قسمت سوم | درماندگی آموخته شده

    58

    درماندگی آموخته‌شده یعنی تو در اثر یه سری اتفاقات و تجارب دردناکی که در گذشته برات پیش اومده و به نظرت غیرقابل کنترل بوده، نتیجه می‌گیری که کلن کنترلی رو شرایط زندگیت نداری. یه جورایی این تو ذهنت ثبت میشه که کار و تلاشی که می‌کنی اصولن ربطی به نتیجه‌ای که می‌بینی نداره و هر کاری بکنی نمی‌تونی از وضعیتی که توش هستی بیرون بیای. پس کلن ناامید میشی و دیگه هیچ تلاشی نمی‌کنی.

    این قسمت رو با آزمایش‌های مارتین سلیگمن بر روی درماندگی آموخته شده در سگ‌ها شروع می‌کنم و در ادامه از مثال‌های درماندگی آموخته شده تو آدم‌ها و راه‌های دراومدن ازش حرف می‌زنم. اگه حس می‌کنید تو یه شرایط بد گیر افتادید و هیچ راهی برای بیرون اومدن ندارید و یا می‌بینید که نزدیکانتون در برابر اتفاق‌های بد دچار انفعال شدن و دیگه تلاشی نمی‌کنن این قسمت چارراه رو از دست ندید.

    مارتین سلیگمن کتاب‌های زیادی داره که بیشترشون بر پایه‌ی تحقیقاتش روی درماندگی آموخته شده و روانشناسی مثبت هستن. دو تا از بهترین کتاب‌هاش تو ایران هم ترجمه شدن و می‌تونید پیداشون کنید: خوش‌بینی آموخته شده (Learned optimism) و شادمانی درونی (Authentic happiness)

    سخنرانی تدتاک مارتین سلیگمن در مورد روانشناسی مثبت رو هم می‌تونید به زبان انگلیسی و با زیرنویس فارسی ببینید.

    اگه دوست دارید بیشتر در مورد ارتباط درماندگی آموخته‌شده با روابط سواستفاده‌گرانه بدونید هم می‌تونید به اینجا و اینجا سر بزنید.

     

    اشتراک‌گذاری
    پست قبلیقسمت دوم | قصه‌ی من
    پست بعدیقسمت چهارم | تناقض انتخاب
    پری
    یه آدم ماجراجو که دوس داره بیشتر و بیشتر سفر کنه و دنیای درون درست به اندازه‌ی دنیای بیرون براش جذاب و پر از ناشناخته‌س.

    58 کامنت

    1. Vaqti charraho gush midam koli energy miad tu zendegim.masalan hamin alan baes shod pashamo bikhiale fekraye manfi k mishe ya nemishe beshinam paye dars! Nemikham faqat beshinamo in dardo tahamol konam.shayad in jaei k tush gir kardam faqat y jabas na qafas!
      ❤Merc pary

      • خوشحالم که گوش کردن چارراه باعث شده که برای جلو رفتن و تلاش کردن انگیزه بگیری رها جان:) مرسی که گوش می‌کنی و برام می‌نویسی که تاثیری داشته حرفام!:)

    2. خیلی عالی بودو من رندم سخنرانیای دیگه هم نگاه کردمو لذت بردم، چون واقعا منم عاشق علم درون و روانشناسی ام و واقعا دیگه بعد این مدتی که پیج اینستا و سبک تر و دنبال میکنم کاملا مطمئن شدم که چقققدر طرز فکرو علایقو رفتارمون شبیه هم هستش و این به من حس خوبی میده، ایشالا تو یکی از دورهمی های سبک تر ببینمت پری جان

