رکاب به سرزمین‌های دور با زوج جهانگرد | قسمت اول

18

“اینجا یه چایخونه بین راهیه، وسط ناکجاآباد زندگی. جایی که آدم‌ها از مسیرها و راه‌های جورواجور راهشون بهش می‌افته، می‌شینن یه فنجون چای باهم می‌خورن و بعدش میرن پی زندگیشون. چیزی هم که این وسط به خاطر می‌مونه طعم اون چای و عطر اون حرف‌هاست و باور این‌که میشه جور دیگه‌ای هم زندگی کرد.”

خیلی از آدم‌ها وقتی که حرفی از سفر با دوچرخه و جهانگردی می‌شنون، تو ذهنشون یک جوون مجرد رو تجسم می‌کنند که مسئولیت چندانی توی زندگی نداره. این در حالیه که مینا و حبیب، یه زوج جهانگرد هستند که به طور طولانی و با دوچرخه‌هاشون سفر می‌کنند و زندگی حرفه‌ایشون هم به اندازه‌ی سفرهاشون براشون مهمه.

توی این قسمت چایخونه مینا و حبیب از خودشون، سفرهاشون به عنوان یک زوج جهانگرد و زندگی‌شون می‌گن و برامون هزینه‌های سفر و اصول اولیه‌ای که برای سفر با دوچرخه باید بدونیم رو توضیح می‌دن.

– برای ما  یکم از مینا و حبیب و سابقه‌ی سفرهاشون بگین!

مینا: ما -مینا و حبیب-  یه زوج جهانگرد هستیم که حدود سی و هفت سال سن داریم و تلاش می‌کنیم به کشورهای مختلف و قاره‌های متفاوت با دوچرخه سفر کنیم و چیزهایی رو که شنیدیم رو از نزدیک ببینیم و تجربه کنیم.

اگه بخوام از سابقه‌ی کاری و تحصیلیمون بگم، من –مینا- تو دوتا رشته تحصیل کردم. رشته‌ی اولم با دوازده سال سابقه کار، تکنسین اتاق عمل بوده و رشته دومم که به واسطه‌ی علاقه‌ام بهش وارد شدم، مهندسی کشاورزیه.

حبیب هم شغلش طراحی و دکوراسیون داخلیه. من و حبیب سال ۸۸ باهم ازدواج کردیم و سفرهامون از سال نود و یک باهم شروع شد. البته تو یکی دو سال اول ازدواجمون از اونجایی‌که من شدیدا مشغول تحصیل تو رشته‌ی دوم دانشگاهیم بودم، امکان همراهی تو سفرها برام وجود نداشت و به خاطر همین هردو خیلی سخت کار می‌کردیم تا بتونیم ثباتی توی زندگی مشترکمون ایجاد کنیم. سفر با دوچرخه هم ابتدای امر از سفرهای حبیب شروع شد. حبیب وقتی مجرد بود یک سفر شش ماهه به شرق اسیا داشت. البته اون موقع هم از دور باهم آشنا بودیم. بعد برگشتن حبیب از اون سفر، توی مدت کوتاهی باهم ازدواج کردیم  و بقیه سفرها رو به عنوان زوج جهانگرد باهم انجام دادیم.

من –مینا-  خیلی به دوچرخه سواری علاقه‌مند بودم ولی اطلاع زیادی از این سبک سفر نداشتم، هرچند که با دوچرخه توی تهران تردد می‌کردم. بعد از آشنایی با حبیب بود که سفرهامون باهم و با دوچرخه شروع شد. ما یک سفر به افریقا داشتیم و ۵ کشور رو توی شرق افریقا دیدیم. سفر بعدی یک سفر چهارماهه به اروپا بود که سیزده تا کشور رو رکاب زدیم. بعد این سفر حدود دو سال طول کشید تا سفر امریکای جنوبی شکل بگیره و اخیرا بعد از حدود ۱۶ ماه رکاب زدن تو امریکای جنوبی از این قاره‌ی پهناور برگشتیم.

