رکاب‌زنان تا هزاران مایل به ناکجاآباد| قسمت اول

22

“اینجا یه چایخونه بین راهیه، وسط ناکجاآباد زندگی. جایی که آدم‌ها از مسیرها و راه‌های جورواجور راهشون بهش می‌افته، می‌شینن یه فنجون چای باهم می‌خورن و بعدش میرن پی زندگیشون. چیزی هم که این وسط به خاطر می‌مونه طعم اون چای و عطر اون حرف‌هاست و باور این‌که میشه جور دیگه‌ای هم زندگی کرد.”

سفر به دور دنیا با یک دوچرخه‌ی معمولی برای خیلی‌ها یک آرزوی بزرگ و دست‌نیافتنیه، چه برسه به این‌که این سایکل توریست قصه‌‌ی ما، یک زن جوون کاملا معمولی ایرانی باشه که ترس‌هاش رو پشت سر گذاشته و بدون داشتن پول زیاد، جاده‌های زیادی از دنیا رو رکاب زده تا به آرزوی دوران کودکیش برسه.

توی این قسمت چایخونه نوشین برامون از سه سال سفر با دوچرخه به دور دنیا میگه؛ از این‌که چی شد این سفر رو انتخاب کرد، چطور با ترس‌هاش کنار اومد و با چقدر پول این سفر رو شروع کرد. با نوشین و دوچرخه‌اش هم‌رکاب بشیم و قصه‌اش رو بخونیم.

-برامون یکم از نوشین بگو، از این‌که قبل سفر کی بود و چی‌کار می‌کرد؟

من نوشین هستم و سال ۱۳۶۳ توی تهران توی یک خانواده خوب متوسط به دنیا اومدم. بعدتر توی دانشگاه حقوق خوندم و کارهای مختلفی از جمله وکالت، مارکتینگ، نقاشی و طراحی دیوار، ساخت بدلیجات، جواهر و صنایع دستی رو امتحان کردم. از همون بچگی عاشق سفر بودم و هروقت فرصتش می‌شد تنها یا با خانواده به یک گوشه‌ای از ایران سفر می‌کردم.

ایران سال ۱۳۹۴

-نوشین سفر طولانیت از کجا شروع شد و به کجاها سفرکردی؟

سال ۲۰۱۴ بود که برای یک سفر کوله‌گردی سه ماهه به هند، نپال، تبت و چین رفتم. بعد از اون بود که با دیدن دوچرخه‌سوارها و سایکل توریست ها مطمئن شدم عاشق سفرم و واقعا می‌خوام سفر با دوچرخه رو شروع کنم. سفرم با دوچرخه از تاجیکستان شروع شد. یعنی دوچرخه‌ام رو از ایران به ارمنستان بردم و از اونجا با هواپیما به دوشنبه پایتخت تاجیکستان رفتم و یک سفر ماجراجویانه رو شروع کردم که در نهایت سه سال طول کشید.

سایکل توریست در تاجیکستان
جاده‌های تاجیکستان سخت و نفس گیره!

این سفر از تاجیکستان به سمت قرقیزستان -بیشکک- ادامه پیدا کرد. بعد از اونجا وارد کشور لائوس تو آسیای جنوب شرقی شدم و از لائوس به سمت کامبوج، ویتنام، تایلند، مالزی وسنگاپور رکاب زدم. از اونجا هم وارد نیوزیلند شدم و بعد از سفر تو نیوزیلند به امریکای جنوبی رفتم. شیلی، بولیوی، پرو، اکوادور و کلمبیا کشورهایی بودن که توی امریکای جنوبی با دوچرخه‌ام سفر کردم و از اونجا به انگلیس پرواز کردم. اسمی که من برای این سفر انتخاب کرده بودم هزاران مایل به ناکجاآباد بود، چون توی این سفر مقصد برای من اهمیتی نداشت و راهی که در پیش گرفته بودم مهم بود.