    3. مطلب بسیار خوب و تاثیرگذاری بود… اما با یک قسمتش مشکل دارم از اونجایی که بسیاری از مطالبی که بیان کردین وام گرفته شده از مطالب خارجی است. بحثی که در مورد شرکت در انتخابات کردین به نظرم برای فردی صدق میکنه که در یک نظام دموکراسی زندگی میکنه. اگر شما به وسیله تجربه و مطالعه به یقین رسیده باشین که عملی که انجام میدین عکس العمل مورد انتظارو برآورده نمیکنه، چنانچه به اون عمل اسرار بورزین شما در حقیقت رفتاری پوچ دارین و عمل شما یک عمل عاقلانه نیست (تاکید میکنم برای فردی که به یقین رسیده) مثلا با اینکه میدونم هرچه با دستام بال بزنم به هوا نمیرم اما به جای کنار گذاشتنش این عملو انجام بدم یا با لیوان آب به اقیانوس اضافه کنم آب اضافه میشه اما حتی تا آخر عمرم اینکارو بکنم تاثری نمیذاره اما به این عمل اسرار بورزم مصلما در عقل من باید شک کرد. چنانچه من به وسیله تجربه و مطالعه به یقین رسیده باشم که در یک نظام دیکتاتوری زندگی میکنم و باز به شرکت در نمایشی که دیکتاتور به نام انتخابات به راه انداخته شرکت کنم مصلما باید در عقل من شک کرد و شرکت نکردن در آن نشانه درماندگی آموخته شده نیست… اینی که شما میگین در یک دموکراسی که همیشه احتمال تغییر وجود داره صدق میکنه نه دیکتاتوری. توجه داشته باشین نمی تونین هرکسی که برای انجام کاری اسرار نداره را دچار درماندگی آموخته شده بدانین شاید اون فرد زودتر از دیگران به درستی دچار یقین شده و عمل بیهوده ای را ترک کرده.

      • من وقتی مقالات خارجی رو می‌خونم و حس می‌کنم مطلبی ربطی به ایران نداره سعی می‌کنم ایرانیزه‌ش کنم یا مثالی بزنم که برای آدمای داخل ایران هم ملموس باشه. در مورد چیزی که گفتم هم همین‌طوره و نظر شخصیم اینه که اینجا هم مثل بقیه‌ی جاهای دنیا شرکت نکردن تو انتخابات راه حل منفعلانه‌ایه. وقتی میگم تو کشورهای دیگه هم این مساله شایع هستش ینی از نظر مردم اون کشورها هم شرکت در انتخابات فایده‌ای نداره و کاندیداها هیچ کدوم خوب نیستن و شرایط قرار نیست تغییر کنه و برای همین تصمیم می‌گیرن رای ندن. و از نظر مقاله‌هایی که من خوندم این یعنی درماندگی آموخته شده و در مورد ایران هم به نظر شخصی من شرایط همین طوره. من که از فعال بودن و یه کاری کردن نتیجه گرفتم اما بهرحال نظر شما محترمه و امیدوارم شما هم ترک کردن اون چیزی که فکر می‌کنید بیهوده‌س به نتیجه‌ی دلخواهتون رسیده باشید:)

        • شما در پاسختون کلمه یقین را نادیده گرفتین بانو و همون حرفای اولیه رو تکرار میکنین مثل کسایی که وقتی با کارتون خواب های ایران روبرو میشن میگن خب تو امریکا و اروپا هم کارتون خواب هست
          تفاوت بسیار زیادی هست بین فردی که فقط فکر میکنه انجام عملی نتیجه ای نداره (مثل همونایی که تو یک دموکراسی در اروپا یا آمریکا را نمیدن) با فردی که بر اساس تحقیق و تفکر و دلایل متعدد میدونه که عملی نتیجه نداره.
          عزیز شما نمیتونی از ایران یه توپ بسکتبالو شوت کنی تو سبد تیم کلیولند کاوالیرز حالا هرچی میخوای سعی کن چرا متوجه نیستین که وقتی کسی سعی در شوت کردن این توپ را کنار میذاره دچار درماندگی آموخته شده نیست اون فقط یک فرد عاقله

