سفرنامه

در قسمت سفرنامه از ایران، آسیا، اروپا و اقیانوسیه (استرالیا) و آمریکای شمالی و جنوبی و تقریبا به هرجای دنیا که بریم از سفرهامون براتون سفرنامه مینویسیم و با شما به اشتراک می‌ذاریم. تا اگه یه روزی قصد سفر کردن به نقاط مشابه داشتید بتونید بهتر و با خیالی راحت‌تر برای سفرتون برنامه‌ریزی کنید و با اونجاها آشنایی نسبی داشته باشید و پس اگه علاقه مند به سفر کردن هستید، یا اینکه مشتاق و علاقمند به خوندن سفرنامه‌های جذاب بهتون توصیه میکنم که این بخش سفرنامه رو به خوبی زیر و رو کنید تا جواب سوالاتتون رو بگیرید و با نقاط مختلفی که ما هم رفتیم آشنا بشید. توی این بخش سعی کردیم نکات و مواردی که توی سفرهامون به دست آوردیم و تجربه کردیم رو با شما به اشتراک بذاریم تا با این کار بتونیم کمکی به تحقق یافتن رویای سفر کردن شما بکنیم ، تا شما بهتر و راحت‌تر و با خیالی آسوده‌تر به جاده و سفر بپردازید. پس با ما همراه و همسفر بشید...

سفر به بردیا – قسمت اول | کشور نپال

حتمن با دیدن تیتر این مطلب با خودت میگی: بردیا مگه اسم شخص نیست؟ حالا این دختره داره میگه اسم یه جایی تو دنیا بردیاست؟ درست شنیدی. بیاین امروز باهم بریم به یکی از وحشی‌ترین...

ملبورن، شیراز پر از کافه و نقش و نگار استرالیا!

خیلی از مردم دنیا استرالیا رو فقط با دو شهر سیدنی و ملبورن می‌شناسن و این دوتا شهر رو تو خیلی از موارد رقیب همدیگه به حساب میارن. ولی واقعیت ماجرا اینجاست که مقایسه‌ی...

کاتماندو | شهری خاکی با پرچم‌های رنگی

با دیدن یا شنیدن اسم کاتماندو، پایتخت کشور نپال، اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه: چگالی! بسکه همه چی به نظرم خیلی متراکم تو یه جای کوچیک جمع شده. رنگ، بو، فرهنگ، مناظر عجیب...

یک دیوانگی تمام عیار | تجربه‌ی سفر با موتور در نپال

حتمن هلن کلر رو می‌شناسی. همون نویسنده‌ی آمریکایی معروف اما نابینا و ناشنوایی که گفته: «زندگی یا یه ماجراجویی جسورانه‌ست یا هیچی نیست».خب راستش رو بخوای زندگی من هم هرروز یه ماجراجویی جسورانه نیست...

سفر ارزون در چهاردهمین شهر گرون دنیا، سیدنی!

اگه گذرتون به شهر سیدنی افتاده و یا قصد مهاجرت و زندگی تو شهر سیدنی رو دارید و یا با خوندن این مقاله  این شهر رو به عنوان مقصد بعدی سفرتون انتخاب کردید، باید بگم...

سیدنی، بانوی باکمالات استرالیا!

سیدنی از چشم من یک بانوی به تمام معناست: زن جوون حدودا چهل و پنج ساله‌ی مدیری که کت و دامن قرمز می‌پوشه و عینک سیاه می‌زنه و موهاش رو سفت پایین سرش گوجه...

پیشنهاد سبک‌تر

از چابهار تا گواتر، مستقیم تا قطب جنوب!

رسیده بودم لب دریای عمان و زل زده بودم به نقشه‌ی روی دستم؛ از اون‌جایی که من ایستاده بودم تا خود قطب جنوب می‌شد...