سفر با دوچرخه در لائوس
رکاب زدن رو دوچرخه به تو فرصت دیدن از نزدیک و لمس زندگی مردم محلی رو میده. عکس تو کشور لائوس

-اصلا برامون بگو که این انگیزه‌ی سفر با دوچرخه از کجا اومد؟

من از بچگی آرزوی سفر با دوچرخه به دور دنیا رو داشتم، ولی خوب مثل خیلی آرزوهای دیگه  اینم یک آرزوی دور بود که خیلی جدی گرفته نمی‌شد. حتی یادمه اون موقع‌ها یک ‌بار به خواهرم گفتم که بیا دوچرخه‌هامون رو برداریم و تا شمال بریم. اون موقع من دوازده سالم بود و اون شش سالش! یادمه با خوراکی‌هایی که برداشته بودیم تا سر کوچه رفتیم ولی بعد نیم ساعت خواهرم زد زیر گریه که دلم برای مامان بابا تنگ شده و به خاطر همین مجبورشدیم برگردیم خونه. یادمه که خوراکی‌هامون رو سر کوچه خوردیم و برگشتیم و رویای بزرگ من همونجا متوقف شد، ولی این خاطره خیلی پررنگ تو ذهن من باقی موند چون همیشه فکر می‌کردم که باید بالاخره یک سفر با دوچرخه برم.

نوشین قره گز
اگه به آرزوهامون ایمان داشته باشیم، بالاخره یک روزی بهشون می‌رسیم

بعد از این‌که بزرگ‌تر شدم، تبدیل شدم به یک زن خیلی معمولی با ویژگی‌های خاص خودم که دوست داشت زندگی متفاوتی داشته باشه. به خاطر همین همیشه آرزو داشتم که  یک سایکل توریست بشم و با دوچرخه‌ام به دور دنیا سفر کنم. هرچند این آرزو برای من خیلی دست‌نیافتنی بود و همیشه فکر می‌کردم که سال‌ها طول می‌کشه تا بهش برسم، تا اینکه تو سن ۲۹ سالگی بالاخره سفر با دوچرخه رو شروع کردم.

از این قطارهای قدیمی توی نیوزیلند برای برگزاری مراسم عروسی استفاده می‌کردن!

موضوع اصلی این بود که این انگیزه همیشه توی من وجود داشت ولی اون جرقه‌ی اصلی برای پا گذاشتن توش با دیدن دوچرخه سوارها و سایکل‎ توریست‌ها و کوله‌گردها توی هاستل‌های گرجستان شروع شد. همون‌جا بود که با یک دوست انگلیسی آشنا شدم که با دوچرخه سفر می‌کرد. یادمه با خودم گفتم که واقعا چه چیزی توی وجود این خارجی‌ها هست که بهشون جرات میده همه چی رو رها کنن و به یه همچین سفری برن، چیزی که برای من مثل یک خواب و رویا بود. یادمه کلی ازشون سوال و تحقیق می‌کردم ولی هیچ‌وقت به نتیجه‌ای نمی‌رسیدم که بالاخره منم می‌تونم این کاررو بکنم یا نه. البته من تو ایرانم هم دوچرخه داشتم و گاهی سفرهای کوتاهی مثل فاصله خونه تا پارک سرخه حصار رو با دوچرخه می‌رفتم ولی اینکه بخوام یه سفر طولانی رو شروع کنم همیشه برام یک رویا بود و براش خیلی ترس داشتم.

تا این‌که یک گروه از دوستان دوچرخه‌سواری که توی گرجستان باهاشون آشنا شده بودم در ادامه‌ی سفرشون به ایران اومدن و وقتی هیجان و علاقه‌ی شدید من رو دیدن بهم پیشنهاد دادن که برای یک سفر داخلی بهشون ملحق شم تا اگه امکانش بود بقیه‌ی سفرها رو باهاشون ادامه بدم. اینجوری بود که برای من جرقه‌ی سفر به دور دنیا با دوچرخه زده شد.

سفر با دوچرخه نوشین قره گز
همسفر خوب واقعا توی سفر با دوچرخه معجزه می‌کنه. این عکس دوست‌های خارجی من رو نشون میده که سفر رو باهاشون شروع کردم.