فکر سفر به امریکای جنوبی از جانب حبیب شکل گرفت. به طور کلی میشه گفت که همیشه فکرهای سفر از جانب حبیبه ولی وقتی ایده‌اش رو بازگو می‌کنه، با استقبال من روبرو میشه و بعد هردو برای انجامش خیلی تلاش می‌کنیم. تقریبا یک سال از دو سالی که گفتم برای آمادگی برای این سفر گذشت تا این سفر انجام بشه.

قبایل بدوی آمازون در برزیل

-اصلا چی شد که آمریکای جنوبی رو انتخاب کردین؟

مینا: من و حبیب چند سال قبل از اینکه سفر با دوچرخه به امریکای جنوبی رو شروع کنیم، به شکل کوله‌گردی به آسیا سفر کرده بودیم و تایلند و لائوس و ترکیه رو دیده بودیم. قبل از اون هم که اروپا و افریقا رو رکاب زده بودیم. بعد از این سفرها و رکاب‌زدن‌ها بود که تصمیم گرفتیم امریکای جنوبی رو انتخاب کنیم. خود بحث دور بودن این قاره هم جذابیت‌های زیادی برای ما داشت. از اونجایی هم که برای رسیدن به این قاره پرواز طولانی و هزینه ی زیادی شده بود، تصمیم بر این بود که  بیشترین استفاده رو ببریم و کشورهای زیادی رو ببینیم. در نتیجه قرار بود که سفر طولانی‌ای پیش رو داشته باشیم.

حیوان نایاب مورچه‌خوار، باغ وحشی در اروگوئه

-بچه‌ها یکی از بزرگترین دغدغه‌های همه موضوعات مالیه. چطور این سفر رو از نظر مالی مدیریت کردین؟

مینا: بحث مالی بحث خیلی مهمی هست که در موردش از ما هم خیلی سوال میشه. ما هم همیشه سعی کردیم توضیح بدیم که چطور ممکنه کسی طولانی سفر کنه و خودش استقلال مالی داشته باشه.

بهتره من این موضوع رو اول روشن کنم که از اونجایی که ویزاهای ما مدت‌دار هست، ما در حین سفر کار نمی کنیم. همونطور که می‌دونی تمدید ویزا هزینه‌ی اضافه داره و ما مثل ساکنان خیلی از کشورها نمی‌تونیم با ویزاهای طولانی تو یک کشور خارجی بمونیم. پس باید سعی بکنیم که در طول مدتی که ویزامون اعتبار داره از اون کشور خارج بشیم. در نتیجه تایمی برای کار کردن در طول سفر باقی نمی‌مونه.

مجسمه چهل متری مسیح در شهر ریو دو ژانیرو

دوم این که ما قبل شروع سفر سخت کار می‌کنیم و پول سفر رو پس انداز می‌کنیم. البته باید بگم که برای همچین سفر طولانی‌ای، ما قید خیلی چیزها رو زدیم. من –مینا-  کار توی بیمارستان رو قبل سفر افریقا ترک کردم. البته کارهای مختلفی بود که بعد از اون انجام می‌دادم. قبل سفر به امریکای جنوبی هم شاغل بودم ولی به دلایل انجام کارهای سفر، مجبور شدم از کارم استعفا بدم. حبیب هم یک کار شخصی و شورومی داشت که به خاطر این سفر تعطیلش کرد. از اونجایی که این سفر برای ما خیلی مهم بود تقریبا هر چیزی که داشتیم رو به پول تبدیل کردیم و تمام وسایل اضافه رو فروختیم و به عنوان زوج جهانگرد سفر رو شروع کردیم.

