چرا انقدر سفر می‌کنم؟

25

شک نکنید که ۲۰ سال بعد به خاطر کارایی که نکردید بیشتر حسرت می‌خورید تا به خاطر کارایی که کردید.

خارجیا بهش می‌گن Travel freak. فک کنم معادل فارسیش خوره‌ی سفر باشه یه جورایی. اگه دارید این پست رو می‌خونید به احتمال زیاد شما هم خوب این اصطلاح رو درک می‌کنید اما اگه هنوزم براتون سؤاله که چرا ما انقدر سفر می‌کنیم… یا دلتون با جاده‌س اما هنوز شک دارید… یه نگاهی به این لیست بندازید. اینا دلایل من برای سفر کردنه:

۱) خوش گذروندن

این یه واقعیته. سفر یه خوش‌گذرونی معتادکننده‌س. آره درسته که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی و از این حرفا ولی تعارف که نداریم. همه همیشه به هدف پخته شدن سفر نمی‌کنن ولی همه به هدف خوش‌گذرونی سفر می‌کنن! پس کمتر سخت بگیرید و بیشتر سفر برید.

۲) بالا رفتن اعتمادبه‌نفس

سفر پر از موقعیت‌های جدیده که گاهی اصلاً براشون آمادگی ندارید ولی خب مجبورید یه راهی برای روبرو شدن باهاشون پیدا کنید. مثلاً رفتید یه جایی که زبونشون رو بلد نیستید و باید آدرسی که می‌خواید رو با پرس‌وجو پیدا کنید. یا تو یه جاده‌ی خلوت ماشینی برای هیچ‌هایک پیدا نمی‌کنید و داره شب میشه و باید یه فکری به حال جای خوابتون بکنید. کنار اومدن با این موقعیت‌ها باعث میشه اعتمادبه‌نفس آدم بره بالا و همیشه یادش باشه که از پس موقعیت‌های سخت براومده پس بازم می‌تونه.

۳) دیدن و لمس کردن تفاوت‌ها

حیف نیست همه‌ی چیزی که از یه شهر یا کشور دیگه و مردمش می‌بینیم اون چیزی باشه که تو رسانه‌ها شنیدیم و خوندیم؟ دنیای به این بزرگی. حیف نیست ما فقط تا چندین کیلومتر اطرافمون رو دیده باشیم؟ گاهی آدم از مسیری که داره می‌ره و دیدگاهش به مسائل خیلی مطمئنه و بعد یه آدم دیگه رو تو سفر می‌بینه که از پایه یه جور دیگه فکر می‌کنه و یه جور دیگه زندگی می‌کنه و خیلی هم راضی و خوشحاله. این باعث میشه کل چهارچوب ذهنی آدم یه تکون بخوره. و همین تکون‌هاست که از ما آدم بازتری می‌سازه.

۴) آروم کردن ریتم زندگی

واقعیت اینه که ما انقدر به این دویدن و سروصدا و شلوغی دورمون عادت کردیم که یادمون رفته دیفالت زندگی این نیست. لازمه که یه وقتایی کامل خودمون رو از برق بکشیم و چند روزی یه جور دیگه زندگی کنیم. وقت گذاشتن برای خوش‌گذرونی وسط این همه درگیری از واجباته! و اصلاً برای همینم هست که تو شماره‌ی یک اومده.

۵) شکستن عادت‌ها

عادت‌های ذهنی، فیزیکی و احساسی‌مون ما رو حسابی محدود کردن یه جوری که خودمون هم متوجه نیستیم. رهایی از تک‌تک این محدودیت‌های به ظاهر کوچیک که برای خودمون گذاشتیم واقعاً تو راحت‌تر زندگی کردن مؤثره. شاید به نظر مسخره بیاد ولی همین‌ مسأله‌ی خیلی بی‌اهمیت که یه آدم بدغذا مثل من بعد از این‌همه سفر رفتن عوض شده و با عشق و لذت هر غذایی رو می‌خوره، تو کل زندگی من تأثیر گذاشته. باید خودتون تجربه کنید تا ببینید.

۶) به دست آوردن انرژی از دست‌رفته

یه مدت سفر کردن بهمون زمان می‌ده تا اگه درگیری ذهنی یا جسمی داشتیم حلش کنیم و دوباره برای زندگی انرژی بگیریم. یه وقتایی آدم خسته و بی‌انگیزه میشه نسبت به همه چیز. حس می‌کنه دیگه هیچی تو زندگی اونقدر هیجان‌انگیز نیست که باعث شه چشمای آدم دوباره برق بزنه. هیچ‌وقت این حس رو باور نکنید. زندگی همیشه پر از «اولین»های هیجان‌انگیزه. فقط کافیه یکم از کامفرت زونتون دور شید.

