌ها تقریبن هیچ‌وقت از دور گرفته نشده پس اون لنز تله‌فوتو رو کنار بذارید و جزئی از لحظه‌ای بشید که در جریانه.

nikon018_0
بچه‌ها یکی از اون سوژه‌هایی هستن که هیچ وقت تکراری نمی‌شن و یه جورایی آدمای کل دنیا رو می‌تونن به هم مرتبط بکنن. این بچه‌ها که به خاطر یه سری تعارضات مجبور شدن زادگاهشون رو ترک بکنن رو تو استان گوجارات هند دیدم.

با مردمی که می‌خواید ازشون عکاسی کنید حرف بزنید. حتی اگه شده یه سر تکون دادن به نشونه‌ی تأیید باشه یا سلام‌علیک عادی یا توضیح اینکه چیکار دارید می‌کنید. گاهی هم اگه می‌تونید و سد زبانی اجازه می‌ده این ارتباط رو با یه مکالمه‌ی طولانی عمیق کنید. یادتون باشه که آدم‌ها بیشتر از اونی که فکر می‌کنن به هم شباهت دارن. پس هروقت کسی رو دیدید که به نظرتون خیلی متفاوت یا عجیب می‌اومد سعی کنید روی نقاط مشترکی که شما رو به اون آدم وصل می‌کنه تمرکز کنید و باهاش ارتباط بگیرید. مطمئن باشید یه چیزی پیدا می‌کنید!

۴- دوربین و تجهیزات خودتون رو بلد باشید.

اگه وقتی دارید عکس می‌گیرید استرس بگیرید، هل شید یا این طور به نظر برسه که نمی‌دونید دارید چیکار می‌کنید سوژه‌ی شما خیلی زود متوجه میشه و دیگه نمی‌تونه جلوی دوربینتون راحت باشه. یه جوری تو کار کردن با دوربین و بقیه‌ی وسایلتون وارد باشید که تو اون لحظه دیگه فقط به کارتون فکر کنید نه ور رفتن با وسایل. اگه شما به خودتون اطمینان داشته باشید بقیه هم به شما اعتماد می‌کنن. برای من سادگی کلید کاره! من هیچ‌وقت یه دوربین یا دستگاه جدید رو با خودم نمی‌برم سر یه پروژه یا سفر جدید. همیشه اول همه چیز رو تو خونه امتحان می‌کنم. اینکه همیشه از آخرین تکنولوژی‌ها استفاده کنید اصلن بد نیست اما همیشه قبل از شروع پروژه همه چی رو امتحان کنید تا خوب دستتون بیاد.

nikon036_0
من سال‌هاست که از دوربین و تجهیزات نیکون استفاده می‌کنم. هر بار که یه دوربین یا لنز جدید می‌خرم همون موقع امتحانش می‌کنم تا خوب دستم بیاد چی به چیه! یه جوری که توی تاریکی هم بتونم راحت باهاش کار کنم. وقتی به دیدن این زورخونه رفتم نور فضا طوری بود که عکاسی رو سخت می‌کرد اما چون دوربینم رو می‌شناختم تونستم خیلی سریع و قبل از رفتن نور این لحظه رو ثبت کنم.

۵- نوت‌بردای رو فراموش نکنید.

وقتی تو سفر هستید حس می‌کنید همه چیز خوب تو خاطرتون مونده اما وقتی برمی‌گردید می‌بینید اطلاعات و اسم‌ها تو سرتون حسابی قروقاطی شده. این روزا می‌تونید خیلی راحت از تکنولوژی استفاده کنید و تو گوشی‌تون اطلاعات آدمایی که ازشون عکس می‌گیرید رو بنویسید. بهتره به محض اینکه از سفر برمی‌گردید عکساتون رو مرتب کنید و براشون کپشن بنویسید.

۶- لباس مناسب بپوشید.

خودتون رو با محیط هماهنگ کنید. یه طوری لباس بپوشید که نشون بده به محیط و آدما و فرهنگشون احترام می‌ذارید. مثلن زن‌های عکاس بهتره تو بعضی فرهنگ‌ها با یه روسری موهاشون رو بپوشونن. این اولین قدم برای نشون دادن حساسیت و احترام شما نسبت به مردم اون منطقه است. من خودم هیچ‌وقت جوری لباس نمی‌پوشم که از دور داد بزنه عکاسم! مثلن یه جلیقه‌ی گشاد پرجیب اولین چیزیه که باید ازش دوری کنید.

_dsc5454_0
وقتی اولین پاندای ماده داشت به طبیعت وحشی آزاد می‌شد من خودم رو به شکل یه درخت درآوردم تا باعث ترسش نشم. مجری برنامه‎ی رهاسازی پاندا انقدر تحت تأثیر این حرکت من قرار گرفته بود که اومد من رو بغل کرد و گفت: «شما می‌تونی دو تا بچه پاندا رو بغل کنی! آقای اوباما فقط اجازه داشت یه بچه پاندا رو بغل کنه!» این طوری شد که درها رو به رومون باز کردن و تونستیم کلی عکس‌ جالب بگیریم.

۷- با بالادست‌ها دوست بشید.