    4. سلام؛ ممنون پری خانم مثل دو پادکست قبلی هم جالب بود و هم مفید. قبلا با اسم «مارتین سلیگمن» به عنوان بنیان گذار مکتب روانشناسی مثبت آشنا شده بودم اما این فرصت پیش نیومده بود که راجع بهش بیشتر بدونم، حالا این پادکست شما انگیزه ای شد تا مطالعه آثار سلیگمن رو تو برنامم بگذارم.
      یکی از دلایل دیگه که این پادکست رو برام جالب کرد شباهت اون با «نظریه انتخاب» ویلیام گلاسر که در حال حاضر در حال مطالعه کتابش هستم، بود. گلاسر نظریه انتخاب رو نوع جدیدی از روانشناسی میدونه که در مقابل روانشناسی کنترل بیرونی (که از قضا روانشناسی غالب جوامع هستش ) قرار داره و در اون خود فرد بنابر منافعی، رفتار (و به تبع اون احساس) خودش رو «انتخاب» میکنه. بنابراین مثلا افسردگی احساسی نیست که تحت یک شرایط بیرونی و تغییر شیمی مغز به فرد عارض بشه بلکه افسردگی گزینه ای است که فرد بنابر مصالح شخصی در مقطعی از زندگی اون رو انتخاب میکنه. بنابراین برای درمان افسردگی از نظر گلاسر به هیچ داروی شیمیایی نیاز نیست و فقط کافیه فرد انتخاب های دیگری بکنه، به همین راحتی:)
      راستی راجع به مرکز کنترل درونی و بیرونی یه نکته ای به ذهنم میرسه اونم این که درسته که در مواقع شکست، افرادی که مرکز کنترل درونی دارن نسبت به اون هایی که مرکز کنترل بیرونی دارن حال بدتری رو تجربه میکنن اما این احساس مقطعیه و اتفاقا همین نگاه درون گرا تنها راه برون رفت از اون وضعیت و تلاش دوباره برای رسیدن به پیروزیه و در دراز مدت قطعا بیشتر جواب میده که البته خودت هم به نحوی این رو بیان کردی.

      • مرسی شهاب جان که وقت گذاشتی و گوش کردی و این طور مفصل نظرت رو برام نوشتی! وقتی آدم‌هایی مثل شما که خودشون مطالعه دارن میگن کارم خوب بوده خیلی خوشحال میشم و انگیزه میگیرم:) حتمن میرم در مورد این نظریه انتخاب که گفتی هم تحقیق می‌کنم شاید یه اپیزودی هم درباره‌ی اون کار کردم!
        با حرف آخرت هم موافقم. آدم‌هایی که مرکز کنترل درونی دارن خیلی وقت‌ها تو بحران‌ها و شکست‌ها راحت‌تر با مساله کنار میان چون همون طوری که فکر می‌کنن مسئولیت این شکست با خودشونه فکر می‌کنن مسئولیت بیرون اومدن ازش هم با خودشونه و خودشون زودتر پامیشن یه کاری می‌کنن و منتظر نمی‌مونن:)

    5. پری جان عالی بود. واقعا باریکلا به این همه تحقیق و مطالعه ای که می کنی و بعد با حوصله به زبون ساده برای بقیه هم توضیح می دی تا همه ازش استفاده کنند. واقعا عالی بود. دمت گرم

      • ممنونم آلا جان:) راستش من همیشه آرزوم بوده از سال‌ها قبل که چیزایی که می‌خونم رو جمع و جور کنم برای آدما بگم و خیلی خوشحالم که بالاخره این پادکست رو زدم و به آرزوم رسیدم:) مرسی که گوش میدی!