ما می‌دونیم که سفرکردن پول می‌خواد ولی چیزی که هست اینه که اکثر مردم با این نحوه ی سفر کردن آشنا نیستن چون اگه آشنا باشن متوجه می‌شن که چطور میشه با این مقدار پول همچین سفری رو انجام داد. چیزی که اکثر آدم‌ها تصور می‌کنن اینه که برای سفر کردن باید یک بلیط گرون هواپیما بخرن و بعد هزینه‌ی اقامت توی هاستل و هتل رو پرداخت کنن. تازه به همه‌ی این هزینه‌‌ها باید هزینه خورد و خوراک و رفتن به اماکن دیدنی هم اضافه بشه. خوب طبیعیه که همچین ذهنیتی نمی‌تونه سبک سفر ما رو هضم بکنه. در صورتی‌که برای کسانی که تجربه سفرهای این چنینی داشتن، هزینه چیزی نیست که به عنوان اولین موضوع به ذهن خطور کنه.

یک شب سرد زمستانی در دهکده‌ای دورافتاده در اروگوئه

نکته‌ی دیگه‌ای که وجود داره اینه که ما می دونیم که چطور باید در سفر هزینه کنیم. ما می‌دونیم که چطور باید کمپ بزنیم. ما از سایت‌هایی که برای اسکان دوچرخه‌سوارها هست – مثل وارم شاور یا کوچسرفینگ – برای اسکانمون استفاده می‌کنیم. اگر هیچ‌کدوم از این راه‌های اقامت جوابگو نبود، در مرحله‌ی بعد به سراغ هاستل و اقامت‌های هزینه‌بر میریم.

حبیب: راستش من می‌خوام این موضوع رو تاکید کنم که اتفاقا ما از اون‌هایی هستیم که می‌گیم که سفر کردن پول می‌خواد. چون جدیدا یک جو اشتباهی داره راه می‌افته که سفر کردن پول نمی‌خواد ولی واقعیت به هیچ‌وجه اینطوری نیست! سفر کردن هم بسته به این‌که مقصد سفر کجاست، شرایط مختلفی داره. سفر کردن تو کشورهایی که وضعیت اقتصادی مناسبی دارن -مثل کشورهای اروپایی، امریکا، استرالیا و نیوزیلند- کمی متفاوته چون هم پول در آوردن کار راحت‌تریه و هم سطح زندگی آدم‌ها بالاتره و شرایط میزبان شدن ساده‌تر. ولی شرایط تو کشورهای فقیرتر که هر یک دلاری هم برای بومی‌های اون کشور مهمه، متفاوته. در نتیجه پیدا کردن کار توی همچین کشورهایی اصلا ساده‌ نیست. تنها گزینه‌ی ممکن توی این شرایط رفتن به سراغ کارهای داوطلبانه است که همون‌طور که می‌دونی توی اون کار‌ها هم پولی پرداخت نمیشه و بیشتر بحث اسکان و خوراک مطرح هست.

استراحت ظهرگاهی در فصل بهار، جاده‌های شمالی ارژانتین

با تمام این اوصاف، چیزی که ما می‌خوایم بگیم اینه که

سفر کرن پول می‌خواد، ولی با سفر کردن یاد می‌گیری که چطور پول خرج کنی

و اصلا بحث این رقم‌های نجومی که تو ذهن ادم‌ها هست و هر روز از ما می‌پرسن که شما مگه میلیاردر هستین که می‌تونید سفر کنید، نیست. یعنی میشه با هزینه‌ی خیلی کم سفر کرد ولی اصلا اینو نمی‌گیم که سفر کردن پول نمی‌خواد. مثال این حرف برای من مثل این می‌مونه که یکی بگه زندگی کردن توی تهران پول نمی‌خواد.

-حالا که صحبت از هزینه‌ی سفر شد، می‌تونین یکم برای ما دقیق‌تر از هزینه‌ی سفر به امریکای جنوبی بگین؟

مینا و حبیب: هزینه ‌ی سفر ما به امریکای جنوبی به طور تقریبی حدود هزار دلار در ماه برای هردوی ما بود. این هزار دلار شامل تمام هزینه‌ها از جمله ویزاها، دیدن یک تور، هزینه‌ی دوچرخه‌ها و غیره می‌شد.