۷) رشد کردن

شاید تعریف هرکس از رشد شخصی (Self-growth) فرق داشته باشه. به‌هرحال زیاد سفر کردن از من یه آدم جدید ساخت. یاد گرفتم زندگی رو راحت‌تر بگیرم، صبورتر باشم، حسرت راه‌های رفته و نرفته رو نخورم، بفهمم که برای انجام هرکاری بیشتر از یه راه درست وجود داره، یاد بگیرم با هرجور آدمی ارتباط برقرار کنم و هزارتا چیز دیگه. این راه برای هرکسی متفاوته!

۸) روبرو شدن با ترس‌ها و ناشناخته‌ها

سفر کردن ینی بیرون اومدن از کامفرت زون و فضای امن و راحت زندگی‌تون. بیرون از این فضا چیه؟ ناشناخته. می‌دونستید که ترس یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین حس‌های آدمه؟ ترس از ناشناخته خیلی آدم رو محدود می‌کنه. به نظر من هرباری که آدم قصد می‌کنه با یکی از ترس‌هاش روبرو شه یه مرز گنده رو رد می‌کنه.

۹) یاد گرفتن چیزهای جدید

کسی که می‌ره سفر همیشه کلی چیز یاد می‌گیره حتی اگه خودش نفهمه. حتماً لازم نیست سفر سخت و بک‌پکری برید تا چیز جدیدی یاد بگیرید. ممکنه فکر کنید کسی که یه هفته رفته تایلند و تو ساحل در حال استراحت و آفتاب گرفتن بوده‌ که چیز جدیدی یاد نگرفته! اما اون آدم هم درمورد غذاهای سنتی تایلند، در مورد برخورد تایلندی‌ها و حال‌وهوای جزیره‌های تایلند کلی چیز فهمیده. در مورد خودش هم یه چیزایی فهمیده. مثلاً ممکنه بالاخره متوجه شده باشه که چه مدل سفر کردنی رو دوست داره. یه جمله‌ی معروف می‌گه: «برای یاد گرفتن چیزای جدید فقط کافیه پاتون رو از خونه بیرون بذارید و یه ذهن باز و آماده‌ی یادگیری داشته باشید.»

۱۰) قصه ساختن

همه‌ی ما قصه شنیدن رو دوست داریم و همه‌ی ما دوست داریم چیزای هیجان‌انگیز برای تعریف کردن داشته باشیم. خسته‌کننده‌س که پیر شیم ولی همه‌ی چیزی که برای تعریف کردن داریم یه مشت اتفاقات روزمره باشه! بذارید وسط یه جمعی که دارن از بالا رفتن قیمت‌ها و ارتقاء شغلی جدیدشون حرف می‌زنن شما اونی باشید که یهو با یه قصه‌ی باحال همه رو هیجان‌زده می‌کنه.

۱۱) با حسرت زندگی نکردن

خیلی‌ها هستن که بدوبدو زندگی رو می‌گذرونن درحالی‌که هیچ‌کدوم از کارایی که دوست داشتن رو تو زندگی‌شون نکردن و دنبال آرزوهاشون نرفتن. این خیلی دردناکه و فکر کنم ترس مشترک همه‌ی ما هم همینه که این‌طوری زندگی کنیم. پس اگه اون‌طوری که دوست دارید زندگی نمی‌کنید، زودتر بهونه‌ها رو بذارید کنار و حداقل خوب و زیاد سفر برید و تیک این یه مورد رو تو لیستتون بزنید.

 

 

7

25 کامنت

  1. امروز با خوندن مطالب سایت شما فهمیدم این همون چیزیه که میخوام.. الان ۱۵ سال بیشتر ندارم ولی مطمعنم همینکه ۱۸ ساله م شد شروعش میکنم.. راستی قلمتون عالییه.. موفق باشید

  2. عالیه عالیه! بی‌نهایت عالیه! واقعا اگر نیازی به تشویق داشتین، با تمام وجود تشویقتون می‌کردم، اما نشون دادین که بی‌نهایت قدرتمند‌تر از اونی هستین که هیچ کسی نیاز باشه تشویقتون کنه. فوق‌العاده خوشحالم از خوندن مطالبتون!

  3. خواهش می کنم در مورد ویزا گرفتن و نحوه شروع سفر من رو راهنمایی کنید . یه سوال هم دارم تو اروپا میشه با چادر سفر کرد و هرجا که لازم شد کمپ زد ؟

  4. چه دلایل محکمی! یعنی الان دارم فکر می کنم چرا این چند ساله سفر رو تعطیل کرده بودم؟ یا اینکه برای مهر، می شه تدارک یه سفر رو دید؟!… وای… حال و هوای اون قدیم ها برگشت توی سرم… منم از اون دسته ادم هایی هستم که توی دلیل شماره ۶ گفتی!