    6. همیشه وقتی تو موقعیت های مختلف قرار می گیریم و یه سری کارهارو انجام میدیم بعد از اینکه اون قضیه تموم شد میایم از دور بهش نگاه می کنیم و یه سری رفتار تکراری تو شکل های مختلف رو میبینیم. همین باعث میشه بفهمیم که چجوری داریم با مسائل کنار میایم. موقع ای میتونیم این رفتار هارو بهبود بدیم(یا اصلاح کنیم) که تعریف کامل و دقیقشو بفهمیم.
      خیلی خوبه که این موضوعاتو به اشتراک میزارید چون باعث میشه با مفاهیم جدید از این نوع نقظه نظر آشنا شیم.
      مرسی از این قسمت

      • آره دقیقن همین طوریه و باید برگردی عقب رو نگاه کنی یا تو موقعیت‌های مختلف خودت و عکس‌العملت رو از بیرون ببینی تا بفهمی مشکلت کجاست و داری چطور رفتار می‌کنی در برخورد با اتفاقات! برای خودم هم خوندن در مورد این چیزا خیلی جذابه و همین حس شما رو دارم و برای همین دوس دارم با بقیه هم به اشتراک بذارم:)
        مرسی که گوش میدی و همراهی می‎‌‌کنی

    7. سلام پری جون. اول از همه بگم برا گوش دادن به این چاراه اخر شب قبل خواب رو انتخاب کردم، سکوت محض باشه…
      چقدر خوشحالم که اینهمه پرُ پیمون بود! مشخصه که خیلی زمان و انرژی بیشتری براش گذاشتی و برای من یکی که واقعا ارزش کاری رو که اراعه دادی رو این نکته خیلی بالا برد که به جزئیات یات مقاله ها و جامعه اماریش و اعداد و ارقام و اشخاص به طور دقیق اشاره کردی! احسنت! یه صحبت علمی واقعی بود و لذت بخش تر کرده بود این ظرافت تو کارت…
      از طرفی
      مطلبی خیلی خیلی کاربردی بود. ایکاش بدونیم تو کدوم رفتارها و اعتقاداتمون درماندگی اموخته شده داریم، حداقل اینطوری میتونیم با داشتن دیدی روشن تر بفهمیم مشکلمون از کجا آب میخوره. وگرنه… توش همونجور دست و پا میزنیم و گسترده میشه همینجور درماندگیه!
      نکته دیگه این هست که ایکاش به متخصص ها رجوع کنیم و از کمک تخصصیشون تو این ضمینه بهره مند بشیم… اون بیرون اومدن از درماندگی شاید بیشتر از یک اگاهی و تلاش فردی خودمون کمک نیاز داشته باشه… ازطرفی واقعا به روحیات افراد و سابقه ژنتیکی خانوادگی و محیط وابسته هست اینکه تا چقدر درگیر این مسئله باشیم. .. ژنتیکیش از این جهت که اگه میبینیم تو خانواده ای با روحیات منفی گرایی و سابقه های اختلالات یا رفتارهای شک برانگیز به سالم نبودن رفتاری هستیم باید بیشتر حواسمونو جمع کنیم که هوای افکار و احوالاتمون رو داشته باشیم که به موقع دست به مار شیم برای در دام نیوفتادن تو شرایط ناسالم. . . مرسی ازت پری جون. بازم میگم عالی بود و عالی تر بودی

      • مرسی مرسی سیما جان:) این قسمت یکم علمی‌تر و تخصصی‌تر بود و ته دلم نگران بودم نکنه آدما دوس نداشته باشن انقدر در مورد یه موضوع دقیق بشم اما دیدم که فیدبک‌های خوبی گرفتم و ممنونم ازت که میای می‌نویسی برام همیشه!
        من به شدت معتقدم که آدم‌ها تو این موقعیت و تو خیلی موقعیت‌های دیگه به کمک تخصصی احتیاج دارن و امیدوارم واقعن که این مساله بیشتر جا بیفته بین آدما که برن پیش یه متخصص!

    8. دست به کار بشیم! عذر بابت اشتباه تایپی ها! گفتم الان ننویسم دیگه معلوم نیست کی فرصت کنم… اخر شبه و اشتباهات بیشتر!

    9. خيلي ممنون از اينكه اينقدر با حوصله مطالب رو توضيح دادين. الان تو يه شرايطي هستم كه واقعا به اين انرژي مثبت و شناخت از اينكه واقعا دارم چيكار ميكنم با خودم چند چندم احتياج داشتم.

