رکاب به سرزمین‌های دور با زوج جهانگرد | قسمت دوم

8

“اینجا یه چایخونه بین راهیه، وسط ناکجاآباد زندگی. جایی که آدم‌ها از مسیرها و راه‌های جورواجور راهشون بهش می‌افته، می‌شینن یه فنجون چای باهم می‌خورن و بعدش میرن پی زندگیشون. چیزی هم که این وسط به خاطر می‌مونه طعم اون چای و عطر اون حرف‌هاست و باور این‌که میشه جور دیگه‌ای هم زندگی کرد.”

خیلی از آدم‌ها وقتی که حرفی از سفر با دوچرخه و جهانگردی می‌شنون، تو ذهنشون یک جوون مجرد رو تجسم می‌کنند که مسئولیت چندانی توی زندگی نداره. این در حالیه که مینا و حبیب، یه زوج دوچرخه‌ سوار جهانگردی هستند که به طور طولانی و با دوچرخه‌هاشون سفر می‌کنند و زندگی حرفه‌ایشون هم به اندازه‌ی سفرهاشون براشون مهمه.

توی قسمت اول چایخونه، مینا و حبیب از خودشون و سبک سفر با دوچرخه و هزینه‌های سفر به امریکای جنوبی گفتند. توی این قسمت هم بچه‌ها از چالش‌های سفر متاهلی با دوچرخه میگن و دغدغه‌های از دست دادن کار و نحوه‌ی شروع سفر و سیر تا پیاز وسایلی که برای سفر با دوچرخه لازم دارین! با مینا و حبیب توی چایخونه همراه باشین.

-بچه‌ها برامون از لحظه‌ی تصمیم‌گیری برای این سفر بگین. آیا از اینکه بعد برگشتن نتونید کار مناسبی پیدا کنید نترسیدین؟

مینا: البته باید این توضیح رو بدم که ما از دو سال قبل در حال پس‌انداز پول برای این سفر بودیم و صد البته این ترس برای ما هم وجود داشته. من یادمه زمانی که حبیب موضوع این سفر رو مطرح کرد، ابتدا هر دو از اینکه کار رو تعطیل کنیم و راهی سفر بشیم دلهره داشتیم. یعنی اینطور نبود که ادعا کنیم همچین دغدغه‌ای به هیچ وجه برای ما وجود نداشت، ولی ما تونستیم از این مرحله گذر کنیم.

وقتی حبیب ایده‌ی سفر به امریکای جنوبی رو با من مطرح کرد، نظر من این بود که ما نباید از همچین تصمیمی بترسیم. به خاطر همین حبیب رو تشویق کردم تا دفترش رو جمع کنه و کارهای باقی‌مونده رو تحویل بده. حبیب هم بالاخره یک روز این تصمیم بسیار سخت رو گرفت و تونست دفتری که پر از وسیله برای فروش بود رو توی یک روز جمع کنه و کار رو تموم بکنه.

من خودم هم شش ماه قبل از این سفر بود که کار ثابتم رو تعطیل کردم. هیچ کدوم از این تصمیم‌ها راحت نبود ولی هرکسی می‌تونه با توجه به اهمیتی که یک هدف براش داره، از این مرحله بگذره و برای ما اون هدف خیلی پررنگ بود.

در حال عبور از صحرای آتاکاما، شیلی

ما آدم‌هایی هستیم که به خودمون ایمان داریم و مطمئنیم که وقتی برگردیم، بازهم می‌تونیم کسب درامد کنیم. البته به قول حبیب، هر کاری یک هزینه‌ای داره. هزینه‌ی ما هم برای این سفر از دست دادن شغلمون بود و پیشرفتی که قاعدتا اگه توی این مدت می‌موندیم می‌تونستیم بدست بیاریم. ولی خوب ما این هزینه رو پرداخت کردیم تا این سفر رو انجام بدیم. هزینه‌ی سفر ما دو سال از زندگی‌مون بود ولی الان که تو پایان سفرمون هستیم، هر دو باور داریم اون چیزی که بدست آوردیم خیلی گرانبهاتر از اون چیزیه که با موندن به دست می‌آوردیم.