نکته‌ای که اینجا باید بهش اشاره کنیم اینه که سبک سفرها باهم فرق داره. توی سفر کوله‌گردی و یا هیچهایکی، تو فرصت بیشتری برای موندن توی مقاصد مختلف و انجام کار داوطلبانه و غیره داری و اینجوری می‌تونی هزینه‌ی سفر رو خیلی زیاد کاهش بدی. ولی این روش توی سفر با دوچرخه خیلی جور در نمیاد چون مثلا برای طی کردن هر هزار کیلومتر، ۲۰ روز زمان لازمه تا از این کشور به کشور دیگه برسی.

پارک جنگلی تورس دل پاینه در جنوب شیلی

به طور کلی بیشتر زمان ما توی این سبک سفر توی مسیر طی میشه در صورتی‌که توی سفر بکپکری این‌طوری نیست و تو میتونی یک مسیر طولانی رو با یک وسیله نقلیه طی کنی و بعد یکی دو هفته توی اون مقصد بمونی، جاهای دیدنی رو ببنینی و کار داوطلبانه در ازای اقامت و خوراک بکنی. ولی برای ما بیشتر داستان سفر توی خود مسیر اتفاق می‌افته. در کل به خاطر اهمیت زیاد بحث زمان، این امکان توی سفر با دوچرخه وجود نداره که چند هفته‌ای جایی بمونیم و کار کنیم. در نتیجه از قبل باید خودمون رو برای تمام هزینه‌ها آماده کنیم.

کاکتوس‌زارهای شیلی

-میشه یکم در مورد سبک سفر با دوچرخه و خوراک و اسکان و غیره توضیح بدین؟

مینا و حبیب: به طور کلی در مورد بچه‌های دوچرخه‌سوار یا بهتر بگیم خود ما، کمپینگ اصلی‌ترین روش اقامته. یعنی زمانی‌ که تو جاده هستیم تا از شهری به شهر دیگه برسیم، بنا به محل و موقعیت جغرافیایی از چادر برای اقامت استفاده می‌کنیم و هر روز بعد طی کردن میزان کیلومتری که تعیین کرده بودیم، قبل از تاریک شدن هوا به دنبال جای مناسب برای چادر زدن می‌گردیم.

محل خواب یک شب ما در بیابان‌های شیلی

موضوع بعدی این‌که ما همیشه توی وسایلمون در حالت عادی برای سه روز غذا ذخیره می‌کنیم. این موضوع توی کشورهایی مثل آرژانتین که مسافت‌ها طولانیه و گاهی تا سیصد کیلومتر هیچ شهر و آبادی‌ای نیست جدی‌تره. توی این شرایط ما حتی برای روزهای بیشتری هم غذا ذخیره داریم تا در صورتی‌که به رستوران و غذاخوری‌ای نرسیده باشیم حتما غذای آماده داشته باشیم. معمولا در طول روز اگه به رستوران یا آبادی‌ای برسیم از اونجا غذا تهییه می‌کنیم و سعی می‌کنیم از این زمان برای استراحت خودمون استفاده کنیم ولی اگه توی شهری ساکن شده باشیم غذای خودمون رو می‌پزیم.

استراحت ظهرگاهی و فرار از دمای بالا در عبور از خشک‌ترین بیابان دنیا، سحرای آتاکاما، شیلی

در صورت پیدا نکردن جای کمپ مناسب، به خصوص نزدیک شهرهایی که مقصد ما نیست، روش‌های دیگه‌ی اقامت مطرح میشه ولی اولویت همیشه با کمپ کردنه.