    10. پریِ عزیزم
      می دونی گه چقدر پادکست هات رو دوست دارم و برای کاری که می کنی خیلی ارزش قائلم ازت یه دنیا ممنونم برای تمام تلاش و زحماتی که می کشی برای تولید و کمک به آدمهایی که تلنگر دوست دارن و باعث میشی بیشتر فکر کنیم بیشتر بخونیم و بدونیم . ادامه بده ادامه بده

    11. عالی بود این پادکست عالی! همیشه برا من جذاب بوده درونگرایی و توجه خاصت به دنیای ناخوداگاه و تلفیقش با هیچهایک و سفر. این پست بیشتر و بیشتر ما مجذوبان این وادی رو جذب خودش کرد. ادامه بده :))

    12. واقعا این پادکست عالی بود. برای کلی آدم به اشتراک گذاشمش. خیلی خوبه که مطالب رو اینطوری خیلی روون و راحت می گی و می شه راحت باهاش ارتباط برقرار کرد و بش فکر کرد که چقدر خودمون تو زندگی دچار درماندگی آموخته شده ایم و چطور باید تغییرش داد .

      • راستش خیلی خودم این کار رو دوست دارم که چیزایی که می‌خونم رو با زبون خودم برای بقیه تعریف کنم و جتمن ادامه‌ش میدم:) راستی مرسی که برای بقیه هم فرستادی خوشحال می‌شم آدمای بیشتری بشنونش!:)

    13. سلام پری جان. کامنتا رو خوندم و این خیلی خوبه که بازخوردها همه مثبت بوده. منم بشخصه کارتو دوس داشتم اما چیزی که اینبار خیلی به چشمم اومد این بود که چندبار مجبور شدم پاز کنم و دوباره برگردم عقب تا بفهمم چی به چی بوده. واقعیتش اینه که به نظرم اومد این بار یکم خشک از آب در اومده بود. که با توجه موضوعش طبیعیه اما میشد با یکم موسیقی بیشتر و جم و جور کردن و پارت بندی های واضحتر این مشکلم رفع کرد. و البته که همه ی این ها پیشنهاده برای اینکه تو دختر فوق العاده نتیجه ی بهتری از کارت بگیری من مخاطبم لذت بیشتری ببرم 😏

      • نازیلا جان اصولن پادکست‌هایی با این فضا و تم موضوعی زمانشون از ۴۵ دقیقه تا ۱ ساعته! بعد وسطش موزیک بیشتری داره و حتی میره برک و تبلیغات چون وقتی در مورد یه مطلب جدی حرف می‌زنی باید به ادما زمان بدی تا هضمش کنن و برن مطلب بعدی. اما چون پادکست تو ایران نسبتن چیز جدیدیه و ادما هنوز خیلی جذبش نشدن و عادت ندارن زیاد بشینن پاش من سعیم اینه که قسمت‌ها رو تا جایی که میشه کوتاه کنم. اما کم کم سعی می‌کنم اینی که گفتی رو هم رعایت کنم و موزیک‌ها رو بیشتر کنم حتمن! ممنون که نظرت رو نوشتی برام خیلی کمک میکنه بهم:)

    14. واااای عاااالى بود . ممنون پری جان . الان ساعت ۳ صبحه و من بدون اغراق با کنجکاوی تا آخرش رو گوش کردم . انگار یه نفر را پیدا کردم که داره در مورد گره های ذهنی م باهام حرف میزنه . خواهش می کنم به همین مسیر ادامه بده . الان من خودم را بهت مدیون میدونم چون احساس می کنم یه مشاور حرفه ای به صورت رایگان بهم یک جلسه مشاوره داده . به امید ديدارتون در چین 🙂

      • ممنوووونم محمد عزیز تو که دیگه لطفت رو همه جوره به ما نشون دادی! بازم دمت گرم که گوش کردی و نوشتی برام و خوشحالم که انقدر دوسش داشتی:)