بر فراز شهر ریودوژانیرو، برزیل

-این که همه چیز رو جمع کردین، شامل خونه و زندگی توی ایرانتون هم شد؟

حبیب: همونطور که مینا هم قبلا اشاره کرد، شرایط سفر متاهلی با شرایط سفر مجردی بسیار متفاوته، مخصوصا اگه این سفر با دوچرخه انجام بشه. علت این ماجرا هم اینه که چالش‌های فیزیکی این سفر خیلی نسبت به سفر کوله‌گردی بیشتره و این چالش‌ها آمادگی روحی بسیار زیادی می‌خواد. اینو بیشتر از این لحاظ مطرح کردم که ما مثل مجردها نمی‌تونیم بیخیال سفر کنیم و راه بیفتیم که حالا هرچی شد، شد. سفر متاهلی و تعهدی که به همدیگه و خونواده‌های همدیگه وجود داره، کمی آدم‌ها رو محتاط‌تر و با برنامه‌ریزتر می‌کنه.

ما قبل این سفر یک سری کارها رو توی ایران انجام دادیم، یعنی چندین سال با جدیت کار کردیم، خونه خریدیم و الان هم که برگردیم این خونه سرجاش هست. یعنی با توجه به شرایط سنی و زندگیمون، سعی کردیم که این ریسک رو تا حدی کمتر کنیم تا وقتی برگشتیم  ثبات زندگیمون بیشتر باشه و دغدغه‌های کمتری تو این زمینه داشته باشیم.

محل کمپ ما در ارتفاعات کشور اکوادور

-اصلا انگیزه و جرقه‌ی اصلی برای این سفر از کجا شروع شد؟

حبیب: باید یک نکته‌ای رو اشاره کنم که در مورد ما سفر به امریکای جنوبی تنها سفر زندگی‌مون نبوده که بگیم انگیزه‌ی پشتش چی بوده. سفر کردن از بچگی رویای من بوده و دوست داشتم بیشتر و بیشتر ببینم. کتاب ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی هم جزو کتاب‌هایی بود که منو خیلی تکون داد.

این سفرها ده ساله که داره انجام میشه و به طور کلی هر سفر یک درک جدید برای آدم بوجود میاره و هرچی بیشتر سفر میکنی ذهن هم بازتر میشه. از اونجایی که محیط زندگی ایران محیط بسته‌ای هستش، امکان خیلی از تجربه‌هایی که توی بقیه جاهای دنیا عادی تلقی میشه و در نتیجه رشدهایی که برای ادم‌ها به واسطه‌ی اون تجربه‌ها بدست میاد، وجود نداره. ما تو سفرهامون دنبال اون رشدها هستیم؛ رشدی که اونقدر تاثیرش زیاده که نمیشه تو دو جمله در موردش توضیح داد. رشدی که به طور کلی نگاهت به زندگی و ادم ها رو تغییر می‌ده.

ارتفاعات ۴۴۰۰ متری کوه‌های آند کشور پرو

-سفر کردن با دوچرخه به شکل یک زوج چه تفاوتی با تنها سفر کردن داره؟

حبیب: توی سفر با دوچرخه چالش‌های فیزیکی و روانی زیادی جلوی روی آدم هست: معلوم نبودن محل خواب شب، گرما و سرمای هوا، بارندگی، سربالایی، باد و خلاصه خیلی اتفاق‌های این مدلی که گاهی از ظرفیت آدم خارج شده و اونو به چالش می‌کشه. به خاطر همین گاهی خیلی سخته که آدم بتونه خودش رو توی این شرایط سخت کنترل و مدیریت کنه. از اونجایی که هردو نفر زیر این فشار هستن، اگه حتی یک نفر هم نتونه خودش رو کنترل کنه، نفر دیگه هم لبه‌ی تیغ ایستاده و اون هم به سادگی از کوره در میره. در نتیجه کوچکترین چیزی میتونه تعادل روانی هر دو نفر رو بهم بزنه.