-نوشین آیا فکر می‌کنی برای شروع همچین سفری از قبل آماده بودی؟

واقعیتش اینجوری نبود که من سال‌ها برای این سفر برنامه‌ریزی و تمرین کنم و آماده بشم. درواقع من اصلا برای این سفر آماده نبودم چون سفر من از یکی ازسخت ترین جاده‌های دنیا به نام رشته‌کوه‌های پامیر توی تاجیکستان شروع شد، مسیری آفرود با ارتفاع زیاد و منی که هیچ تجربه‌ای توی این زمینه نداشتم و زبان انگلیسیم  هم در حد ابتدایی بود.

جاده‌ی پامیر یکی از سخت‌ترین مسیرهای دوچرخه سواریه.

وقتی که تصمیم به شروع سفر با دوچرخه گرفتم، هیچ ایده‌ای نداشتم که این سفر قراره چه مدت طول بکشه و چه اتفاق‌هایی قراره در طول این مسیر بیفته، ولی این سفر رویای تمام بچگی‌م بود. به خاطر همین با وجود اینکه حتی از نظر جسمانی هم آمادگی کافی برای شروعش نداشتم بازهم تصمیم گرفتم که پا توی این راه بذارم، چون می‌خواستم شروع کنم و ادامه بدم. ولی این خواستن به هیچ‌وجه تصمیم ساده‌ای نبود و پر از ترس و دلشوره و دلهره و ناهماهنگی و یک روحیه‌ی بد و شرایط سخت زندگی بود. به خصوص که تازه بعد یک‌سری مشکلات جدی تو زندگی، بالاخره به یک بالانس نسبی و زندگی روتین رسیده بودم و ول کردن این صلح نسبی‌ای که به زندگیم برگشته بود کار ساده‌ای نبود.

ولی موضوع این بود که من می‌خواستم که خودم رو توی زندگیم محک بزنم، به‌خاطر همین هم خودم رو تو دل ماجرا انداختم. یادمه از همون لحظه‌ی اول همه بهم می‌گفتن که این کار دیوونگیه و تو نمی‌تونی حتی یک کیلومتر هم با دوچرخه سفر کنی. من کلا خیلی اهل این ماجراها نبودم و این سفر مافوق تصورات من بود. به خاطر همین وقتی شروعش کردم تقریبا از همه‌‌ی آدم‌های دور و برم واکنش منفی گرفتم که با خودت چی فکر کردی و این کار نشدنیه. خانواده‌ام هم خیلی نگران بودن ولی بالاخره دلم رو به دریا زدم و و اینجوری نوشین سفر با دوچرخه رو به دور دنیا شروع کرد.

سفر سایکل توریست
کیلومتر شمار دوچرخه که بعد حدود ۲ سال نشون از ۹۰۰۰ کیلومتر رکاب زدن من بی‌تجربه داشت!

-نوشین پول دغدغه‌ی اصلی خیلی‌هاست، این سفر رو با چقدر پول شروع کردی؟

من توی ایران یک خونه‌ای داشتم که رهن کرده بودم. وقتی تصمیم به این سفر گرفتم خونه رو پس دادم و کل وسایل خونه رو فروختم و یک دوچرخه خریدم به قیمت حدود یک میلیون و ششصد هزار تومن که با کل وسایل جانبیش حدود دو میلیون شد. اولین سفر با دوچرخه رو هم توی ایران با یک سفر یک هفته‌ای به قشم شروع کردم که خودم رو محک بزنم. ولی حقیقتش چیز یادی از این سفر دستگیرم نشد. بعد سفر قشم بود که به یک سفر کوله‌گردی سه ماهه رفتم و بعد از اون و با دیدن سایکل توریست ها تو تصمیمم مصمم شدم و همه‌ی خرده‌ریزهای باقی رو فروختم و پولم رو به پدرم سپردم که ماهیانه بخشیش رو به من پرداخت کنه. رو این حساب به طور کلی سفرم رو تقریبا با حدود ده میلیون تومن پول شروع کردم.

اولین سفر با دوچرخه‌ی من به قشم!