    15. پری عزیز. عالی بود.
      میدونی برای زندگی من خیلی مصداق داشت. شاید اسمش رو نمیدونستم، ولی سالها پیش درگیر درماندگی آموختنی شده بودم. تا اینکه بالاخره فهمیدم باید یک تغییر اساسی تو شخصیتم ایجاد کنم. نقطه عطف زندگی من انتخاب رشته ام بود که زیر مجموعه هنرهای تجسمی بود و سبب شد خودم رو باور کنم. برای خیلی از دوستانم پادکست رو فرستادم. امیدوارم سبب درک بهتری از شرایطی که دارند بشه.ممنونم که اینقدر روان یک مساله پیچیده رو بیان کردی. از این به بعد هر لحظه که تو شرایط مشابه این باشم یاد حرف هات میفتم. زنده باشی سبک تر

      • اره دیگه همون مبحثیه که میگم روانشناسی باعث میشه اسم الگوهای رفتاریمون رو بفهمیم! خوشحالم که مسیر زندگیت به سمت خوبی رفته و از درماندگی هم خارج شدی:) ممنون که برای بقیه هم فرستادی:)

    16. مرسی پری به خاطر این پادکست فوق العاده و این زمان و وقت و انرژی ای که گذاشتی. واقعا عالی بود و لذت بردم و اموختم. هی گوشه ی ذفترچه ام نوشته بودم که کامنت گذاشتن در سبک تر و تشکر ازشون.. هی یادم می رفت. خوشحالم که بالاخره اینجا نوشتم. مرسی خیلی…

      • ممنونم راضیه عزیز کلی ذوق کردم که گفتی گوشه‌ی دفترت نوشتی بیای کامنت بذاری خیلی باحال بود:) ممنونم که گوش میدی و پیگیری امیدوارم هر قسمت بهتر باشه از این به بعد:)

    17. واقعا ممنون بابت دقت و سلیقه به خرج دادن در انتخاب موضوع و کیفیت ساخت یک پادکست حرفه ای:)
      من موقعی میفهمم یک مطلب چقد خوبه، که موقع خوندن یا شنیدن یا دیدن اون سخنرانی ایده های زیادی به ذهنم برسه. مثل پادکست های قبلی این پادکست هم کلی ایده به ذهنم آورد که به اشتراک میزارم.
      اول اینکه یه آزمایش خیلی خوب و خفن در این مورد که ما چطور بر اساس حوادث پیش بینی می کنیم، که یک تدتاک از laura schulz و آزمایش بر روی کودک های ۱۵ ماهه هست. (این تد خیلی برام عجیب بود و هنوز هم هست)
      مساله بعدی که یک مشکل بزرگ بشریت هست (همینکه میگیم طرف میبینه چون تلاش هاش جواب نمیده پس تلاش نمیکنه) مساله ذهن تعمیم دهنده انسان ه. مثلا اگه یه عکس از یه قبیله سیاه پوست ببینیم و از ما بپرسن یه نفر دیگه از این قبیله رو توصیف کن، ما هم پیش بینی می کنیم سیاه پوست باشه طرف! این مثال کتاب قوی سیاه از نسیم نیکلاس طالب هست. نیکلاس طالب جز اون چند نفری که بحران مالی سال ۲۰۰۸ آمریکا رو پیش بینی کرد و خیلی انسان بزرگ و خفنی هست و تمام کتاب در همین موارد صحبت می کنه.
      اون قسمت خوشبینی هم یه تد خیلی خوب چند سال پیش دیدم از tali sharot که کلی آزمایش تو این زمینه انجام داده و اون هم در زمان خودش رو من تاثیر زیادی گذاشت.
      و در مورد آخر داستان اینکه چطوری بتونیم به هم کمک کنیم برای این قضیه! یادمه سال دوم دبیرستان یه روز ساعت ۶ صبح با آژانس به سمت کلاس خصوصی المپیاد شیمی میرفتم! اون زمان فکر میکردم دارم خفن ترین کار روی زمین رو انجام میدم! ولی الان فکر میکنم فقط وقت تلف کردم! راننده تاکسی برگشت به من گفت “تو آخرش یه چیزی میشی”. این حرف برای همیشه تو ذهن من موند و خواهد موند. راه حل نهایی اینه، وقت بزاریم برای آدما و نکته به نکته خوبیاشون رو بگیم و ازشون تشکر کنیم (این ایده تشکر هفتگی هم یه تدتاک داره که میگه تو رابطه عاطفی باید هفته ای یک بار بشینید رو به روی هم و از هم تشکر کنید). شاید خیلی زیادی این مساله رویایی و لوس به نظر برسه، ولی خوشبختانه دلیل علمی داره. شما وقتی از خوبیای یه نفر تشکر کنید، مغز اون فرد در مورد اون مسائل خوب شروع به کوشش ذهنی می کنه و شروع به پردازش می کنه.
      خیلی خوبه که آدمایی مثل شما وجود دارن و چیزایی که سخت تر دیده میشن رو، راحت میبینن و برامون راحت توضیح میدن.