روزهای سخت رکابزنی در جاده های کشور اروگوئه

تفاوت اصلی سفر مجردی و متاهلی هم تو همینجاست. وقتی یک خانم و اقا دارن باهم سفر می‌کنند، چون توان جسمی و روحیشون با هم فرق داره و البته سلیقه‌های شخصی هرکس با اون یکی متفاوته، چالش‌های بیشتری شکل می‌گیره.در نتیجه مدتی زمان می‌بره که دو نفر بتونن باهم از نظر جسمی و روحی بالانس بشن. به طور کلی برای رفتن به همچین سفری باید رابطه‌ی خیلی خوبی بین دو طرف وجود داشته باشه که بتونن باهم به این شکل سفر کنن و از پس بحران‌ها و چالش‌هاش بر بیان.

محل خواب و استراحت ما در سفر ۳۱ روزه بر روی رود آمازون، برزیل

-اصلا با وجود این همه سختی، چرا سفر با دوچرخه رو انتخاب کردین؟

علت انتخاب این سبک سفر اینه که ما این سبک سفر رو می‌پسندیم چون فرصت معاشرت بیشتری با آدم‌های مختلف برای ما بوجود میاره. برای ما مهم‌ترین بخش سفر مسیر هست و نه مقصد و جذابیت اصلی سفر برای ما داستان‌هایی هست که در طول این مسیر بوجود میاد.

آدم‌ها معمولا با دوربین و دوچرخه خیلی خوب ارتباط برقرار می‌کنند و وقتی تو رو سوار بر دوچرخه می‌بینند، بهت نزدیک میشن. اصلا عمده جذابیت سفر ما به خاطر ادم‌ها هست و توی همین ارتباط با ادم‌هاست که چیزهای زیادی رو یاد می‌گیریم. علاوه بر این بحث فیزیکی این سبک سفر و اینکه با کمک انرژی بدنی خودت کشورها رو پشت سر می‌گذاری، خیلی ارضا کننده است.

همونطور که توضیح دادم این سبک سفر چالش‌های زیادی داره ولی در عین حال فرصت مناسبیه که خودمون رو محک بزنیم و ببینیم که نهایت ظرفیتمون و نقاط ضعف و قوتمون کجاست. معمولا تو شرایط عادی زندگی خیلی امکان این محک زدن وجود نداره ولی توی شرایط سخت سفر میشه در موردش چیزهای زیادی فهمید. این موضوع برای ما یک نوع خودشناسی خیلی عمیق به حساب میاد.

روزهای سخت رکاب‌زنی در جاده‌های گل‌آلود کشور اروگوئه.

-بچه‌ها برای ویزا هم تا به حال به مشکلی برخوردین و به طور کلی چطور این موضوع رو حل می‌کنید؟

ما معمولا تلاش می‌کنیم که ویزاها رو از داخل ایران بگیریم ولی بسته به اینکه سفر ما به کدوم قاره است و این سفر چه مدت زمان می‌بره، گاهی امکان اقدام کردن برای ویزا از داخل خاک ایران وجود نداره.

از اونجایی که ما با پاسپورت ایرانی سفر می‌کنیم، همچنان بخش ویزا یکی از سخت ترین بخش های سفر هست و با وجود این‌که بعد اینهمه مدت راه و چاه ویزا گرفتن تا حدودی دستمون اومده، ولی همچنان مواردی پیش میاد که موفق به گرفتن ویزا نمی‌شیم، مثل ویزای کلمبیا و یا کانادا.

رد سیل در جاده‌های پرو.

 -در مورد یکی از خاص‌ترین ادم‌هایی که توی این سفر دیدین برامون بگین.

حبیب: جواب دادن به این سوال با توجه به تعداد زیاد آدم‌هایی که توی سفرهامون دیدیم واقعا سخته ولی در این بین می‌تونم به میزبان‌هامون –وندل و سارا- توی برزیل اشاره کنم. بار اولی که باهاشون آشنا شدیم سه چهار روزی رو پیششون و تو خونه‌ی بسیار زیباشون موندیم وحسابی لذت بردیم. موقع ترک کردن اون شهر، بچه‌ها هماهنگی‌های لازم رو انجام دادن تا به خونه‌ی دوستشون که تو شهر بعدی قرار داشت و ۱۲۰ کیلومتر از اونجا فاصله داشت بریم. ما هم همین کارو کردیم ولی درست همون موقع بود که مینا مریض احوال شد. چند روز بعد طبق قراری که گذاشته بودیم، سارا و وندل دوباره پیش ما اومدن و این دو خانواده حسابی ما رو برای کارهای بیمارستان به خصوص از جهت ندونستن زبون پرتغالی کمک کردن.