  5. چقدر به وجد اومدم ! ایول پری عزیز ! من ی سوال داشتم درباره خارج شدن از کشور به این سبک ! چون تا بحال سفر خارج از کشور انجام ندادم ! آیا نیاز به اجازه کتبی از پدر هست ?

  6. پری خانوم امیدوارم حالتون خوب باشه یه سوال داشتم در رابطه با شغل هرکسی که اینگونه سفر میکنه بالاخره اگه بخوایم اینطور سفر کنیم باید خیلی مرخصی بگیریم که معمولانم نمیدن پس شما چطوری یه دفه چند ماه در سفر کردنید ممنون میشم جواب بدید؟

  7. سفر کردن فقط جیب پر پول میخواد و دل بی دغدغه .تمام کسایی که اصطلاحا جهان گرد هستند بر همین منوال بوده .شمادارید فرهنگ خوش گذرونی رو رواج میدید در حالی که اصن هدف این نیست . ایرانی ها همیشه راه رو بد متوجه میشن. اگه میخواین ادای travel blogger های خارجی رو در بیارین هزاران وبلاگ به در بخور تر هم هست. اکسیژن زیادی مستی میاره . امیدوارم بیشتر بخونید و تجربه های سر مستانه خودتون رو کمتر به اشتراک بزارید.
    با تشکر

    • سلام دوست عزیز،
      راستش من متوجه نشدم شما دقیقا از چه چیزی اعصابتون خورد شده! والا ما جیب پر پول نداریم و اگه بقیه مطالب سایت رو بخونید توضیح دادیم که چطور میشه با پول کم و ارزون سفر کرد. در مورد تراول بلاگ‌های خارجی هم قطعاً خیلی مورد خوب وجود داره اما ایا این باعث میشه ما تلاش نکنیم یه بلاگ خوب فارسی درست کنیم؟ خوشحال میشیم از انتقادهای سازنده‌ی شما هم استفاده کنیم:) به شخصه مشکلی هم در خوشحالی و سرمستی نمی‌بینم:)
      ممنون از وقتی که گذاشتید

    • با سلام
      مسعود جان، نیازی نیست اینقدر سریع در مقابل چیزی جبهه بگیریم، درسته که این روزا هرکسی دوست داره بایه چیزی خودش رو نشون بده چه از نوع مثبت چه از نوع منفی ولی چیزی که مهم هست اینه که خوب ادمها با هم فرق میکنن و باید در درجه اول به هم احترام بزاریم؛ البته من فکر نمیکنم مطالب این سایت صرفا خودنمایی باشه چون من خیلی چیزا هم در مورد سفر و اصطلاحات مربوط به اون یاد گرفتم و میتونه برام مفید واقع بشه. سفر هم واقعا برای همه ، هر جوری که عشقه توصیه میشه:)
      خوب شاید خیلی دخترهای دیگه تو مملکتمون هم مثل دخترای این سایت باشن ولی شرایط واقعا براشون فراهم نمیشه، یا اصلا بعضی ها کلا یه جور دیگه دوست دارن زندگی کنن، این دسته با اون دسته میتونن راه خودشون رو برن و نیاز هم به مخاصمه نیست! مهم اینه که طرف بفهمه میخواد چیکار کنه 😉 با اختیار هست که انسان راه خودشو انتخاب میکنه، البته دخترای این سایت هم لازم نیست تجربیاتشون رو تو به زور تو مخ هرکسی بکنن 🙂 آخه بعضی ها هم فقط توهمی از این چیزا تو ذهنشون میاد و فکر میکنن واو من باید اینجوری باشم در صورتی که ممکنه واقعا این طور نباشه، قطعا دخترای خوب این سایت قصد چنین کاری رو ندارن و فقط تجربیاتشون رو دارن به اشتراک میزارن، امیدوارم که همه ما جوون های این مملکت به ویژه دخترای این سایت و همینطور شما مسعود جان ، همگی موفق باشیم و لطف پروردگار شامل حال هممون باشه.
      خدانگهدار…

    • در ضمن یادم رفت بگم و نظرم رو تکمیل میکنم که خودنمایی بیشتر بار منفی داره اما میل به دیده شدن بار مثبت تری داره و همه ما میل به دیده شدن رو داریم، چیر بدی هم نیست اما باید در حد متعادل باشه، در واقع این نیت ارادی (یا بیشتر کشاننده های ناخوداگاه نشئت گرفته از زندگی شخص ) هست که اون میل یا میشه خود نمایی یا میشه میل به دیده شدن برای پیشرفت، مثل پیشرفت شخصی و حتی کمک به پیشرفت جمعی در زمینه های سالم و مورد پذیرش عقل و جامعه. کاوش در مورد این میل هم در درون خودمون کار ارزشمندیه که به خود شناسی بیشتر کمک میکنه… و در نهایت یک نوع خودشکوفایی.
      موفق باشین.

ارسال کامنت