      • حامد جان خیلی خیلی ازت ممنونم که چارراه رو گوش کردی. خیلی خوشحال میشم می‌بینم چارراه مخاطبی داره که خودش اهل مطالعه‌س و به این مباحث علاقه داره! و واقعن ممنونم که این تدتاک‌ها رو معرفی کردی حتمن یه گوشه یادداشت می‌کنم و سر فرصت می‌بینم شایدم یه اپیزود پادکست درباره‌شون ساختم:)

    18. توی هر اپیزود از چارراه یه دنیا حرفه برای من..هرکدوم رو باید چندبار گوش بدم و با زندگی و تجربه های نسبتا کم خودم منطبق کنم..و راستش تا الان که خیلی حرفات کمکم کرده:)مخصوصا اینکه پشتوانه ی علمی دارن:)
      بی نهایت ازت ممنونم که باعث شدی ترغیب بشم برای بیشتر مطالعه کردن توی این زمینه ها.
      تایم اپیزودها خیلی خوبه.ولی فکر میکنم حتی اگه به یک ساعت هم برسه بچه ها استقبال کنن.اونقد شیرین و قشنگ و پرمحتوا حرف میزنی که من شخصا دلم میخواد هیچکاری نکنم و یه مدت طولانی پادکست هات رو گوش بدم:)
      با ارادت همیشگی:نرگس

      • مرسی نرگس عزیزم:) راستش منم دلم می‌خواد خیلی مفصل درباره‌ی هر چیزی توضیح بدم اما خب وقت و امکانش نیست دیگه! برای همین خوشحالم که تونستم یه دری رو باز کنم تا آدما علاقه‌مند بشن و برن خودشون بیشتر بخونن! مرسی مرسی:)

    19. سلام
      این پادکست برای من خیلی جالب بود. یه خواهشی ازتون داشتم. شما که زیاد کتاب های روانشناسی خوندید و اشراف دارید روی یه سری از مباحثشون، برای من سوال جدی پیش اومده راجع به موضوع قانون جذب و قانون های دیگه از این دست و اینکه واقعا حقیقت دارند یا نه ؟ اگر فایلی هم در این مورد بذارید یا اینکه منابعی معرفی کنید که بتونم ببینم اینا واقعا علمی هستند یا خیر. ممنون می شم.