با توجه به این‌که مینا هنوز به مراقبت و رسیدگی نیاز داشت،  سارا و وندل دوباره به ما پیشنهاد دادن که به شهر و خونه‌ی اونها برگردیم تا بتونن همچنان به مینا رسیدگی کنن. سارا هم روز بعد رو از محل کارش مرخصی گرفت تا بتونه کارهای بیمارستان مینا رو انجام بده و بعد با اصرار ما رو چند روز دیگه پیش خودشون نگه داشتن تا همه چیز مرتب بشه. این ادم‌ها با صاف و ساده و مهربون بودنشون بدون شک جزو خاص‌ترین ادم‌های این سفر بودن.

بر روی رود آمازون، کشور پرو

– برای جمع‌بندی این گفتگو، میشه یه لیست کامل و کاربردی از وسایلی که برای سفر با دوچرخه لازمه بهمون بدین؟

۱_دوچرخه: دوچرخه بسته به بودجه و نوع سلیقه میتونه متفاوت باشه.ولی پیشنهاد ما دوچرخه نوع شهریه (crossway) که سایز طوقه‌هاش  ۲۸ هست. این دوچرخه شرایط بهتری رو برای مسافت‌های طولانی و حمل بار نسبت به دوچرخه‌های کوهستان و کورسی فراهم می‌کنه. برای  راحتی و دردسر کمتر لوازم هم، ما برند شیمانو ، مدل الوویو به بالا رو پیشنهاد می‌دیم.

۲_خورجین و کیف: خورجین دوچرخه، کوله‌ی حمل، کیف کمری،کیف پاسپورت.

۳_لوازم دوچرخه: لاستیک اضافه، تیوب اضافه، لوازم پنچرگیری(چسب مایع، چسب لاستیکی، سمباده، تایلیور)، کیلومتر سنج، تلمبه، دسته اچار الن‌دار، زنجیر بازکن، کلاه ایمنی، قمقمه اب، دستکش دوچرخه، عینک دوچرخه، لباس دوچرخه‌سواری، شلوار و یا شورت پددار دوچرخه سواری، قفل دوچرخه، لباس لایت‌دار جهت دید در شب.

۴_لوازم کمپ: چادرضد اب، زیر انداز ضد اب و ضخیم برای زیر چادرمثل فوم، زیر انداز داخل چادر، کیسه خواب، بالشت بادی.

۵_پوشاک زمستانی: لباس گرم، پلار، بیس لایر و یا استرچ مناسب، کت پر، شلوار گرم، بارانی، بادگیر، کلاه گرم، جوراب گرم، کفش مناسب، دستکش گرم.

۶_پوشاک تابستانی: کلاه افتابی، جوراب نازک، لباس زیر، تیشرت نازک، شلوار، شلوارک، مایوشنا، عینک شنا، دستمال گردن،صندل.

۷_لوازم حمام: حوله، لیف، شامپو، صابون،دمپایی.

۸_لوازک الکترونیکی: دوربین عکاسی با شارژر، مموری اضافی، باطری اضافه، موبایل با شارژر، تبلت با شارژر، لپ‌تاپ باشارژر ،کابل رابط ،مموری ریدر،پاور بانک،هارد اکسترنال، چراغ قوه،هد لامپ.

۹_لوازم اشپزخانه: اجاق خوراک پزی (ترجیحا چند سوخته)،سوخت، قابلمه، ماهیتابه، قوری،لیوان، کارد، قاشق، چنگال، فندک، اسکاچ، مایع ظرفشویی.

۱۰_موادغذایی: چای یا قهوه، نمک، روغن، ادویه، ماکارونی، کنسرویجات، اب اشامیدنی.

۱۱_لوازم بهداشتی: مسواک، خمیر دندان، نخ دندان، کرم ضد افتاب، اسپری ضد پشه، ناخن گیر، مام، اسپری، شانه و برس، تیغ ژیلت یا ماشین اصلاح همراه با شارژر، دستمال مرطوب، دستمال کاغذی.