البته باید بگم که توی راه هم ساپورت‌های زیادی از مردم می‌گرفتم که باعث می‌شد پول زیادی خرج نکنم. در کنار این ماجرا هم سعی می‌کردم هرجا که ممکنه توی سفر کار کنم و کمی درآمدزایی داشته باشم. این کارها می‌تونست شامل کارهای خیلی ساده و داوطلبانه مثل کمک به اعضای یک خانواده در حین اقامت باهاشون باشه. این مدل کارها رو هم از طریق سایت‌های مختلفی مثل هلپکس و دوست‌های خارجی‌ و سایکل توریست های دیگه‌ای که توی مسیر باهاشون آشنا می‌شدم، پیدا می‌کردم. علاوه بر این امکان كار توی هاستل‌ها هم همیشه وجود داشت. رویکرد مالی دیگه‌ی من برای این سفر، تلاش برای به حداقل رسوندن هزینه‌ها با استفاده از کمپ و هاستل و وارم شاور برای اقامت – سایتی مشابه کوچسرفینگ که برای سایکل توریست ها و مسافران دوچرخه‌سوار استفاده میشه- بود.

در حال پختن میرزاقاسمی برای یک خانواده‌ی تاجیک

البته باید توضیح بدم که خیلی وقت‌ها تو کشورهایی مثل تاجیکستان و قرقیزستان که امکان اقامت توی هاستل و خونه‌ی مردم وجود نداشت، مجبور بودیم فقط کمپ کنیم و شده بود که تا چهارده روز هم حموم نداشته باشیم و از فضاهای طبیعی مثل آب دریاچه استفاده کنیم. البته این موضوع با وسایل بهداشتی‌ای که به همراه داشتیم مشکل خاصی هم به حساب نمی‌اومد. ولی تو جاهایی مثل آسیای جنوب شرقی که سطح بهداشت عمومی پایین‌تر بود،من به شدت مریض و مجبور به رفتن به یبمارستان شدم. ولی در کل تو این سبک سفر از قبل ذهنت رو برای همچین موضوعاتی آماده می‌کنی و بعد راه می‌افتی.

کمپینگ سایکل توریست
برای سفر و کمپینگ نیاز به وسایل خیلی زیادی نیست و میشه با کمی تجربه تو بیشتر جاها کمپ زد.

-نوشین یعنی میگی با ده میلیون میشه به عنوان یک سایکل توریست به دور دنیا سفر کرد؟

نه من هیچ‌وقت نمی‌تونم همچین حرفی رو بزنم چون نگاه هر کس به سفر می‌تونه هزینه‌های اون سفر رو کاملا تغییر بده. من شخصا هیچ تاریخی برای انتهای این سفر نگذاشته بودم و تصمیمم بر این بود که با صبر زیاد تا جایی که می‌تونم سفر رو ادامه بدم و با شرایط سختش بسازم و زمانی سفرم رو با بازگشت به ایران تموم کنم که واقعا راهی برای ادامه نداشته باشم. توی ذهن من پول چیزی نبود که بخواد مانع این سفر باشه. ولی اینکه به بقیه بگیم که با ده میلیون توی جیبتون به سادگی و بدون هیچ زحمتی به عنوان یک سایکل توریست می‌تونین به سفر دور دنیا برین، خوب واقعا عملی نیست.

نوشین سایکل توریست
من برای استراحت توی سفر دنبال هتل چند ستاره نبودم. برای من نفس سفر و تجربیات عمیقش ارزشمند بود و به خاطر همین می‌تونستم کم هزینه سفر کنم.

چیزی که این وسط به من شجاعت می‌داد این بود که می‌دونستم که صبر زیادی دارم و اینکه توی مسیر تو خیلی جاها میشه کار کرد و اقامت داشت. با این حساب اگه کسی بخواد به سفر با این دید و به شکل سفری که بلیط برگشتش مشخص نیست نگاه کنه، چرا که نه، میتونه با ده میلیون پول هم شروع کنه، مقصدش رو با دقت انتخاب کنه و برای بودجه‌ی روزانه‌اش یک سقف بذاره تا بتونه مدیریتش کنه. البته این موضوع به کشور مقصد هم مرتبطه و یک نسخه‌ی کلی نیست. مثلا برای سفر به تاجیکستان با صدهزار تومن هم میشه شروع کرد چون اونقدر تمام مسیر پوشیده از بیابون و کوهه که چیزی برای پول خرج کردن نیست. از طرفی مهمان‌نوازی زیاد مردم باعث میشه که واقعا پول خاصی خرج نشه.