      • سلام بهروز جان، راستش من از روی علاقه‌ی شخصی یه چیزایی رو می‌خونم و واقعن خودم رو کسی که روی قضیه اشراف داره نمی‌دونم و چون در این موردی که گفتی مطالعه‌ی دقیقی نکردم نمی‌تونم حرفی بزنم واقعن:)

    20. سلام
      دست شما درد نکنه
      شنیدن این پادکست در جدیدی رو برام باز کردم به اسم روانشناسی
      من به کتاب علاقه زیادی دارم و تقریبا هر روز مطالعه میکنم ولی تا حالا پیش نیومده وقتی میرم کتاب فروشی ، سمت قفسه کتاب های روانشناسی برم. یعنی هیچ وقت انگیزه ای نداشتم برم سمتش و هیچ وقت هم اتفاقی کتاب روانشناسی به گذرم نیفتاده بود
      الان بعد از شنیدن این پادکست، این انگیزه رو پیدا کردم و علاقمندم که بیشتر در زمینه روانشناسی مطالعه کنم
      الانم دارم میرم کتاب فروشی تا کتابای آقای سلیگمن رو بخرم

      ممنون از شما و آقای سلیگمن 🙂

      • اول ممنونم ازت که چارراه رو گوش می‌کنی:) بعد هم این که شاید دلیلش این بوده که به خاطر تعداد زیاد کتاب‌های روانشناسی زرد، یه نگاه منفی به کتاب های روانشناسی وجود داره! اما واقعن کتاب خوب هم زیاد هست و وقتی وارد این حوزه میشی دیگه درگیرش میشی!
        موفق باشی

    21. پری جون ممنون ازت که اینقدر موشکافانه و شیرین این موضوع را توضیح دادی. یه پیشنهاد واست دارم اگرکه بتونی این موضوعات روانشناسی را با قوانینی که در کائنات و هستی وجود داره مثلا قانون جذب_عمل و عکس العمل_ چاکراها_و حتی بحث های خداشناسی ارتباط بدی فوق العاده میشه.به نظرم اگرکه همینجور با انرژی ادامه بدی میتونی یه روزی نظریه های جدید روانشناسی بدی چون حرفات خیلی ملموسن.

      • والا از من نخواید با این ذهن منطقی و علمیم وارد این مباحث بشم:)) چون من چیزی رو که با تحقیقات درست و حسابی ثابت نشده رو ممکنه خودم بخونم و حال کنم اما واقعن نمیتونم با یه عالمه آدم به اشتراک بذارم:)
        بازم ممنون از پیگیریت:)

    22. پری بازم بنویس و بخون.
      هر چی می نویسی و پادکست کردی رو گوش دادم و باز هم گوش می دم. فقط زیر این یکی کامنت می ذارم که یه نیوتون نیرو بشم برای ادامه.
      ایشالا بیشتر و بیشتر که پادکست ساختی تو طراحی های پادکست هم فنی تر و حرفه ای تر بشی : )

    23. ممنونم هوماه جان که اومدی نظرت رو نوشتی و واقعن هر کدوم از این کامنت‌ها خیلی بیشتر از یه نیوتون نیروئه برای ادامه دادن! و این که خوشحال میشم اگه ایده‌ای نظری طرحی پیشنهادی تخصصی داری در مورد پادکست بهم بگی در جهت بهتر شدن چون تازه‌کارم و از همه‌ی اینا استقبال میکنم:)

    24. از پادکستهاتون خیلی لذت بردم.تشکر. یک کتابی خودم که خیلی لذت بردم فکر کنم شما هم خوشتون بیاد

      search inside yourself

      موفق و شاد باشین همیشه

    25. بسی لذت بردم. خوبیِ پادکست اینه که میتونه در پس‌زمینه بخونه، من کارم رو پیش ببرم و همزمان بخشی از ذهنم این مطالب رو بجوه. انصافا هم که مطلب خوشمزه‌ای بود!
      من قبل از اینکه این پادکست رو گوش بدم یه مطلبی راجع به همین نوشته بودم، ولی از جنسی دیگه. خوبی این مطلب اینه که به مراتب بیشتر تحقیق شده واسش و ادامه‌ی تحقیقات سلیگمن رو گرفتی. مثلا اینکه در نهایت کتابی نوشت خیلی برام جالب بود. فیض بردیم پای صحبتتون 🙂

    ارسال کامنت