قسمت پنجم | مائده و ترانه، اولین سفر تنهایی

    26

    قسمت پنجم چارراه یکم با قسمت‌های قبلی فرق داره چون تصمیم گرفتم از این به بعد گاهی تو چارراه بشینم با آدم‌ها درباره‌ی سفر گپ بزنم. این بار هم دور هم با مائده و ترانه درباره‌ی اولین سفر تنهایی طولانیشون حرف زدیم. این گفتگوی هیجان‌انگیز رو گوش بدید تا ببینید که چنین سفری ممکنه در واقعیت همون قدری که فکر می‌کنید خوب و خوش و رویایی و یا پر از سختی و دردسر باشه.

    ترانه یه سفر ۴۴ روزه داشته به روسیه، ارمنستان و گرجستان و مائده ۲۶ روز هند رو گشته. تو سفرهاشون کار داوطلبانه کردن، از کوچ‌سرفینگ استفاده کردن و کلی اتفاق جالب براشون افتاده. با بچه‌ها و قصه‌های سفرشون همراه بشید شاید شما هم تصمیمتون رو بگیرید و اون آرزویی که همیشه ته ذهنتون در مورد سفر داشتید رو عملی کنید.

    26 کامنت

    1. سلام پری جون…از صحبتاتون لذت بردم ..چیزایی هم از تجربیات این دوتا دوست خوب یاد گرفتم! سپاس ازینکه مثل همیشه با ما که سفرو دوست داریم همراهی میکنی و سخاوتمندانه تجربیاتی ودر اختیارمون میذاری!…پیروز و شاد باشی …

    2. اول:نمیدونم این سی و پنج دیقه چجوری تموم شد:))
      دوم:ایده ی تغییر سبک و حرف زدن درباره ی سفر اونم با دوتا بکپکری که توی دنیای اینستاگرم خیلی مطرح نیستن بهترین کاری بود که کردی:)
      سوم:مثل همیشه هر پادکست رو چندبار گوش میدم قطعا:)
      چهارم:لطفا لطفا لطفا بگو که قسمت بعدی ماه آینده نمیاد و زودتر قراره بشنویمش:)

      • ایول خوشحالم که ایده‌م رو دوست داشتی خودمم اولش فکر نمی‌کردم انقدر خوب بشه اما بعد از این که تموم شد دیدم چقدر همون چیزی شد که می‌خواستم:) ببخشید که دیر شد قسمت دوم:))

    3. پری خودت در جریانی که تو دل ما جا داری یا یادآوری کنم؟😋😊
      و مرسی،اتفاق جالبی بود. همش فک میکردم یه طرف دیگه ی میزم من نشستم و دارم تو سکوت حرفای شما خانم های جوان ماجراجو رو با لذت گوش می دم و باهاتون معاشرت می کنم😏

    4. این پادکست عالی بود. اینکه ما دخترها مسئله متقاعد کردن خانواده رو داریم سخت ترین بخش سفرمون به حساب میاد. متظر ادامه پادکست هستم 🙂 این ایده اتون هم خیلی خوبه ، گپ زدن با افرادی که خیلی تو محیط مجازی معروف نیستن 🙂 آدم بیشتر ارتباط برقرار میکنه.
      ممنونم ازتون

      • اره فرشته جان خیلی دوست دارم یه نقشی داشته باشم تو بهتر کردن این وضعیت خانواده برای کسایی که دوست دارن سفر برن و فکر می‌کنم این که بدونیم تنها نیستیم و درست کردنش هم غیرممکن نیست اولین قدمه:)

    5. پنجمین چهارراه حرفهایی داشت که تو هیچ سفرنامه ای نخوندم، ضمن سپاسگزاری ویژه از پری عزیز بخاطر ایده جدید در چهارراه و دوستانی که احساساتشون رو با ما به اشتراک گذاشتند میخواستم یک از مشکلاتم رو باهاتون در میان بگذارم، اینکه هر زمان از داستان های شما یا داستانهای مشابه برای خونواده ام تعریف میکنم و سعی میکنم ذهن شون رو برای سفرهای خیلی کوچکتر از اینها ( داخلی) آماده کنم، پدرم میگه، اونهایی که این مدلی سفر میرن، چیزی برای از دست دادن ندارن و این حرفش منو بدجوری دلخور و دلشکسته میکنه. واقعا نمیخوام شما رو ناراحت کنم، ولی اینقدر این مدل جمله ها تکرار میشه که گاهی تمام نیرو و انرژیم برای به چالش کشیدن خودم رو از دست میدم. همیشه همراه تون هستم، شما الهام بخش من هستید، دوستتون دارم و آرزو میکنم روزی مثل شما اینقدر جسارت داشته باشم.

    6. خیلی عالیه و خیلی انرژی و حس خوبی میده انگار که یه نفر داره حولت میده به سمتی که همش یه ترس و گنگی وجود داره و مانع رفتنت میشه ولی درواقع همش ساخته ذهنه.
      لطفا ادامه بدید
      ممنون

    7. سلام بازم خوب عالی بود چهارراه یک ایده عالی هست و کارش عالیه.
      ممنون
      یه سوال مهم دارم من چرا در کوچسرفینگ نمیتونم مهمان بگیرم نه کسی پیشنهاد میده نه چیزی تازه وقتی من میگم اوکی مهمان من باشید هم کسی نمیاد میشه کمک کنید عجیب برام که هیچ مهمانی نمیاد خانه من البته من فقط زبان ترک میگیرم چون یکمی زبانشونو بلدم انگلیسی بلد نیستم . و با خانوادم زندگی میکنم .اینم چالش جالبی هست که مثل پیاده روی اربعین که عراقی ها التماس میکنن مهمانشون بشی حالا کار من شده .یه نکته دیگه اینه که من به دلیل اینکه مادر پدرم هستن ومادرم مذهبی هست مرد نمیتونم قبول کنم چون دیگه باید همش چادر سرش باشه واذییت میشه دختر یا زن همسن مادرم درخواست میدم مهمان شوند اما نشده دیگه .نشده ممنونم کمک کنید.

    8. سلام پری
      خیلی این برنامه رو دوست داشتم. من از بچه گی عاشق جهانگردی و حتی سفر تنها بودم. البته در نهایت این سفر بود که قبل از اینکه به خودم بیاد من رو انتخاب کرد و باعث شد با آدمها و شیوه هایی از زندگی آشنا بشم که حتی اگر خودم به سفر میرفتم شاید بهشون بر نمی خوردم.
      برنامه ات مثل همیشه عالی بود. احساس کردم همراه ترانه تنها تو برهوت از اتوبوس پیاده شدم و باد سرد روسیه داره بهم میگه هی این فقط یک رویا نیست؛ و یک لبخند بزرگ به پهنای صورتم؛ یا مثل مائده تمام حواس شش گانه رو اکتیو کردم که بتونم قدم بعدی سفر به سرانجام برسونم.
      آنقدر گپ و گفت شما صمیمی بود که حس می کردم خودم هم اونجا هستم و از حرفهای شیرین مائده همراه شما با صدای بلند میخندم.
      عالی بود مثل همیشه. منتظر برنامه های بعدی و صدای گرمت هستم پری جان.
      پاینده باشی.

    ارسال کامنت