در مورد خورد و خوراک هم از اونجایی که ما دوچرخه می‌رونیم و بدنمون نیاز به انرژی خوب و پروتئین داره، به هیچ وجه درمورد غذا صرفه‌جویی نمی‌کنیم. در نتیجه همیشه سعی می‌کنیم بالانس تغزیه‌مون رو حفظ بکنیم. خوب در زمان‌های خاصی که موقعیتش وجود نداشته باشه شرایط فرق داره و از غذاهای  آماده‌ای که داریم استفاده می کنیم ولی زمانی که به شهر و امکانات دسترسی داریم، با استفاده از دو سایت وارم شاور که مخصوص دوچرخه سوارهاست و سایت کوچسرفینگ میزبان پیدا کرده و اونوقت می‌تونیم تو خونه‌ی میزبان‌هامون برای خودمون غذای خوبی تهیه کنیم.

شیرهای دریایی در حیات وحش پاتاگونیا، آرژانتین

البته اینطور نیست که همیشه این شرایط مهیا باشه که بتونیم در منزل دوستان دوچرخه سوار و یا کوچسرفینگ اقامت کنیم. در نتیجه هر وقت امکان این سبک اقامت برامون فراهم نشد، از سایت بوکینگ داتکام یک اقامتگاه مناسب پیدا می‌کنیم. به جز این موارد، شرایط سفر متاهلی با مجردی کمی فرق داره. ما چون دو نفر هستیم خیلی وقت‌ها برامون بعضی کارها مثل آشپزی مقرون به صرفه است ولی ممکنه همین قضیه برای یک فرد مجرد چندان از نظر زمانی و مالی مقرون به صرفه نباشه.

کوه‌های فیتزروی در غرب آرژانتین

توی این قسمت چایخونه، مینا و حبیب، زوج جهانگرد دوچرخه سوار از یکسری تجربه‌های خیلی کاربردی‌شون برای سفر با دوچرخه به دور دنیا گفتن. هرچند که کلی حرف دیگه در مورد ویزا و وسایل مورد نیاز سفر و اینکه اصلا چطور همچین تصمیم بزرگی رو بدون ترس گرفتن باقی مونده. پس برای بیشتر دونستن از این زوج جهانگرد و یاد گرفتن نکته‌های سفر با دوچرخه، قسمت دوم چایخونه رو که هفته بعد منتشر میشه از دست ندین.

0

18 کامنت

  1. سلام مریم خانم.حالتون چطوره؟امیدوارم خوب باشین.من چند ماهه نوشته هاتونو دنبال میکنم هم اینجا هم تو اینستا ولی تا حالا کامنت نذاشته بودم.سفر آقا حبیب و مینا خانمم کج دار و مریز دنبال میکردم واقعا دمشون گرم.البته من خودم از سفر قبلیشون که اروپا بود بیشتر خوشم اومد مخصوصا آلمان و ایتالیا ولی خب این نظر شخصی منه.منم مث همه سفردوستا خیلی جاها هست که دوست دارم بهشون سفر کنم ولی خب همونجور که میدونین یه مانع مهم وجود داره:پول!ایشالا هر وقت موقعیتش جور شد منم مثل شما دوست دارم برم به سرزمین ابر بلند سفید!یه آشنا هم اونجا دارم.یه دوست خونوادگی که پنج شش سال ایران زندگی کرده بود و اینجا رو خیلی دوس داشت(شوهرش ایرانیه) ولی الان چند ساله برگشته نیوزیلند.البته خودشم اصالتا نیوزیلندی نبود به قول اونجاییا islander بود اما میدونین که اونا فرهنگشون خیلی به هم نزدیکه زبان مائوری هم بلد بود.ببخشید خیلی طولانی شد.منتظر قصه های قشنگتون از اون سمت دنیا هستیم.امیدوارم همیشه موفق باشین.راستی سال نوتون هم مبارک.Happy New Year!