چه تو زاغه باشید چه تو شهر همیشه یه سلسله مراتب وجود داره. بهتره به جای پرسه زدن تو محیط اول با کسایی که یه کاره‌ای هستن آشنا بشید و رضایت و احترامشون رو به دست بیارید. به عنوان یه زن من معمولن سعی می‌کنم با زن‌های مهم یه جامعه هم ملاقات کنم.
یه روز غروب که تمام روز رو به عکاسی از اعتراض مخالفان خشمگین گذرونده بودم یه عده از مردای جوون به سرشون زد که از من به عنوان مثالی برای نشون دادن خشمشون به سیاست‌های آمریکا استفاده کنن. از اونجایی که صبح همون روز یه زمانی رو با رهبران زن اون منطقه گذرونده بودم خیلی زود به نجاتم اومدن و نذاشتن درگیری پیش بیاد. بعد از اون اتفاق من همیشه روز اول کارم رو به ملاقات با رهبران محلی می‌گذرونم. این کار یه فایده‌ی دیگه‌م داره. خبر حضور من و کاری که دارم می‌کنم خیلی زود همه جا می‌پیچه و درها به روی من باز میشه!

nikon048_0
نزدیک شدن به مردم و ایجاد ارتباط صمیمانه باهاشون نیازمند اینه که شما زمان بذارید و سعی کنید اون‌ها رو درک کنید. تو کار ما ساختن این ارتباطات مهم‌ترین چیزه. این تصویر یه مادره تو کشمیر هند که خانواده‌ش دارن تو مراسم تشییع جنازه‌ی دخترش دلداریش می‌دن. من ۴ سال برای ثبت این مردم و فرهنگشون در هند زمان گذاشتم و به دنبال همین روابط عمیقی که در این مدت ساختم بارها به زندگی خصوصی مردم و لحظات حساسشون دعوت شدم.

۸- به غریزه‌تون اعتماد کنید.

من هر جایی که می‌رم به محبت غریبه‌ها تکیه می‌کنم. این محبت معمولن خیلی واقعی و آشکار بیان میشه و بیشتر آدم‌هایی که باهاشون روبرو می‌شم خیلی بهم لطف می‌کنن. با این حال نباید یادتون بره که همیشه همه‌ی آدم‌ها خوب و پروانه‌ای نیستن. همیشه هوشیار باشید و به غریزه‌تون اعتماد کنید. حتی اگه یه موقعیت در ظاهر به نظرتون امن میاد گاردتون رو سریع پایین نیارید و حواستون جمع باشه. بهترین راه برای آماده شدن با این موقعیت‌ها اینه که از قبل یه سری روابط ایجاد کنید و یکی دو نفر رو بشناسید.

۹-  لطف مردم رو پس بدید.

سوژه‌های شما دارن از خودشون می‌گذرن و به شما یه لطفی می‌کنن. قدر اینکه یه آدم زندگیش رو با شما تقسیم کرده بدونید. اگه می‌تونید عکسی که ازشون می‌گیرید رو چاپ کنید و براشون ببرید. اما اگه مطمئن نیستید که بتونید عکس رو بفرستید به کسی قول ندید! اگه نمی‌خواید اون قدر به خودتون سختی بدید هم که تو این دور و زمونه راحت‌ترین کار اینه که عکس رو برای آدما ایمیل کنید.

dsc_7673_0
اگه نمی‌تونید عکس رو به ‌آدم‌ها برسونید هم اشکال نداره، حداقل زمان بذارید و همون جا باهاشون یه مدت گپ بزنید و معاشرت کنید. اینجا من دارم به سابیتا و خواهرش یکم عکاسی یاد میدم.

۱۰- خوش بگذرونید.

آره درسته که گرفتن عکس‌های خوب کار شماس و خیلی مهمه اما هرازگاهی به خودتون یادآوری کنید که در لحظه باشید و از جایی که هستید و از معاشرت با آدم‌ها لذت ببرید. این طوری حال خودتون هم بهتر و آروم‌تر میشه و قصه‌ها و عکس‌های بهتری از اون سفر درمیاد!

dsc_8370b_0
هر جایی که هستید به معنای خود کلمه بپرید وسط قضیه و تو فضا غرق بشید! اینجا ماداگاسکاره و من دارم در حین عکاسی حسابی خوش می‌گذرونم.

حرف آخر اینکه اگه قرار باشه شما از کل این مطلب فقط یه چیزی یادتون بمونه امیدوارم اون این باشه که ما فقط عکاس نیستیم بلکه قصه‌گو هستیم و باید به دنبال قصه‌هایی باشیم که نیاز به بازگو شدن دارن. امیدوارم تو سفرهاتون از دوربینتون فقط به عنوان یه جفت چشم دیگه استفاده نکنید و به عنوان یه قلب دیگه برای ارتباط نزدیک‌ و پرعشق به آدم‌ها بهش نگاه کنید.

آمی رو می‌تونید تو اینستاگرام، توییتر و یا فیس‌بوک دنبال کنید. برای دیدن مجموعه‌های عکسش هم یه سر به سایتش بزنید.

 

2

2 کامنت

  1. سلام
    قسمت پنج که نوشتین برای عکسها کپشن بنویسیم، برنامه خاصی هست که بتونیم عکسهامون رو همراه با کپشن ذخیره کنیم؟(عکسهایی که نمیخوایم با دیگران share کنیم)

ارسال کامنت