رشته‌کوه‌های پامیر تاجیکستان. به قدری این رشته کوه‌ها عظیم و زیبا بودن که دوست داشتم تا اخرین لحظه نگاهشون کنم.

با همه این حرف‌ها چیزی که من اینجا می‌تونم توصیه کنم اینه که اگه واقعا به این سبک سفر علاقه‌مندین و دوست دارین یک سایکل توریست بشین، با همون پولی که دارین شروع کنین و بعد ببینین تا کجا می‌تونین با اون پول دوام بیارین. تمام این مدت هم بررسی کنین که چه راه‌هایی برای کار کردن و درآمدزایی در طول سفر براتون وجود داره. یعنی به جای اینکه برنامه‌ی یک سفر خیلی طولانی رو برای خودتون بریزین که هیچ وقت به خاطر نداشتن پول کافی نتونین عملیش کنین، با همون پولی که دارین شروع کنین و بر مبنای اون برنامه‌ریزی کنین.

-نوشین یکم از ترس‌های اولیه و در طول مسیرت بهمون بگو و اینکه چطور ازشون رد شدی.

خوب واقعیتش  منم مثل هر زن و مرد دیگه‌ای ترس‌های زیادی داشتم. ترس‌هایی از این جنس که اگه خانواده‌ات رو، کارت رو و کشورت رو ول کنی و بری بعدش چی میشه؟ اگه به آدم‌های جدیدی ملحق بشی و نتونی با اون‌ها کنار بیای چی؟ علاوه بر این یکی از بزرگ‎ترین ترس‌های سایکل توریست ها معمولا مرگ توی جاده است. یعنی ترس از این جنس که اگه مثلا تو جاده تصادف کنی یا با دوچرخه به ته دره بری و دیگه هیچ وقت نتونی خانواده‌ات رو ببینی چی؟

سایکل توریست و سفر با دوچرخه
جاده‌های پیچ در پیچ و دره‌های عمیق می‌تونه ترس بزرگی برای یک سایکل توریست باشه مثل جاده‌های پیچ در پیچ قرقیزستان، قبل از رسیدن به بیشکک. هرچند نگاه کردنش از اون بالا نشون دهنده‌ی تموم شدن سختی و در انتظار بودن سرازیریه!

همه‌ی این ترس‌ها وجود داشت ولی این‌که تهش چی شد که با وجود این ترس‌ها پا توی همچین مسیری گذاشتم رو نمی‌دونم واقعا. چون برام خیلی واضح بود که باید برم دیگه و این چیزی بود که از بچگی رویاش رو داشتم.

به جز این مدل ترس‌ها، من هم از فرهنگ و کشوری می‌اومدم که توش عادت به دیدن یک زن سایکل توریست که با دوچرخه سفر می‌کنه نداشتیم. حالا تصور کن با این پیش‌زمینه بخوای تصمیم بزرگ‌تری بگیری و تو خارج از ایران اینجوری سفر کنی. یا ترس‌هایی از این جنس که اگه شب یکی به چادرم حمله کنه چی، اگه پولم تموم بشه چی و یا ترس از بی‌آبی و نبودن غذا توی مسیر و… ولی به مرور که این راه رو شروع کردم دیدم یواش یواش اعتماد به نفسم بیشتر شده و فهمیدم که من می‌تونم اینجوری سفر کنم. فک کنم این شکلی بود که کم‌کم ترس‌هام کمرنگ شد.

کمپینگ با سایکل توریست
توی همچین سفری کم‌کم ترست از دنیای بیرون می ریزه وبه خودت و توانایی‌هات اعتماد می‌کنی.

بخش اول گفتگوی چایخونه با نوشین اینجا تموم میشه. ولی اگه دوست دارین در مورد زندگی الان نوشین، نکات کاربردی سفر با دوچرخه و امنیتش، اینکه چطور میشه همچین سفری رو شروع کرد و  سختی‌ها و لذت سفر با دوچرخه بدونین، قسمت بعدی چایخونه رو که هفته‌ی بعد میاد، از دست ندین.