  2. سلام من چند سالی دارم از مطالبتون برای بهتر شدن سفرهام استفاده میکنم.یک سالی هست ک دارم بهر روشی سفر میکنمالبته بیشتر دوچرخه و یک هفته دیگه سفر من ب نوار مرزی ایران شروع میشه

  3. من که نتونستم بفهمم این زوج حتی همون هزینه ی کمی هم که برای سفر تهیه می کنند از کجاست ؟ استعفا که دادن ، کار در سفر هم نمیکنن ، پس منظورشون از اینکه میگن ما خودمونو از نظر هزینه اماده میکنیم از قبل چیه ؟ منبعش مشخص نشد اصلا ؟ مثلا آسو و آشی فهمیدیم فیلمبردارن اما این زوج مشخص نیست

    • کرشمه جان نمی‌دونم چه بخش این ماجرا باز هم برات گنگ بوده. مینا و حبیب همونطور که خودشون گفتن دو تا آدم تحصیلکرده هستن که سال‌ها سخت کار کردن و برای موفقیت و شناخته شدن تو حرفه‌شون تلاش کردن و رسیدن به یک ثبات نسبی حرفه‌ای و مالی برای دو نفر تو استانه‌ی چهل سالگی خیلی موضوع پیچیده‌ای نیست. حالا این وسط به گفته ی خودشون قید خیلی خرجهای بیخودی رو می‌زنن و قبل سفرهاشون جدی‌تر از قبل کار می‌کنند و پول پس انداز می‌کنند و بعد سفر میرن، اون هم نه سفر پر هزینه. معادل پولی که بچه ها هرکدوم برای یک سال سفر امریکای جنوبی هزینه کردن تقریبا برابر یک تور دو هفته ای اروپاست که خیلی ها هزینه اش رو پرداخت میکنند و میرن. پس اینقدر با شک و تردید به مسایل نگاه نکنیم.
      شاد باشی

  4. من هنوز توی انتخاب شغلم موندم برای پول درآوردن و بعد سفر کردن. دلم میخواد سریع تر این مرحله رو بتونم رد کنم تا بتونم همه جای دنیا و ایران رو ببینم.
    مریم ممنون بابت مطالب مفید و انرژی مثبت.

  5. سلام . ببخشید من هرچقد بالا پایین کردم متنو دقیقا نفهمیدم درامدشون از چیه؟ گقتن همه چیو فروختن. ولی خب مگ چقد میشده؟ یا اگ تمو شه چی؟ بلاخره هیچ کاریانجام نمیدن؟ منظور ازین ک قبل سفرها سخت کار میکنن چ کاریه.ممنون میشم جواب بدی مریم جان.

    • ساغر جان سلام. فکر نمی کنم اینقدر پیچیده باشه. حبیب و مینا دو ادم توانای موفق هستن که مسئولانه کار می کنند و هزینه سفرشون رو در میارن. فک کنم اگه بخش معرفی و همینطوری پاسخی که به کامنت کرشمه دادم رو بخونی بهتر متوجه بشی. شاد باشی:)

  6. من تمام مراحل سفر مینا و حبیب عزیز رو دنبال کردم نگران میشدم شاد میشدم تو بیابون ها خسته میشدم نگران کمپ کردن شون بودم خلاصه انگار خودم رفتم سفر فوق العاده ن این دونفر من که خیلی یاد گرفتم ازشون و امیدوارم ببینمشون

  7. مریم جان مهربون شاید چون شما بیشتر این زوج رو میشناسید براتون اصلا گنگ نباشه …ولی من خط به خط رو چند بار خوندم تا شاید دستم بیاد این هزینه ها از کجا تامین میشه…حتما همینطوره که ادمای موفق و پرتلاشی باید بوده باشن که همچین اتفاقی افتاده باشه ولی اگه خودت دوباره متن رو بخونی مطمینا میبینی این عزیزان فقط از ترک کار و استعفا و فروختن دارایی ها گفتن!!!
    و اینکه بعد از اومدن از سفر تکلیف شغلهاشون چیه؟

ارسال کامنت