۱۱_مدارک و لوازم شخصی: پاسپورت، کپی پاسپورت، کارت شناسایی، کپی ویزاها، عکس ۳.۴ و۶.۴، کارت اعتباری، کیف پول،وجه نقد، ساعت مچی.

۱۳_دارو و کمک‌های اولیه: باند کشی، چسب زخم، محلول ضدعفونی کننده مثل بتادین، قرص سرما خوردگی ،ویتامین ث،مکمل منیزیم، چسب بخیه، ژلوفن، پودر او آر اس⁦⁦(محلولی که حاوی الکترولیت هاست)

نمکزار ایونی بزرگ‌ترین سطح نمکی دنیا در کشور بولیوی

گفتگوی ما با مینا و حبیب اینجا تموم میشه، هرچند تجربه‌ها و نکات کاربردی‌ای که از سفر با دوچرخه باهامون شریک شدن، دیدمون رو نسبت به این سبک سفر کلی بازتر کرد.

اگه هنوز فرصت نکردین قسمت اول این گفتگو رو بخونید، این مقاله رو از دست ندین. نظرها و سوال‌هاتون در مورد این قسمت چایخونه رو هم مثل همیشه برامون بنویسین تا سر فرصت بهشون برگردیم. شاد باشید و سبک‌تر!

 

0

8 کامنت

  1. خیلی هیجان انگیز بود. مرسی مریم جون. من خیلی دوس دارم سفر کردن رو. ولی با دوتابچه محصل نمیشه .واقعا سخته. اونم این سفرهای طولانی.

  2. کیفففف کردم واقعااا آرزوی منه این سبک سفر البته باید به شرایط جسمانی خوب مینا هم اشاره کرد که میتونه رکاب بزنه هر چند کند،مریم عزیز من زیر دست خودت حدود به ساعت پیش همین قضیه ویزا رو‌مطرح کردم در سفرهایی مه ممتد هست و‌ داری به عنوان یه جهانگردی که از کارش استفا داده میری،این دو‌عزیز اشاره مختصری داشتن اما نه کامل،شاید صلاح دونستن درباره این مساله از اونجایی مه خیلیها سواستفاده میکنن بیشتر توضیح ندن،اما خواهش از شما اینه که جواب سوال من رو ازشون بگیرید و در قورت امکان ایمیل کنید،چون واقعا سخته حتی واسه منی که نسبتا خوب دارم مسافرت میکنم

    • الهام جان ببین گرفتن ویزا برای کشورهای مختلف نه نیاز به معجزه داره و نه اسرار مخفی. معمولا اگه تمام مدارک مورد نیاز کشور مورد نظر رو به درستی ارائه بدی و همین طور دلایل کافی برای برگشت به کشور خودت داشته باشی امکان گرفتن ویزا رو داری. هرچقدر هم این وسط پاسپورتت مهرهای ویزای بیشتری بخوره، از نظر سفارتها ادم مورد اعتماد تری به حساب میای. البته فراموش نکن که سفارتها خیلی به ویزایی که با تورها گرفته میشه اهمیت نمیدن. ولی بعضی وقتها هم میشه که قوانین یک کشوری خیلی سفت و سخته و اون وقته که موفق به گرفتن ویزا نمیشی، مثل چیزی که برای مینا و حبیب هم رخ داد. پس خیلی موضوع رمزالود نیست! موفق باشی:)

  3. مریم عزیزم تجربیات من هر چند موفقیت آمیز بوده اما همیشه با استرس بوده چون مساله اینه که اثبات اینکه جهانگردی و‌میری و برمیگردی برای ما ایرانیها مشکل هست،اکثرا شک میکنن که نیایی،چون حبیب و‌مینای عزیز برخی از ویزاهاشون رو در حین سفر گرفتن هرچند توصیه نمیکنن چون ممکنه سختگیری بشه،این سوال مطرح شد که از تجربیات خودشون در حین سفر اطلاعات بیشتری بدند،به هر حال این دو‌عزیز و مابقی بچه های تیم سبکتر الگویی هستند برای ما ،با آرزوی سلامتی و‌موفقیت برای همه شما خوبان😊

ارسال کامنت