 

0

22 کامنت

  1. سه بار خوندمش، بی صبرانه منتظر بخش بعدیش هستم.
    چه قدر انگیزه گرفتم، من عاشق دوچرخم هستم. امسال میخواستم سفرای کوتاه داخلی با دوچرخه رو تجربه کنم انگیزه گرفتم زودتر برم خورجین و یه سری خورده ریز لازم هم بخرم.
    برای نوشین بهترین ها رو ارزو دارم ، اینستاگرامش رو دنبال میکنم و واقعا لذت میبرم.

  2. نوشین، این دختر شگفت انگیز رو یک سایکل توریست به ای دی @kamookalhor1978 به من معرفی کرد. از طریق صفحه اینستاگرام نوشین دنبال کننده ماجرا جویی هاش شدم. خوشحالم که شما باهاش مصاحبه داشتید و بیشتر باهاش آشنا شدم. سبک تر همیشه حرفهای بیشتری برای گفتن داره، فقط عکس و سفرنامه نیست. همین سبب میشه مشتاقانه منتظر برنامه بعدی باشم. امیدوارم نوشین عزیز بیشتر از مشکلات برامون بگه. من آرزو دارم مثل شما سفر کنم ولی هنوز آمادگی روانی ش رو ندارم. مثلا یکی از مشکلات دزدان هستند. وقتی حتی در شهر، به طمع دوچرخه ت دنبالت میکنن، موندم چطوری خارج از شهر به آدم حمله نمیشه. خصوصا که خانم باشی. امیدوارم من هم ترس هام رو کنار بزنم و پا در مسیر سفرهای اینچنینی بگذارم

  3. واقعا زیبا بود و یادآور رویاهای همیشگی…به عنوان دختری ۱۹ ساله که با تمام وجود دوست داره در نهایت به استایل زندگی ای شبیه سبکتری ها و مهمونای چایخونه برسه باید بگم، سر زدن به سایت شما و آشنا شدن هر چه بیشتر باهاتون باعث میشه از همین الان شارژ شم و بهتر تصمیم های مختلف زندگیمو بگیرم!
    واقعا ازتون ممنونم و امیدوارم منم بتونم یه روز مهمون چایخونتون شم!!!!!

  4. من شیفته پست هاتونم حالا چایخونه هم معرکه ترش کرده ایولا دخترا با همین فرمون به پیش ی روزم نوبت من میشه که تو این چایخونه مجازی باهم چای و گپ بزنیم بگو ایشالله که نزدیکه😃💚💜💜💚💜

  5. خیلی خوب بود .لطفا در مورد ویزا هم سوال کنید.و اینکه چطور با سطح زبان پایین میتونستن ارتباط کلامی داشته باشن؟از سختیهاش لطفا بیشتر بگید ک چطور میشه از مزاحمتها در امان بود؟و اینکه تجربیات سفر در موقعیت الانشون و طرز تفکرشون تاثیری داشته؟یعنی تاثیرات سفر در زندگیشون رو میخواستم بدونم.مرسی

  6. مريم باز هم انتخابت عالي بود، چيزي كه مردم ما نياز دارن تا ياد بگيرن اينه كه واقعاً ميشه به صورتي كه دوست داشت زندگي كرد و از تفاوت سبك زندگي با سايرين نبايد ترسيد،
    اين گپ هاي توي چايخونه واقعاً مثل آمپول انگيزه ميمونه و اعتماد به نفس رو در مورد لايف استايلهاي مختلف به خواننده إلقاء ميكنه
    باز هم ممنونم

  7. من عاشق دوچرخه سواری و سفر با دوچرخه ام
    ولی خانواده نمی ذارن….. حتی دلم می خواد به دانشگاه هم با دوچرخه برم… ولی خانواده همیشه بهم می گن که چون مسیر دوچرخه ای وجود نداره خیلی خطرناکه.. کلا خیلی نگرانن😦
    ولی این متنو که خوندم حتما یه کاری انجام می دم تا راضیشون کنم …
    از کم شروع می کنم … فعلا فقط تا دانشگاه هر روز …
    به امید اینکه یه روزی منم با دوچرخه سفر کنم و کل دنیا رو ببینم 💪💪
    You can I can
    💪💪

ارسال کامنت